بحران مشروعیت و انسداد گفتوگو در اقتصاد سیاسی ایران،خوانشی هابرمارسی
این مقاله با تکیه بر اندیشه یورگن هابرماس توضیح میدهد که چرا در ایران، تصمیمات اقتصادی بارها به بحران سیاسی تبدیل میشوند. مسئله فقط درستی یا نادرستی سیاستها نیست، بلکه غیاب گفتوگو، ضعف نهادهای میانجی، و فرسایش حوزه عمومی است که هر تصمیم پرهزینه را به تجلی یکجانبه قدرت بدل میکند. متن با تمرکز بر آبان ۱۳۹۸ و مقایسه با کره جنوبی ۱۹۹۷ و ترکیه ۲۰۰۱ نشان میدهد که فقدان سازوکارهای ارتباطیِ تولید مشروعیت، یکی از ریشههای اصلی بحران در اقتصاد سیاسی ایران است.
وقتی واقعگرایی به جبرگرایی تبدیل میشود
این مقاله با نگاهی انتقادی به گفتار اخیر دکتر مهدی مطهرنیا توضیح میدهد چرا تبدیل «نقش قدرتهای خارجی» به یک قانون مطلق، به جبرگرایی و فلج اجتماعی میانجامد. استدلال اصلی این است که «آیین قدرت» نیرویی واقعی اما مشروط است و بدون شکافهای عمیق داخلی توان خلق انقلاب ندارد. با چارچوب چهار موتور تغییر (سازمانیابی، بحران مشروعیت، شکاف نخبگان، نقش بیرون) و نمونههای انقلاب آمریکا و انقلاب ۵۷، مسئولیت تاریخی انتخابهای درونزا برجسته میشود.
ایرانِ بیفردا – بررسی تاریخی زوال جمهوریت، سلطه ایدئولوژی و ناکامی توسعه در جمهوری اسلامی
«ایرانِ بیفردا» مقالهای تحلیلی است درباره سیر فروپاشی تدریجی آرمانهای انقلاب ۵۷؛ از جمهوریتی که جمهور ندارد، تا اقتصادی که قربانی ایدئولوژی شد، و جامعهای که نخبگانش مهاجرت را ترجیح میدهند. این نوشته روایتی است از یک نسل نگران، برای ساختن آیندهای که هنوز ممکن است.