باجهای بر تنگه هرمز؛ آیا ایران میتواند از عبور کشتیها درآمد پایدار بسازد؟
ایران توانسته عبور از تنگه هرمز را پرهزینه کند و از برخی کشتیها عوارض بگیرد. اما میان گرفتن پول و ساختن یک منبع درآمد پایدار فاصله زیادی وجود دارد. این مقاله با بررسی اقتصاد سیاسی هرمز، شبکههای مالی و بیمه دریایی، هزینههایی که بحران بر خود ایران تحمیل کرده، تجربه تنگههای دیگر و نقش عمان میپرسد: آیا کنترل یک گلوگاه جغرافیایی برای ساختن درآمدی ماندگار کافی است؟ نتیجه مقاله میان «قدرت تحمیل هزینه» و «توان وصول، حفظ و تکرار درآمد» تمایز میگذارد.
چرا ایران اوکراین جدید نیست؟ اقتصاد سیاسی هرمز و جنگهای جهانی
دو قرارداد بزرگ صنایع دفاعی آمریکا برای افزایش تولید رهگیرهای پاتریوت و تاد، نشانهای از پیوند روزافزون جنگهای معاصر با ظرفیت صنعتی و اقتصاد جهانی است. اما این پیوند به معنای تبدیل ایران به «اوکراین جدید» نیست. اوکراین با تزریق منابع خارجی به میدان جنگ تبدیل شده، در حالی که ایران هزینه بحران را عمدتاً از منابع و ثبات اقتصادی خود میپردازد. مقاله نشان میدهد آنچه جبهههای مختلف را به هم متصل میکند، نه صرفاً همزمانی جنگها، بلکه قرار گرفتن آنها بر گلوگاههای غیرقابل جایگزین اقتصاد جهانی مانند تنگه هرمز است. همچنین تفاوت میان انتقال هزینه اقتصادی و انتقال رویه سیاسی بررسی میشود.