چین و آمریکا: جنگی که تجاری نیست
تقابل چین و آمریکا اختلافی ساده بر سر تعرفه و کسری تجاری نیست؛ نزاعی ساختاری بر سر نوشتن قواعد قرن بیستویکم است. این رقابت در سه میدان اصلی جریان دارد: استانداردهای فناوری، نظم دلاری و زنجیرههای تأمین جهانی. در این میان، ایران نه متحد راهبردی چین است و نه بازیگری مستقل در برابر آمریکا؛ بلکه تا زمانی که فاقد راهبرد توسعه، دیپلماسی متوازن و اقتصاد رقابتی باشد، به متغیر فشاری تبدیل میشود که دیگران از بیثباتی آن برای افزایش هزینه رقیب استفاده میکنند.
آناتومی بیمصرفسازی جغرافیا
این مقاله نشان میدهد مسئله ایران، از دست دادن یک «هارتلند واقعی» نیست، بلکه گذار از توهم جغرافیایی به وضعیت «فضای خالی» در نظم شبکهای جهان است. با تحلیل ژئواکونومی جریانمحور، مقاله توضیح میدهد چگونه حذف دیجیتال، مالی و نهادی ایران، جغرافیا را از دارایی به بدهی استراتژیک تبدیل کرده و هزینه بازگشت را بهصورت غیرخطی افزایش داده است.
جغرافیایِ انزوا ، مرگِ جغرافیا یا بنبستِ دیجیتال؟
در این مقاله مرجع، مفهوم کلاسیک «مزیت جغرافیایی ایران» به چالش کشیده میشود. استدلال محوری این است که در قرن ۲۱، جغرافیا تنها زمانی «پول» میشود که «قابل قیمتگذاری» باشد. مهران فتحی با معرفی مدل «جغرافیای زامبی»، تبیین میکند که چگونه عقبماندگی از زیرساختهای دیجیتال و لجستیک هوشمند، ایران را از یک هاب منطقهای به یک «جزیره اقتصادی» تبدیل کرده است. این نوشتار، گذاری است از تحلیلهای سنتی خاکمحور به درک «اقتصاد اصطکاک» و ارائه نقشه راهی برای بازگشت به نقشه تجارت جهانی از مسیر «اعتماد دیجیتال».
ایران و تلهی جغرافیای سیاسی: چرا از کریدورهای جهانی حذف میشویم؟
مزیت جغرافیایی ایران دیگر بهتنهایی موتور ترانزیت نیست. در اقتصاد شبکهای امروز، مسیرها بر اساس «قابلیت اجرا» انتخاب میشوند: تسویه بانکی، بیمهپذیری، ثبات مقررات، سرعت گمرک و اعتماد نهادی. ایران با ضعف لجستیک نرم و افزایش هزینه مبادله، از انتخاب عقلانی بازار حذف میشود؛ در حالیکه کریدور میانی در شمال و پروژه IMEC در جنوب، شبکهای جایگزین میسازند. این مقاله با چارچوب وابستگی به مسیر نشان میدهد هر سال تأخیر، هزینه بازگشت را تصاعدی بالا میبرد و پیامد آن فقط اقتصادی نیست، بلکه امنیتی است.
جنگ تجاری؛ وابستگی متقابل سلاحسازیشده میان چین و آمریکا
این مقاله با تکیه بر نظریه «وابستگی متقابل سلاحسازیشده» توضیح میدهد چگونه شبکههای اقتصادی و زنجیرههای تأمین جهانی به ابزار فشار ژئوپلیتیکی میان چین و آمریکا تبدیل شدهاند. مهران فتحی در این تحلیل نشان میدهد که جنگ تجاری، آغاز نظم جدیدی است که در آن کارایی اقتصادی جای خود را به انعطافپذیری و امنیت داده است.