باهم هستیم، اما باهم نمیسازیم؛ اقتصاد سیاسی همکاری در ایران
از هیئت و خیریه تا بازار و حزب، تجربهٔ همکاری در ایران یکسان نیست. این مقاله نشان میدهد چگونه هزینهٔ نمایندگی مستقل، نااطمینانی دربارهٔ آینده و دسترسی شخصی به منابع، ساختن سازمانهای پایدار را دشوار میکنند. با مرور تجربهٔ وقف، تشکلهای حرفهای، احزاب دههٔ ۱۳۲۰، والیبال ایران و توسعهٔ کرهٔ جنوبی، پرسش اصلی دنبال میشود: چه زمانی حاصل همکاری از اشخاص فراتر میرود و به دارایی ماندگار سازمان تبدیل میشود؟
وقتی عقیده، هویت می شود
چرا انسان گاهی با دیدن شواهد تازه نظرش را تغییر میدهد و گاهی از یک باور چنان دفاع میکند که گویی از خودش دفاع میکند؟ این مقاله با ترکیب روانشناسی هویت، اقتصاد سیاسی و نظریههای تصمیمگیری، مدلی سهمتغیره پیشنهاد میکند: هزینه هویتی پذیرش خطا، هزینه واقعی خطا ماندن و میزان انتسابپذیری پیامد. مقاله سپس نشان میدهد چگونه تعهد عمومی، ارزشهای مقدس و ضعف سازوکارهای ارزیابی میتوانند باورها را مقاوم یا حتی تقریباً مصون از اصلاح کنند و در پایان، راههایی برای طراحی نهادهایی پیشنهاد میدهد که خطا را آشکارتر، قابلسنجشتر و قابلاصلاحتر کنند.
حق نقد، بدون حق فراموشی
این یادداشت واکنشی به مناقشه اخیر میان عبدالکریم سروش و موسی غنینژاد است، اما موضوع اصلی آن نه دفاع از شریعتی است و نه داوری درباره غنینژاد. مسئله اصلی، اخلاق نقد و مسئولیت تاریخی روشنفکران است. آیا کسی که سالها از خطاپذیری فهم بشر، مدارا و نقد جزماندیشی سخن گفته، نباید در زبان نقد خود نیز همان اصول را رعایت کند؟ یادداشت میکوشد نسبت میان حافظه تاریخی، مسئولیت اخلاقی و اعتبار نقد را بررسی کند.
وقتی قانون برای همه یکسان نیست
قاعدهگریزی را معمولاً به فرهنگ یا اخلاق فردی نسبت میدهند، اما آیا این توضیح کافی است؟ این مقاله استدلال میکند که بسیاری از رفتارهای روزمره، از شکستن صف تا فرار مالیاتی و رانتجویی، محصول یک نظم نهادیاند که در آن قانون برای همه به یک شکل اجرا نمیشود. با بهرهگیری از مفاهیم تعادل اجتماعی، اعتماد، دولت رانتی و نظم دسترسی محدود، مقاله نشان میدهد چگونه بیاعتمادی و مصونیت صاحبان قدرت، نقض قواعد را به انتخابی عقلانی تبدیل میکند و چرا اصلاح پایدار از مقیدسازی قدرت آغاز میشود، نه از موعظه اخلاقی به شهروندان.
شکاف میان آمار و سفره؛ چرا تورم رسمی همه واقعیت را نمیگوید؟
این مقاله نشان میدهد که تورم رسمی، هرچند از نظر آماری درست است، اما تمام واقعیت زندگی مردم را توضیح نمیدهد. میانگین شاخص قیمت مصرفکننده، فشار نامتقارن خوراک، مسکن، درمان، آموزش و فرسایش توان پسانداز را پنهان میکند. در نتیجه، سیاستگذاری بر پایه این میانگین، از واقعیت معیشت دهکهای پایین عقب میماند و شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم را عمیقتر میکند
ملت آینهدار، حاکم خودشیفته
این مقاله میکوشد رابطه میان ساختار قدرت با ویژگیهای خودشیفتهوار و الگوهای مهرطلبانه در فرهنگ سیاسی ایران را توضیح دهد. متن نشان میدهد چگونه این چرخه فقط روانی نیست، بلکه بر بستر اقتصاد سیاسی رانتی بازتولید میشود. با تحلیل رخدادهای دی ۱۴۰۴، مقاله استدلال میکند که جامعه ایران وارد مرحلهای تازه از آگاهی شده، اما این بیداری هنوز با ضعف سازماندهی، منجیطلبی و ترس از فروپاشی روبهروست. نتیجه نهایی، تبیین راهی برای گذار از اطاعت فرساینده به بلوغ سیاسی و استقلال جمعی است.
ایران میان فرسودگی حکومت و فقدان بدیل
این مقاله میکوشد مسئله ایران امروز را فراتر از دوگانههای رایج «پادشاهی یا جمهوری» صورتبندی کند. بحث اصلی این است که ایران فقط با فرسودگی نظم موجود روبهرو نیست، بلکه با فقدان یک بدیل نهادمند، کمهزینه و قابل اعتماد نیز مواجه است. متن نشان میدهد چرا بحران حکمرانی، ضعف اپوزیسیون، اقتصاد سیاسی ترس، ابهام در گذار و فقدان قرارداد قدرت، جامعه را در میانه تعلیق تاریخی نگه داشتهاند؛ وضعیتی که در آن نفی حکومت هنوز به اعتماد به جانشین تبدیل نشده است.
سازش، بقا یا مقاومت؟
این مقاله میپرسد وقتی شکاف میان دولت و ملت از سطح نارضایتی سیاسی عبور میکند و به تجربهای از انقیاد و بیافقی میرسد، جامعه چگونه میان بقا، سازش و مقاومت انتخاب میکند. متن با بررسی فرسایش مشروعیت، نقش ماشین سرکوب، ترس جمعی از فروپاشی و درسهای تاریخی فرانسه اشغالی، نشان میدهد که مسئله فقط هزینه تغییر نیست؛ تداوم وضع موجود نیز هزینهای سنگین و گاه ویرانگر دارد.
انقلاب ناامیدی و ویرانی افق اقتصادی در ایران
این مقاله به واکاوی پدیده «کوتاهمدتگرایی اجباری» در ایران میپردازد. تورم مزمن با تبدیل پسانداز به یک خطای استراتژیک، افق زمانی شهروندان را فشرده کرده و «لذت آنی» یا خرید کالاهای بادوام را به منطقیترین واکنش برای بقا تبدیل کرده است. نویسنده با کالبدشکافی نرخ تنزیل زمانی و تحلیل گسست در قرارداد اجتماعی، نشان میدهد که چگونه این عقلانیت فردی در نهایت به یک ویرانی جمعی و توقف انباشت سرمایه مولد منجر میشود؛ فرآیندی که از آن به عنوان «انقلاب ناامیدی» یاد میشود.
فاشیسم؛ از حافظه تاریخی تا تکنیک اعمال قدرت
فاشیسم بیش از آنکه یک تصویر تاریخی باشد، یک متدولوژی برای اعمال قدرت است؛ تکنیکی که در آن «ارادهٔ عریان» جایگزین «اقناع عقلانی» میشود. این مقاله استدلال میکند که جایگزینی نهادها با زور، اگرچه در کوتاهمدت توهم نظم ایجاد میکند، اما در بلندمدت از طریق سه مکانیسمِ «نااطمینانی سیستماتیک»، «افزایش هزینههای مبادله» و «حذف تخصص»، باعث فرار سرمایه و زوال کیفیت حکمرانی میشود. ما نشان میدهیم چرا گرانترین کالای تاریخ، نظمی است که بر چماق استوار باشد.