اقتصاد ایران در تله بقا؛ چرا گشایشها به توسعه تبدیل نمیشوند؟
اقتصاد ایران فقط با کمبود منابع روبهرو نیست؛ مسئله عمیقتر، نحوه استفاده از فرصتهاست. در شرایطی که آینده نامطمئن، قواعد ناپایدار و ابزارهای اضطراری به بخشی از سازوکار اقتصاد تبدیل شدهاند، دولت، بانکها و بنگاهها بهجای ساختن ظرفیت تازه، اغلب درگیر حفظ وضع موجود میشوند. این مقاله با مفهوم «تله بقا» توضیح میدهد چرا رفتارهایی که در سطح یک بنگاه یا نهاد عقلانی به نظر میرسند، در سطح کلان میتوانند افق سرمایهگذاری را کوتاه کنند و مانع تبدیل گشایشهای مقطعی به توسعه پایدار شوند. پرسش اصلی مقاله این است: چگونه میتوان اقتصادی ساخت که در آن، ساختن آینده از خریدن زمان سودآورتر باشد؟
دام تعلیق؛ اقتصاد سیاسی آینده نامعتبر در ایران
این مقاله نشان میدهد تعلیق در ایران فقط ادامهی بحران نیست، بلکه تعادلی خودتقویتکننده است. قدرت با عقبانداختن تصمیمهای پرهزینه زمان میخرد، اما جامعه هزینهی آن را در قالب تورم، فرار به دارایی، کاهش سرمایهگذاری، مهاجرت و بیاعتمادی میپردازد. نتیجه، چرخهای است که در آن رفتارهای دفاعی مردم، آینده را باز هم نامعتبرتر میکند.
دو لبه قیچی بر گردن سرمایه: چرا طلا در جهان «ترمز» کرده اما در ایران «گاز» میدهد
قیمت طلا در ایران صرفاً تابع انس جهانی نیست؛ بیشتر ترجمه ریالی ریسک ارزی و تورمی است. در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ فدرال رزرو با کاهش ۰.۲۵ درصدی نرخ بهره اما رأیگیری ۹ به ۳، پیام داد که کاهشهای بعدی کند و مشروط خواهد بود و بنابراین رشد انس محدود میشود. همزمان انتقال بیش از ۳۳۰۰ ردیف تعرفه به تالار دوم و ارز توافقی، نقطه مرجع ذهنی بازار را بالاتر برده و فشار تقاضای ارز را تشدید میکند. نتیجه، طنابکشیای است که در آن دلار و حباب سکه غالب میشوند و حتی با ضعف انس، قیمت طلای داخلی افزایش مییابد.
بازارِ گروگان: تعلیق مزمن در اقتصاد سیاسیِ ترس
این مقاله یک تحلیل عمیق از وضعیت بازار سرمایه ایران ارائه میدهد؛ بازاری که دیگر صرفاً تابع متغیرهای اقتصادی نیست، بلکه در نقطهٔ تلاقی ژئوپلیتیک، سیاست داخلی و روانشناسی جمعی قرار گرفته است. با تکیه بر نظریهٔ چشمانداز، اقتصاد رفتاری، دادههای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ و تحلیل رویداد، مقاله نشان میدهد چگونه «تحریم خارجی» و «ابهام نهادی داخلی» با هم بازار را وارد وضعیت «تعلیق مزمن» کردهاند؛ وضعیتی که در آن سرمایه به جای جستجوی سود، در پی بقاست و هیچ مکانیسم نهادی برای جذب شوک وجود ندارد. نتیجه: بازاری بینقدشوندگی، بیاعتماد و گروگان سیاست.