ملت آینهدار، حاکم خودشیفته
این مقاله میکوشد رابطه میان ساختار قدرت با ویژگیهای خودشیفتهوار و الگوهای مهرطلبانه در فرهنگ سیاسی ایران را توضیح دهد. متن نشان میدهد چگونه این چرخه فقط روانی نیست، بلکه بر بستر اقتصاد سیاسی رانتی بازتولید میشود. با تحلیل رخدادهای دی ۱۴۰۴، مقاله استدلال میکند که جامعه ایران وارد مرحلهای تازه از آگاهی شده، اما این بیداری هنوز با ضعف سازماندهی، منجیطلبی و ترس از فروپاشی روبهروست. نتیجه نهایی، تبیین راهی برای گذار از اطاعت فرساینده به بلوغ سیاسی و استقلال جمعی است.
هجدهم برومرِ ایرانی: از «بنبست دموکراسی» تا «تمنای دیکتاتورِ مصلح»
برجستهشدن نمادهای پهلویمحور در بخشی از گفتار اعتراضی الزاماً «انتخاب برنامهای» نیست؛ اغلب سازوکاری برای هماهنگی کمهزینه در محیط پرریسک و بیسازمان است. مقاله با ترکیب مارکس (احضار گذشته)، لاکلائو (دالّ تهی) و منطق نقطه کانونی نشان میدهد چگونه ائتلاف نفی شکل میگیرد، چرا «نام» از «طرح» جلو میزند، و چرا این مسیر میتواند به تمنای لویاتان و تله واگذاری عاملیت ختم شود.