باجهای بر تنگه هرمز؛ آیا ایران میتواند از عبور کشتیها درآمد پایدار بسازد؟
ایران توانسته عبور از تنگه هرمز را پرهزینه کند و از برخی کشتیها عوارض بگیرد. اما میان گرفتن پول و ساختن یک منبع درآمد پایدار فاصله زیادی وجود دارد. این مقاله با بررسی اقتصاد سیاسی هرمز، شبکههای مالی و بیمه دریایی، هزینههایی که بحران بر خود ایران تحمیل کرده، تجربه تنگههای دیگر و نقش عمان میپرسد: آیا کنترل یک گلوگاه جغرافیایی برای ساختن درآمدی ماندگار کافی است؟ نتیجه مقاله میان «قدرت تحمیل هزینه» و «توان وصول، حفظ و تکرار درآمد» تمایز میگذارد.
چرا ایران اوکراین جدید نیست؟ اقتصاد سیاسی هرمز و جنگهای جهانی
دو قرارداد بزرگ صنایع دفاعی آمریکا برای افزایش تولید رهگیرهای پاتریوت و تاد، نشانهای از پیوند روزافزون جنگهای معاصر با ظرفیت صنعتی و اقتصاد جهانی است. اما این پیوند به معنای تبدیل ایران به «اوکراین جدید» نیست. اوکراین با تزریق منابع خارجی به میدان جنگ تبدیل شده، در حالی که ایران هزینه بحران را عمدتاً از منابع و ثبات اقتصادی خود میپردازد. مقاله نشان میدهد آنچه جبهههای مختلف را به هم متصل میکند، نه صرفاً همزمانی جنگها، بلکه قرار گرفتن آنها بر گلوگاههای غیرقابل جایگزین اقتصاد جهانی مانند تنگه هرمز است. همچنین تفاوت میان انتقال هزینه اقتصادی و انتقال رویه سیاسی بررسی میشود.
پیامدهای نشست شورای حکام بر اقتصاد و بازارهای مالی ایران
این مقاله توضیح میدهد نشست شورای حکام چگونه پنج کانال انتقال ریسک—انتظارات، بازار ارز، بودجه، تجارت خارجی و جریان سرمایه—را فعال میکند. اثر آن بر دلار، طلا، بازار سرمایه و چشمانداز اقتصاد ایران در قالب سه سناریوی اصلی تحلیل شده است.
از برتونوودز تا نظم پترودلار بازخوانی هژمونی دلار در چهار پرده از برتونوودز تا نظم پسادلاری
از کنفرانس برتونوودز تا جنگهای مالی قرن بیستویکم، این مقاله روایت شکلگیری و افول هژمونی دلار را دنبال میکند؛ تحلیلی از نظم پترودلار، امتیاز گزاف آمریکا و آینده نظام پولی جهانی.
ماشه روی شقیقه اقتصاد ایران
این مقاله اثر فعالسازی مکانیسم ماشه را بر اقتصاد ایران از دو منظر بررسی میکند: شوکهای کوتاهمدت—افزایش نرخ ارز، جهش تورم، کاهش صادرات نفت و تشدید ریسک کشوری—و پیامدهای بلندمدت شامل رکود ساختاری، کاهش سرمایهگذاری خارجی و تغییر جهتگیری ژئوپلیتیکی منطقه. همچنین سه سناریوی آینده، از تشدید بحران تا بازگشت به مذاکره، تحلیل شده است.
گذار از هژمونی غرب
این مقاله گذار تاریخی از هژمونی غرب و نظم آمریکامحور به سوی نظمی چندقطبی را بررسی میکند. ابتدا «غرب» بهعنوان یک بلوک سیاسی–نظامی فراتر از جغرافیا تعریف میشود و با بهرهگیری از نظریه نظام جهانی، شکاف میان اقلیت هستهای قدرتمند و اکثریت پیرامونی توضیح داده میشود. سپس با تمرکز بر خیزش چین و هند، نقش بریکس، تلاش برای کاهش وابستگی به دلار و محدودیتهای قدرت سخت غرب، تغییر موازنه قدرت جهانی تحلیل میشود. مقاله در ادامه مزیتهای ساختاری ماندگار آمریکا و روند فرسایش تدریجی آنها را بررسی کرده و در پایان، سه سناریو برای آینده نظم جهانی—چندقطبی متوازن، جنگ سرد جدید و چندقطبی شکننده—ترسیم میکند.