اقتصاد سیاسی غارت قانونی؛ بودجه ۱۴۰۵، کالای باشگاهی و فرار منابع در زنجیره یارانه انرژی–ارز
مقاله استدلال میکند ایران با بحران «کمبود منابع» روبهرو نیست، بلکه با بحران «قواعد توزیع و ضمانت اجرا» مواجه است. نویسنده با استفاده از مفهوم «غارت قانونی» فردریک باستیا و تمایز میان کالای عمومی و کالای باشگاهی، نشان میدهد بخشی از بودجه ۱۴۰۵ صرف ردیفهایی میشود که نفع همگانی و پاسخگویی شفافی ندارند. همزمان، یارانه سنگین انرژی به صنایع و ضعف ضمانت اجرا در بازگشت ارز صادراتی، زنجیرهای میسازد که در آن سود خصوصی میشود و هزینه بر دوش عموم میافتد. خروجی این سازوکار، کسری مزمن، فشار بر پایه پولی، جهش نرخ ارز و تورمی است که بهعنوان «مالیات پنهان» از جیب حقوقبگیران وصول میشود.
پرونده ویژه بودجه ۱۴۰۵: جراحی بدون بیهوشی
بودجه ۱۴۰۵ سند توزیع رفاه نیست؛ سند توزیع واقعیت است. با دلار گمرکی بالاتر، افزایش مالیات بر مصرف، حذف ارز ترجیحی و اتکا به بدهی و صندوق، فشار هزینه به زندگی روزمره نزدیکتر میشود. این مقاله با زبان عمومی توضیح میدهد چرا، چگونه و از کجا اثرش روی سفره مردم مینشیند.
کارخانه تولید پولِ پوچ؛ چرا «بانکهای زامبی» جیب ما را میزنند؟
بانک ناتراز چگونه سود بالا میدهد؟ وقتی شکاف ترازنامهای با جذب پول تازه یا اتکا به منابع پرقدرت پوشانده میشود، «زیان خصوصی» میتواند به «فشار پولی و تورم عمومی» تبدیل شود. این مقاله با شاخص زامبی، سه واقعیت آماری و یک مدل ترازنامهای، مکانیزم را روشن و نسخه اصلاح را زمانبندی میکند.
انتقامِ واقعیت: چرا کمیابی فیزیکی فرضهای مالیسازی را بیاعتبار میکند؟
دهه ZIRP و حکمرانی داراییهای ناملموس این توهم را ساخت که نقدینگی میتواند هر کمبودی را جبران کند. اما بحرانهای انرژی و زنجیره تأمین نشان دادند بانکهای مرکزی قادر به «چاپ» مس، لیتیوم یا ظرفیت فرآوری نیستند. این مقاله با بازگشت به اقتصاد زیستفیزیکی، توضیح میدهد چرا تورم اخیر بیش از آنکه یک خطای پولی گذرا باشد، محصول اصطکاکهای فیزیکی در گذار انرژی است. سپس با مفهوم Greenflation، قحطی سرمایهگذاری در بخشهای بالادستی و ظهور ملیگرایی منابع، پیامدهای ژئوپلیتیک و سرمایهگذاری این چرخش را جمعبندی میکند.
غارت قانونی: چگونه «حمایت از تولید» به «خروج ثروت» تبدیل شد؟
این مقاله منطق «شیر یکطرفه» را در اقتصاد سیاسی صادرات توضیح میدهد: ورودیِ قطورِ منابع ارزان ریالی (انرژی، خوراک، یارانه پنهان و نرخهای ترجیحی) وارد واحدهای تولیدی میشود، اما خروجیِ دلاری بهجای آنکه به اقتصاد کشور برگردد و سرمایهگذاری، اشتغال و ثبات ارزی بسازد، در دو مسیر شکاف میخورد: شاخهای باریک با بازگشت محدود ارز و شاخهای قطور با نشت/عدم بازگشت. نتیجه این معماری، تشدید ناترازی ارزی، انتقال رانت به سود خصوصی، و تضعیف قرارداد اجتماعی است. دیاگرام همراه، این سازوکار را بهصورت بصری و قابل فهم نشان میدهد. در پایان، نقاط مداخله سیاستی و شاخصهای پایش «بازگشت ارز» پیشنهاد میشود. دقیق.
آناتومی یک بنبست: چرا تورم در ایران «شکست» نیست، بلکه «ابزار بقا» است؟
تورم در ایران در قالب یک تعادل بد بازتولید میشود؛ تعادلی که در آن دولتِ گرفتار سلطه مالی، بانکهای ناتراز و صندوقهای بازنشستگیِ در آستانه بحران، همراه با ذینفعان داراییمحور، به طور ضمنی بر «تورم کنترلشده اما مزمن» همگرا میشوند. مقاله با توضیح نقش بانک مرکزی بهعنوان مدیر بحران مزمن، مکانیسم انتقال سودهای بیکیفیت به پایه پولی و اثر شتابدهنده تحریم، نشان میدهد چرا شکستن این چرخه بیش از آنکه پولی باشد، تصمیمی توزیعی و نهادی است. در پایان، نقشه راه سهگامی برای مهار ترازنامه بانکهای بد، هوشمندسازی مالیاتی و دیپلماسی کاهش هزینه مبادله ارائه میشود.
از «استبداد قربانی» تا «رانتِ معافیت»؛ چرا همه به دنبال «خط سفید» هستند؟
در ایران امروز، «درد» فقط رنج نیست؛ سرمایه است. از روایت تحریم و محاصره تا اینترنت سفید و معافیتهای مالیاتی، یک منطق مشترک در حال گسترش است: هر کس قانعکنندهتر نقش قربانیِ حساس را بازی کند، سهم بیشتری از منابع کمیاب میگیرد. این مقاله نشان میدهد چگونه «استبداد قربانی» و «اقتصاد معافیت» زیرساختها را طبقاتی میکنند و ما را به سمت مجمعالجزایر امتیاز، بازار سیاه مشروعیت و فئودالیسم دیجیتال میبرند.
ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد
این مقاله «اعتماد» را بهمثابه فناوری اجتماعی کاهش هزینه مبادله تحلیل میکند. با تضعیف قرارداد اجتماعی، هزینه اجرای قاعده جهش میکند، قراردادها از اعتبار به وثیقه و جریمه میلغزند و «گرانی همکاری» شکل میگیرد. نتیجه، ظهور فئودالیسم جدید و چرخه پناهگاه است؛ جایی که امنیت و ثبات به توان خرید و شبکههای بسته وابسته میشود. در این وضعیت، نظارت دیجیتال جای اعتماد ارگانیک را میگیرد و بهصورت مالیات پنهان انطباق، بهرهوری کل عوامل را در معرض فرسایش تدریجی قرار میدهد. در سطح کلان نیز QE بدون بازسازی اعتماد، نقدینگی را در داراییها حبس کرده و شکاف طبقاتی را تشدید میکند.
آناتومی زوال: چرا اقتصاد نمیمیرد، اما ما فقیرتر میشویم؟
دسامبر ۲۰۲۵ را میتوان لحظه «اعلام رسمی وضعیت بقا» دانست: همزمانی تنش ارزی با تصمیم سهپلهای سوخت، نشانهای از ورود اقتصاد ایران به فاز «سادهسازی خزنده» است. این مقاله با چارچوب تینتر و مدل اتوفاژی اقتصادی توضیح میدهد چرا شوکها الزاماً فروپاشی نمیآورند؛ بلکه با انتقال هزینه به جامعه، بقای نهادی را ممکن میکنند. چهار ستون اتوفاژی (فیزیکی، انسانی، ترازنامهای، نهادی) و سناریوهای قابل پایش آینده ارائه میشود.
فرار سرمایه در ایران ۱۴۰۴: چرا طبقه متوسط در حال خروج خاموش است؟
این مقاله نشان میدهد چرا فرار سرمایه در ایران ۱۴۰۴ از رفتار طبقه ثروتمند عبور کرده و به استراتژی بقای طبقه متوسط تبدیل شده است. با تحلیل چرخه بیثباتی نهادی، تورم ساختاری و ریسکهای سیاستی، روند خروج سرمایه و پیامدهای اقتصادی آن توضیح داده میشود.