سقوطِ غولِ نفتی؛ وقتی «پدربزرگِ بخشنده» طلبکار میشود
دوران توزیع رانت و انرژی ارزان به پایان رسیده است. در این مقاله نشان میدهیم که چگونه دولت با بروز ناترازیهای فیزیکی، از یک «توزیعگر» به یک «استخراجگر» تغییر ماهیت داده است. قطعی برق صنایع، تورم پنهان و انتقال بدهی به بانکها، مکانیسمهایی هستند که هزینهی این گذار را از جیب جامعه و فعالان اقتصادی میپردازند. برای جلوگیری از فرسایش تولید و بازگشت به مسیر توسعه، به سه گام فوری نیازمندیم: شفافیت بودجهای، اصلاح هوشمند قیمتها و توقف استقراض بانکی.
اقتصاد پادگانی: تغییر تابع هدف حکمرانی از توسعه به کنترل
این مقاله با معرفی مفهوم «اقتصاد پادگانی» نشان میدهد مسئله اصلی اقتصاد ایران نه صرفاً تورم و تحریم، بلکه تغییر تابع هدف حکمرانی از رفاه به کنترل است. بودجه از ابزار توسعه به ابزار مدیریت بحران سیاسی تبدیل شده و پیامد آن کسری مزمن، تورم، فرسایش زیرساخت، فقر ساختاری و شکلگیری ذینفعان بحران است. مقاله با شواهد بودجهای، مدل چرخه معیوب و سناریوهای آینده توضیح میدهد چرا اقتصاد در تعادل سطح پایین قفل شده و تنها راه خروج، چرخش توسعهگرا و بازتعریف اولویتهای حکمرانی است.
فرار سرمایه در ایران ۱۴۰۴: چرا طبقه متوسط در حال خروج خاموش است؟
این مقاله نشان میدهد چرا فرار سرمایه در ایران ۱۴۰۴ از رفتار طبقه ثروتمند عبور کرده و به استراتژی بقای طبقه متوسط تبدیل شده است. با تحلیل چرخه بیثباتی نهادی، تورم ساختاری و ریسکهای سیاستی، روند خروج سرمایه و پیامدهای اقتصادی آن توضیح داده میشود.
دولت در آزمون برنامه هفتم
این یادداشت تحلیلی از مهران فتحی، عملکرد دولت در سال اول برنامه هفتم توسعه را بررسی میکند؛ از وعده رشد ۸٪ تا واقعیت رکود، ناترازی بانکی، کسری بودجه و تعادل سیاسی ناپایدار در سیاست ارزی.
تورم چیست و چگونه بهوجود میآید؟
تحلیل جامع تورم مزمن ایران از منظر اقتصاد سیاسی: از سلطه مالی و خلق پول بیپشتوانه تا شکست ارتباطی و انتظارات تورمی. این مقاله چارچوب سهبعدی پول–نهاد–اعتماد را برای فهم و مهار تورم ارائه میدهد.
آناتومی یک سقوط | اقتصاد سیاسی انسداد دیجیتال و فروپاشی پایه مالیاتی در ایران
این مقاله نشان میدهد انسداد دیجیتال در ایران صرفاً فیلترینگ نیست، بلکه یک شوک نهادی است که هزینه مبادله را بالا میبرد، تورم ساختاری تولید میکند و پایه مالیاتی را ذوب میسازد. اختلال در اتصال، سرمایه دیجیتال را مستهلک میکند، مقیاسپذیری کسبوکارها را میشکند و اقتصاد را به سمت «اقتصاد توخالی» و مهاجرت مجازی میبرد؛ جایی که بنگاهها در داخل میمانند اما سرورها، مالکیت معنوی و سود انباشته به خارج منتقل میشود. انسداد اینترنت فرار مالیاتی را از جرم به استراتژی بقا بدل میکند و چرخه کسری بودجه–تورم را بازتولید میسازد.