خفگی اقتصادی؛ چرا برخی نظامها زیر فشار یاد میگیرند و برخی میشکنند؟
این مقاله مفهوم «خفگی اقتصادی» را توضیح میدهد؛ وضعیتی که در آن اقتصاد فقط دچار بحران نیست، بلکه نظام سیاسی توانایی شنیدن، تشخیص و اصلاح خطاها را از دست میدهد. متن با تکیه بر نظریه سیستمها، تجربه شوروی، قحطی اوکراین و وضعیت ایران نشان میدهد که مسئله اصلی فقط تحریم یا فشار خارجی نیست، بلکه بستهشدن کانالهای بازخورد، رانت، کنترل روایت و جایگزینی وفاداری با تخصص است.
بوخارین و مسئله توسعه در کشورهای در حال گذار: انتقام بوخارین و پارادوکس چین و شوروی
این مقاله بوخارین را نه صرفاً یک قربانی، بلکه بهعنوان نظریهپرداز توسعه در اقتصادهای کمسرمایه بازخوانی میکند. محور تحلیل، معمای انباشت و پاسخهای رقیب است: صنعتیسازی شتابان با ترجیح زمانی بالا و قید بودجه نرم در شوروی، در برابر گذار مرحلهای چین. با اتکا به بحران قیچی ۱۹۲۳، مفهوم «عقلانیسازی صنعت» در نگاه بوخارین، و سازوکار «نظام دو قیمتی/دو مسیری» در چین، نشان داده میشود چگونه آزادسازی حاشیه و TVEs انگیزه تولید و انباشت را فعال کرد. نتیجهگیری، دلالتهای روشن برای ایران است: نفت مانند سرم رایگان، ناکارآمدی قید بودجه نرم را میپوشاند و اصلاحات را به دورههای اجبار بودجهای موکول میکند.