گذار بزرگ انرژی (۲۰۲۵-۲۰۴۵): بازتعریف جایگاه راهبردی ایران در نظم نوین انرژی جهانی
این مقاله چشمانداز گذار انرژی در ایران تا افق ۲۰۴۵ را ترسیم میکند؛ از ریسک داراییهای سرگردان نفت و گاز و ناترازی مزمن، تا فرصت استفاده از گاز بهعنوان سوخت گذار و توسعه خورشیدی و بادی. در پایان، نقشه راهی سهمرحلهای برای اصلاح حاکمیت انرژی و جذب سرمایه سبز ارائه میشود.
گذار از هژمونی غرب
این مقاله گذار تاریخی از هژمونی غرب و نظم آمریکامحور به سوی نظمی چندقطبی را بررسی میکند. ابتدا «غرب» بهعنوان یک بلوک سیاسی–نظامی فراتر از جغرافیا تعریف میشود و با بهرهگیری از نظریه نظام جهانی، شکاف میان اقلیت هستهای قدرتمند و اکثریت پیرامونی توضیح داده میشود. سپس با تمرکز بر خیزش چین و هند، نقش بریکس، تلاش برای کاهش وابستگی به دلار و محدودیتهای قدرت سخت غرب، تغییر موازنه قدرت جهانی تحلیل میشود. مقاله در ادامه مزیتهای ساختاری ماندگار آمریکا و روند فرسایش تدریجی آنها را بررسی کرده و در پایان، سه سناریو برای آینده نظم جهانی—چندقطبی متوازن، جنگ سرد جدید و چندقطبی شکننده—ترسیم میکند.
بانک جدید سازمان همکاری شانگهای
این مقاله با نگاهی تحلیلی بررسی میکند که آیا بانک جدید سازمان همکاری شانگهای توان تضعیف سلطه دلار و ایجاد مسیرهای مالی جایگزین را دارد یا خیر. بر پایه دادههای تجارت ایران–SCO و روند بینالمللیسازی یوآن، تحلیل نشان میدهد که این نهاد میتواند بخشی از هزینههای تراکنش و ریسکهای تجاری ایران را کاهش دهد، اما قادر به ایجاد تغییر بنیادین در کوتاهمدت نیست. مقاله همچنین فرصتها، تهدیدها، ریسک تحریمهای ثانویه، و واکنش احتمالی آمریکا را بررسی کرده و سناریوهای سهساله برای آینده ایران را ارائه میدهد.
سهگانه فشار بر اقتصاد ایران؛ نفت، بیمه و تحریم در آستانه یک تنگنای بودجهای
اقتصاد ایران همزمان زیر فشار سه جبهه قرار گرفته است: کاهش قیمت نفت در پی تصمیم اوپکپلاس، جهش هزینههای بیمه و حملونقل برای نفتکشهای ایرانی و بازگشت تحریمها از مسیر مکانیسم ماشه. مقاله نشان میدهد این سهگانه چگونه درآمد نفتی را کاهش داده، کسری بودجه ۱۴۰۴ را تشدید میکند و با تهدید ثبات ارزی و تورم، قدرت چانهزنی ژئواکونومیک ایران را فرسایش میدهد؛ در کنار سناریوهای درآمدی و راهکارهایی مانند اصلاح بودجه، تنوعبخشی صادرات و دیپلماسی فعال انرژی.
پارادوکس ضدامپریالیسم
این مقاله توضیح میدهد چگونه ضدامپریالیسم ایرانی، که با آرمان رهایی از سلطه آغاز شد، به سازوکاری برای بقا در دل همان نظم هژمونیک تبدیل شده است. بر پایه نظریه اشمیت، گرامشی و امنیتیسازی، نشان داده میشود که دشمنی با آمریکا و غرب به یک ضرورت هویتی و ابزار مشروعیت داخلی بدل شده و همزمان حضور نظامی، تحریمها و بازار امنیت آمریکا در منطقه را تقویت کرده است. مقاله پیامدها و سناریوهای آینده این چرخه را بررسی میکند.
چگونه نظامها خود را میبلعند؟ درسهایی از شوروی برای ایران امروز
این مقاله یک مدل تحلیلی جدید برای فهم زوال در نظامهای ایدئولوژیک ارائه میدهد؛ مدلی که نشان میدهد زوال نه یک حادثه ناگهانی، بلکه برآیند شکاف انگیزشی، اقتصاد سایه و فساد نهادی است. با بررسی تجربه شوروی و تطبیق آن با ساختار نهادی ایران، مقاله سه سناریوی آینده—تعادل منجمد، فروپاشی سریع و بازآرایی نهادی—را ترسیم میکند. این متن یک نقشه ریسک برای فهم آینده اقتصاد سیاسی ایران است.