حق نقد، بدون حق فراموشی
این یادداشت واکنشی به مناقشه اخیر میان عبدالکریم سروش و موسی غنینژاد است، اما موضوع اصلی آن نه دفاع از شریعتی است و نه داوری درباره غنینژاد. مسئله اصلی، اخلاق نقد و مسئولیت تاریخی روشنفکران است. آیا کسی که سالها از خطاپذیری فهم بشر، مدارا و نقد جزماندیشی سخن گفته، نباید در زبان نقد خود نیز همان اصول را رعایت کند؟ یادداشت میکوشد نسبت میان حافظه تاریخی، مسئولیت اخلاقی و اعتبار نقد را بررسی کند.
سلطنت در غیاب خویش
این مقاله با نقد روایت توطئهمحور درباره کنفرانس گوادلوپ، استدلال میکند که سقوط سلطنت پهلوی نه در کارائیب، بلکه پیشتر در درون ساختار اقتصاد سیاسی ایران آغاز شده بود. از جهش درآمد نفتی، تورم و شکاف طبقاتی تا بحران بازار، ۱۷ شهریور، نوفللوشاتو، اعتصاب کارگران نفت و فلج تصمیمگیری در رأس حکومت، همه نشان میدهند گوادلوپ علت سقوط نبود، بلکه ثبت دیپلماتیک فروپاشی داخلی بود. مقاله همچنین با مفهوم «نفی ارزان، تأسیس گران» منطق پیروزی انقلاب و تصاحب مرحله تأسیس را توضیح میدهد.
شکاف میان آمار و سفره؛ چرا تورم رسمی همه واقعیت را نمیگوید؟
این مقاله نشان میدهد که تورم رسمی، هرچند از نظر آماری درست است، اما تمام واقعیت زندگی مردم را توضیح نمیدهد. میانگین شاخص قیمت مصرفکننده، فشار نامتقارن خوراک، مسکن، درمان، آموزش و فرسایش توان پسانداز را پنهان میکند. در نتیجه، سیاستگذاری بر پایه این میانگین، از واقعیت معیشت دهکهای پایین عقب میماند و شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم را عمیقتر میکند
از رؤیای برابری تا مهندسی اطاعت،کالبدشکافی قدرت در «قلعه حیوانات»
این مقاله، شاهکار تمثیلی «قلعه حیوانات» اثر جورج اورول را از منظر اقتصاد سیاسی و فلسفه به زبانی ساده و عمومی تحلیل میکند. نوشتار حاضر نشان میدهد که چگونه رویای برابری به مرور به ماشین تمامیتخواهی بدل شد. با بهرهگیری از نظریات «شبکه قدرت» میشل فوکو و «ترور حقیقت و انزوای اجتماعی» هانا آرنت، هشت مرحلهی تبدیل شدن رهاییبخشان دیروز به ستمگران امروز کالبدشکافی میشود. این مقاله هشداری است درباره اهمیت سواد انتقادی برای جلوگیری از بازتولید استبداد.
جهلِ مسلح به دانش، وقتی دانایی ابزار ندیدن میشود
این مقاله از یک تجربه شخصی آغاز میشود: مواجهه با افرادی باسواد و اهل تحلیل که در برابر جنایت آشکار، نه از سر ناآگاهی بلکه با اتکا به نظریه و استدلال سکوت یا توجیه میکنند. متن با مفهوم «جهل مسلح به دانش» توضیح میدهد چگونه دانایی میتواند به ابزار ندیدن بدل شود. با روایت جدال سارتر و کامو، و با ارجاع به آرنت و روانشناسی شناختی، مقاله نشان میدهد مشکل فقط یک ایدئولوژی خاص نیست، بلکه فروپاشی قوه داوری در دل عقلانیت هویتی است.
نامه سرگشاده مهران فتحی به ریاستجمهوری؛ واکاوی چهار گره کور در روایت رسمی
مهران فتحی در این نوشتار، از منظر منطق دادهها و آیندهپژوهی به نقد روایتهای رسمی از وقایع اخیر میپردازد. او با پذیرش مفروضات بنیاد شهید و شورای امنیت کشور، چهار ابهام کلیدی را مطرح میکند: «ابهام در شناسایی عاملان تروریستی»، «وضعیت سامانههای نظارت تصویری»، «ابهامات مالی در تحویل پیکرها» و «رانت اطلاعاتی برخی رسانهها». فتحی معتقد است سکوت در برابر این تناقضها به فروپاشی سرمایه اجتماعی منجر میشود و در پایان، ۵ پیشنهاد عملیاتی برای حقیقتیابی و بازسازی اعتماد عمومی به ریاستجمهوری ارائه میدهد.
آناتومی بقا؛ نجات سیاسی با ابزار تورم در اقتصاد ایران
در اقتصاد ایران، تورم فقط نتیجه سیاستهای غلط نیست؛ ابزار بقاست. این مقاله با نگاهی مقایسهای میان بحران مالی ۲۰۰۸ و نجاتهای مکرر در ایران نشان میدهد که چگونه خلق پول، زیان نهادهای رانتی را به جامعه منتقل میکند. مهران فتحی در این تحلیل سه سازوکار اصلی—«پدر بدهکار»، «پارتیبازی مالی» و «هزینه وفاداری»—را در اقتصاد سیاسی بقا تشریح کرده و راه گذار از نجات سیاسی به پاسخگویی اقتصادی را ترسیم میکند.
ایران بدون میانه؛ مرگ آرام طبقه متوسط
«ایران بدون میانه» روایت سقوط ستون عقلانیت است؛ جایی که طبقهٔ متوسط، موتور ثبات و گفتوگو، در فرسایشی آرام فرو میپاشد. این مقاله با دادههای اقتصادی و تحلیل اجتماعی، زلزلهای را شرح میدهد که از تورم و رانت آغاز شد و به بحران اعتماد انجامید.
تورم چیست و چگونه بهوجود میآید؟
تحلیل جامع تورم مزمن ایران از منظر اقتصاد سیاسی: از سلطه مالی و خلق پول بیپشتوانه تا شکست ارتباطی و انتظارات تورمی. این مقاله چارچوب سهبعدی پول–نهاد–اعتماد را برای فهم و مهار تورم ارائه میدهد.
چرا تورم ایران رشد را میکُشد؟
تورم در ایران فقط افزایش قیمت نیست؛ نقطهای است که از آن به بعد اقتصاد توان تحمل ندارد. این مقاله نشان میدهد چرا از آستانه ۲۰ درصد به بعد، رشد اقتصادی میمیرد و چگونه «ظرفیت شکستنی» اقتصاد ایران هر شوک کوچک را به بحران بزرگ تبدیل میکند.