از بحران مؤسسات مالی تا ادغام بانک آینده
این مقاله با محوریت پرونده بانک آینده، نشان میدهد چگونه الگوی تکرارشونده «زیان خصوصی، نجات عمومی» از دوران مؤسسات مالی تا امروز، نظام بانکی ایران را به گروگان سلطه مالی و خلق پول پرقدرت تبدیل کرده است. با اتکا به صورتهای مالی و دادههای بانک مرکزی، سه سناریوی ادغام و اثر تورمی هر کدام بر پایه پولی برآورد شده و پیامدهایی چون تشدید اخلاق خطر، تضعیف اعتماد سپردهگذاران و انحراف مأموریت بانک مرکزی تبیین میشود. در پایان، بر لزوم استقرار چارچوب انحلال کنترلشده بانکی و شفافیت تصمیمات نجات مالی تأکید میگردد.
بازارِ بیاختیار – اقتصاد سیاسیِ مالکیت و اسارت سرمایه در ایران
بازار سرمایه ایران در ظاهر میدان رقابت است اما در واقع به شبکهای از وفاداری نهادی بدل شده است. این مقاله با تحلیل دادههای بورسی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ و چارچوب «تسخیر نهادی» نشان میدهد چگونه مالکیت سیاسی، سرمایه را از مسیر رشد به انباشت رانتی منحرف کرده است.
بازارِ گروگان: تعلیق مزمن در اقتصاد سیاسیِ ترس
این مقاله یک تحلیل عمیق از وضعیت بازار سرمایه ایران ارائه میدهد؛ بازاری که دیگر صرفاً تابع متغیرهای اقتصادی نیست، بلکه در نقطهٔ تلاقی ژئوپلیتیک، سیاست داخلی و روانشناسی جمعی قرار گرفته است. با تکیه بر نظریهٔ چشمانداز، اقتصاد رفتاری، دادههای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ و تحلیل رویداد، مقاله نشان میدهد چگونه «تحریم خارجی» و «ابهام نهادی داخلی» با هم بازار را وارد وضعیت «تعلیق مزمن» کردهاند؛ وضعیتی که در آن سرمایه به جای جستجوی سود، در پی بقاست و هیچ مکانیسم نهادی برای جذب شوک وجود ندارد. نتیجه: بازاری بینقدشوندگی، بیاعتماد و گروگان سیاست.
توسعه اقتصادی و پارادوکس بیثباتی سیاسی: بازخوانی انتقادی نظریه هانتینگتون
این نوشتار نشان میدهد که رشد اقتصادی بهخودیخود ضامن ثبات سیاسی نیست. با تکیه بر نظریه هانتینگتون و پژوهشهای تطبیقی، توضیح داده میشود چگونه توسعه بدون نهادسازی، مطالبات اجتماعی را افزایش میدهد اما ظرفیت حکومت برای مدیریت آن ثابت میماند؛ وضعیتی که به بیثباتی، نارضایتی و بحران مشروعیت منجر میشود.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.
گذار از پارادایم رشد: بازتعریف اقتصاد برای تابآوری در عصر بحرانهای سیستمیک
جهان امروز با زنجیرهای از بحرانها – از تغییرات اقلیمی و پاندمی تا نابرابری و بیثباتی ژئوپلیتیک – روبهرو است؛ بحرانهایی که نشان میدهند پارادایم سنتی رشد مبتنی بر GDP و سود کوتاهمدت دیگر کار نمیکند. این مقاله با نقد اقتصاد نئوکلاسیک، رویکردهایی مانند اقتصاد چرخشی، سرمایهداری ذینفعان و شاخصهای ESG را بهعنوان نقشه راه گذار به اقتصادی پایدار و تابآور معرفی میکند.
آناتومی یک سقوط | اقتصاد سیاسی انسداد دیجیتال و فروپاشی پایه مالیاتی در ایران
این مقاله نشان میدهد انسداد دیجیتال در ایران صرفاً فیلترینگ نیست، بلکه یک شوک نهادی است که هزینه مبادله را بالا میبرد، تورم ساختاری تولید میکند و پایه مالیاتی را ذوب میسازد. اختلال در اتصال، سرمایه دیجیتال را مستهلک میکند، مقیاسپذیری کسبوکارها را میشکند و اقتصاد را به سمت «اقتصاد توخالی» و مهاجرت مجازی میبرد؛ جایی که بنگاهها در داخل میمانند اما سرورها، مالکیت معنوی و سود انباشته به خارج منتقل میشود. انسداد اینترنت فرار مالیاتی را از جرم به استراتژی بقا بدل میکند و چرخه کسری بودجه–تورم را بازتولید میسازد.
جریان تکنوکراتِ توسعهگرا در ایران
این مقاله پژوهشی بررسی میکند که جریان تکنوکرات توسعهگرا در ایران چگونه از اندیشههای متفکرانی مانند وبر، هانتینگتون و فوکویاما تأثیر پذیرفته و چگونه این افکار توسط چهرههایی چون مسعود نیلی، محمود سریعالقلم و روغنیزنجانی به سیاستهای اقتصادی و نهادی ایران ترجمه شده است. مقاله ضمن واکاوی مسیر سهدههای این جریان، نقدهای واردشده—از برچسب «نئولیبرالی» تا اتهام «فکر استعماری»—و پاسخهای احتمالی آنان را بررسی میکند.
آینده اقتصاد ایران
این مقاله با استفاده از دادههای شاخصهای حکمرانی جهانی و تجربه کشورهایی مانند ونزوئلا، روسیه، نیجریه و اندونزی، آینده اقتصاد ایران را در چارچوب سه سناریوی اصلی ترسیم میکند: رشد پایدار با اصلاحات نهادی و بازگشت به اقتصاد جهانی، رکود ساختاری با تداوم وضع موجود، و فروپاشی نهادی در صورت تشدید تحریم و بحران درآمدهای نفتی. تمرکز متن بر نقش کیفیت نهادها، کنترل فساد، وابستگی به مسیر و امکان گسست نهادی است و نشان میدهد که سرنوشت اقتصادی ایران بیش از هر چیز به اصلاح حکمرانی و نحوه تعامل با جهان گره خورده است.
نقش جریان چپ در اقتصاد ایران
این مقاله نشان میدهد چگونه جریانهای چپ—از مارکسیسم کلاسیک تا چپ اسلامی—در شکلدهی به سیاستگذاری اقتصادی ایران نقش مؤثری داشتهاند. از ملیسازیها و دولتگرایی دهههای ابتدایی تا ساختارهای پدرسالارانه و اقتصاد دولتی پس از انقلاب، روایت این مقاله تصویر دقیقی از پیوند ایدئولوژی چپ با تصمیمهای اقتصادی و پیامدهای نهادی آن ارائه میکند.