باهم هستیم، اما باهم نمیسازیم؛ اقتصاد سیاسی همکاری در ایران
از هیئت و خیریه تا بازار و حزب، تجربهٔ همکاری در ایران یکسان نیست. این مقاله نشان میدهد چگونه هزینهٔ نمایندگی مستقل، نااطمینانی دربارهٔ آینده و دسترسی شخصی به منابع، ساختن سازمانهای پایدار را دشوار میکنند. با مرور تجربهٔ وقف، تشکلهای حرفهای، احزاب دههٔ ۱۳۲۰، والیبال ایران و توسعهٔ کرهٔ جنوبی، پرسش اصلی دنبال میشود: چه زمانی حاصل همکاری از اشخاص فراتر میرود و به دارایی ماندگار سازمان تبدیل میشود؟
ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد
این مقاله «اعتماد» را بهمثابه فناوری اجتماعی کاهش هزینه مبادله تحلیل میکند. با تضعیف قرارداد اجتماعی، هزینه اجرای قاعده جهش میکند، قراردادها از اعتبار به وثیقه و جریمه میلغزند و «گرانی همکاری» شکل میگیرد. نتیجه، ظهور فئودالیسم جدید و چرخه پناهگاه است؛ جایی که امنیت و ثبات به توان خرید و شبکههای بسته وابسته میشود. در این وضعیت، نظارت دیجیتال جای اعتماد ارگانیک را میگیرد و بهصورت مالیات پنهان انطباق، بهرهوری کل عوامل را در معرض فرسایش تدریجی قرار میدهد. در سطح کلان نیز QE بدون بازسازی اعتماد، نقدینگی را در داراییها حبس کرده و شکاف طبقاتی را تشدید میکند.