ساعت دیپلماسی، ساعت تورم؛ دلار ۲۲۰ هزار تومانی موقت است یا ماندگار؟
دلار آزاد در کمتر از سه هفته از حدود ۱۸۷ هزار تومان به بیش از ۲۲۰ هزار تومان رسیده است. اما این جهش را نمیتوان فقط با جنگ، سفتهبازی یا تورم توضیح داد. فشار تازه بر صادرات و شبکه تسویه ارزی، تحریمهای مالی، مداخله بانک مرکزی و انتقال نرخ ارز به قیمتها، بودجه و قراردادها همزمان در حال اثرگذاریاند. این مقاله نشان میدهد سرنوشت نرخ جدید به مسابقهای میان دو ساعت بستگی دارد: ساعت دیپلماسی که میتواند پرمیوم بحران را تخلیه کند و ساعت تورم که میتواند نرخ جنگی را در ساختار اقتصاد تثبیت کند.
اقتصاد ایران در تله بقا؛ چرا گشایشها به توسعه تبدیل نمیشوند؟
اقتصاد ایران فقط با کمبود منابع روبهرو نیست؛ مسئله عمیقتر، نحوه استفاده از فرصتهاست. در شرایطی که آینده نامطمئن، قواعد ناپایدار و ابزارهای اضطراری به بخشی از سازوکار اقتصاد تبدیل شدهاند، دولت، بانکها و بنگاهها بهجای ساختن ظرفیت تازه، اغلب درگیر حفظ وضع موجود میشوند. این مقاله با مفهوم «تله بقا» توضیح میدهد چرا رفتارهایی که در سطح یک بنگاه یا نهاد عقلانی به نظر میرسند، در سطح کلان میتوانند افق سرمایهگذاری را کوتاه کنند و مانع تبدیل گشایشهای مقطعی به توسعه پایدار شوند. پرسش اصلی مقاله این است: چگونه میتوان اقتصادی ساخت که در آن، ساختن آینده از خریدن زمان سودآورتر باشد؟
وقتی متحد، خودش طرف جنگ میشود
در نگاه نخست، ماجرا ساده به نظر میرسد: عربستان و چند کشور منطقه از دونالد ترامپ خواستند حملهٔ تازه به ایران را متوقف کند و واشنگتن نیز عقب نشست. اما شواهد علنی برای اثبات چنین رابطهٔ مستقیمی کافی نیست.
پرسش مهمتر این است که جنگ ایران چه تغییری در رابطهٔ امنیتی آمریکا و دولتهای عربی خلیج فارس ایجاد کرده است.
پایگاهها، حریم هوایی و زیرساختهای کشورهای میزبان، از یک سو امکان عملیات نظامی آمریکا را فراهم میکنند و از سوی دیگر، همین کشورها را در معرض حملات تلافیجویانه قرار میدهند. تصمیم در واشنگتن گرفته میشود، اما بخشی از هزینهٔ آن ممکن است در ابوظبی، منامه، دوحه، ریاض یا دمام پرداخت شود.
عراق؛ جایی که ائتلافها از سایه درمیآیند
حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی در عراق، نه بهدلیل شمار تلفات، بلکه بهسبب تغییر قواعد بازی اهمیت دارد. ریاض برای نخستینبار در این دور از تنشها مسئولیت مشارکت مستقیم در عملیاتی داخل خاک عراق را پذیرفت؛ اقدامی که مرز میان جنگ نیابتی و رویارویی آشکار را باریکتر کرد. این مقاله نشان میدهد چگونه فرسایش انکارپذیری، تناقض ساختاری دولت عراق، هدفگرفتن زیرساختهای انرژی و نزدیکی اربعین، خطر خطای محاسباتی را افزایش دادهاند.
وقتی قانون برای همه یکسان نیست
قاعدهگریزی را معمولاً به فرهنگ یا اخلاق فردی نسبت میدهند، اما آیا این توضیح کافی است؟ این مقاله استدلال میکند که بسیاری از رفتارهای روزمره، از شکستن صف تا فرار مالیاتی و رانتجویی، محصول یک نظم نهادیاند که در آن قانون برای همه به یک شکل اجرا نمیشود. با بهرهگیری از مفاهیم تعادل اجتماعی، اعتماد، دولت رانتی و نظم دسترسی محدود، مقاله نشان میدهد چگونه بیاعتمادی و مصونیت صاحبان قدرت، نقض قواعد را به انتخابی عقلانی تبدیل میکند و چرا اصلاح پایدار از مقیدسازی قدرت آغاز میشود، نه از موعظه اخلاقی به شهروندان.
وقتی فناوری خطرناک میشود: چرا ساختار قدرت در ایران از اینترنت آزاد و اقتصاد دیجیتال میترسد؟
چرا ایران با وجود گسترش اینترنت، پرداخت دیجیتال و پلتفرمهای بزرگ، هنوز وارد اقتصاد دیجیتال واقعی نشده است؟ این مقاله استدلال میکند مسئله فقط تحریم، کمبود سرمایه یا ضعف مدیریت نیست. فناوری در ایران تا جایی پذیرفته میشود که به کنترل، تمرکز داده و حفظ رانت کمک کند؛ اما هرجا بخواهد رقابت ایجاد کند، هزینه مبادله را پایین بیاورد و قدرت اقتصادی را بازتوزیع کند، مهار میشود. از اینترنت و رمزارز تا پلتفرمهای داخلی، مقاله نشان میدهد چگونه «فناوری مهارشده» به بخشی از منطق بقای نظم موجود تبدیل شده است.
شوک ابلاغیهای؛ حلقۀ گمشده در تحلیل سودآوری صنایع بورسی
این مقاله با بررسی جهش و عقبنشینی نرخ گاز صنایع در پایان ۱۴۰۴ نشان میدهد که بخشی از ریسک سودآوری شرکتهای بورسی ایران از متغیرهای معمولی مانند دلار، تورم یا صادرات نفت نمیآید، بلکه از تصمیمات ابلاغیهمحور دولت ناشی میشود. متن استدلال میکند که قیمتگذاری دستوری باید نه فقط بهعنوان «ریسک توضیحی»، بلکه بهمثابه منبع مستقل شوک در تحلیل بازار سرمایه وارد شود.
آتشبس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیجفارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟
این مقاله بحران تازه ایران و آمریکا را نه صرفاً بهعنوان احتمال یک جنگ، بلکه بهمثابه نشانهای از فروپاشی نظم قدیمی خلیجفارس تحلیل میکند. متن نشان میدهد چرا آتشبس فعلی شکننده است، چرا اعراب منطقه میان همکاری با آمریکا و ترس از فروپاشی ایران گرفتارند، نقش اسرائیل، چین و روسیه در معادله چیست، و چگونه زمان میتواند خطر خطای محاسباتی و جنگ ناخواسته را افزایش دهد.
سلطنت در غیاب خویش
این مقاله با نقد روایت توطئهمحور درباره کنفرانس گوادلوپ، استدلال میکند که سقوط سلطنت پهلوی نه در کارائیب، بلکه پیشتر در درون ساختار اقتصاد سیاسی ایران آغاز شده بود. از جهش درآمد نفتی، تورم و شکاف طبقاتی تا بحران بازار، ۱۷ شهریور، نوفللوشاتو، اعتصاب کارگران نفت و فلج تصمیمگیری در رأس حکومت، همه نشان میدهند گوادلوپ علت سقوط نبود، بلکه ثبت دیپلماتیک فروپاشی داخلی بود. مقاله همچنین با مفهوم «نفی ارزان، تأسیس گران» منطق پیروزی انقلاب و تصاحب مرحله تأسیس را توضیح میدهد.
مماشات و زمان؛ چرا صلحطلبی با رژیمهای ایدئولوژیک، به انباشت بحران میانجامد؟
این مقاله میکوشد نشان دهد که مماشات را نباید با دیپلماسی یا تعامل یکی گرفت. در مواجهه با رژیمهای ایدئولوژیکِ بحرانمحور، امتیازدهی یا تعلل لزوماً به صلح ختم نمیشود، بلکه میتواند به انباشت بحران در طول زمان بینجامد. با مرور چهار تجربه تاریخی ـ از توافق مونیخ و تعلل آمریکا در برابر فاشیسم تا پرونده هستهای کره شمالی و الگوی مواجهه با جمهوری اسلامی ـ مقاله توضیح میدهد که زمان در سیاست بیطرف نیست: یا به سود مهار بحران کار میکند، یا به سود گسترش آن. در پایان، «محدودسازی» بهعنوان بدیل راهبردیِ دوقطبیِ جنگ یا مماشات طرح میشود.