هدفگذاری تورم در اقتصاد تحت فشار
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
بحران بازتولید مشروعیت در ایران
این مقاله بحران بازتولید مشروعیت در ایران را نه بهعنوان یک بحران سیاسی گذرا، بلکه بهمثابه فرسایش نهادی، اخلاقی و عملکردی دولت تحلیل میکند. مهران فتحی با استفاده از نظریهی «پوسیدگی سیاسی» هانتینگتون، نشان میدهد که انحصار ایدئولوژیک و ناتوانی در انطباق با تحولات اجتماعی، چگونه نهادهای جمهوری اسلامی را از معنا تهی کرده است. این متن، تطبیقی میان دو مقطع ۱۳۵۷ و ۱۴۰۴ ارائه میدهد و سه سناریوی آینده – انسداد پایدار، گذار کنترلشده و فروپاشی تدریجی نظم – را ترسیم میکند.
خلق نقدینگی در ایران: از نظریه تا عمل
این نوشتار چرخه خلق نقدینگی در ایران را از سه زاویه بررسی میکند: نظریههای پولی، تجربههای عینی مانند بانک آینده و مؤسسات غیرمجاز، و نقش دولت در کسری بودجه و سیاستهای تکلیفی. مقاله توضیح میدهد چرا نقدینگی در ایران ماهیت درونزا، پرشتاب و تورمزا دارد و چگونه تعامل ناسالم میان دولت، بانکها و بانک مرکزی به ناترازی و جهش ارزی منجر میشود.
وقتی صنعت پیش از بلوغ میمیرد
در دهههای اخیر، بسیاری از کشورها حتی پیش از آنکه واقعاً صنعتی شوند، وارد فاز «صنعتزدایی» شدهاند. در این مقاله، با تکیه بر نمونههایی مانند ایران، هند و برزیل، توضیح میدهم صنعتزدایی زودهنگام چگونه شکل میگیرد، چه پیامدهایی برای طبقه کارگر، نابرابری و رشد بلندمدت دارد و چرا بدون یک «سیاست صنعتی نسل دوم» نمیتوان از این تله گریخت.
اصلاحات ساختاری در شرایط تعلیق: کاتالیزور بحران یا تنها مسیر نجات؟
این مقاله نشان میدهد شرایط تعلیق میتواند هم محرک و هم مانع اصلاحات باشد. با مقایسه تجربیات ایران، روسیه، آفریقای جنوبی و عراق، نقش ساختار قدرت، ظرفیت نهادی، رانتهای جدید و ائتلافهای اصلاحطلب واکاوی شده و دلالتهای سیاستی برای موفقیت اصلاحات در دوران تحریم ارائه میشود.
لیبرالیسم
سه قرن پس از لاک، همان پرسشهای قدیمی لیبرالیسم دوباره زنده شدهاند: آزادی چیست، مالکیت کجاست و قدرت چگونه باید مهار شود؟ مقاله نشان میدهد چگونه لیبرالیسم کلاسیک با تأکید بر حق طبیعی حیات، آزادی و مالکیت، به بنیان دموکراسی و سرمایهداری تبدیل شد؛ اما در قرن ۲۱، با ظهور دادههای بزرگ، پلتفرمها و الگوریتمها، صورت تازهای از قدرت و نابرابری شکل گرفته است. نویسنده میپرسد آیا میتوان لیبرالیسم را بازسازی کرد تا از کرامت انسان در برابر اقتصاد داده و سلطه دیجیتال دفاع کند؟
ایرانِ بیفردا – بررسی تاریخی زوال جمهوریت، سلطه ایدئولوژی و ناکامی توسعه در جمهوری اسلامی
«ایرانِ بیفردا» مقالهای تحلیلی است درباره سیر فروپاشی تدریجی آرمانهای انقلاب ۵۷؛ از جمهوریتی که جمهور ندارد، تا اقتصادی که قربانی ایدئولوژی شد، و جامعهای که نخبگانش مهاجرت را ترجیح میدهند. این نوشته روایتی است از یک نسل نگران، برای ساختن آیندهای که هنوز ممکن است.
حذف بهره بانکی؛ پیشنیاز سرمایهگذاری در تولید
کتاب Applied Corporate Finance (ویرایش چهارم) نوشته آسواث داموداران، یکی از مهمترین منابع آموزش مالی شرکتی در جهان است. محور اصلی کتاب، تصمیمگیری مالی مبتنی بر داده، تحلیل ریسک، ساختار سرمایه، سیاست تقسیم سود، مدیریت سرمایه در گردش و ارزشگذاری پروژههاست. در این صفحه میتوانید معرفی کامل کتاب، کاربردهای آن در تحلیل کسبوکار، و اهمیت آن برای مدیران مالی، سرمایهگذاران و تحلیلگران را مطالعه کنید.
حذف چهار صفر؛ جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد
حذف چهار صفر از پول ملی در ایران اغلب بهعنوان راهکاری فوری برای بازگرداندن ارزش ریال معرفی میشود، اما این مقاله توضیح میدهد که چنین اقدامی بدون اصلاحات ساختاری، بیشتر «جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد» است. ضعف تولید، کسری بودجه مزمن، رشد نقدینگی، دخالت سیاسی در سیاست پولی و تورم پایدار، اجازه نمیدهد حذف صفر حتی در میانمدت اثر واقعی داشته باشد. تجربه جهانی نیز نشان میدهد کشورها تنها پس از اصلاحات عمیق و ثبات اقتصادی توانستهاند چنین اقداماتی را با موفقیت اجرا کنند.
بحران ساختاری اقتصاد ایران
این مقاله ریشههای بحران ساختاری اقتصاد ایران را در منطق دولت رانتی و وابستگی مزمن به نفت جستوجو میکند. با مقایسه تطبیقی ایران با ونزوئلا، مالزی و نروژ نشان میدهد که تفاوت در کیفیت نهادها، شفافیت و پاسخگویی، مسیر فروپاشی رانتی را از مسیر اصلاح و توسعه جدا میکند و در پایان، خطوط کلی یک برنامه اصلاح نهادی و کاهش وابستگی به نفت را ترسیم میکند.