چرا ما اینجاییم؟ نهادها، نفت و سرنوشت ایران
چرا ایران با وجود نفت، گاز، موقعیت ژئوپلیتیک و سرمایه انسانی، هنوز درگیر تورم مزمن، رشد ضعیف و نابرابری است؟ این مقاله با الهام از چارچوب «چرا ملتها شکست میخورند» استدلال میکند که مسئله اصلی ایران نه جغرافیا و نه فرهنگ، بلکه نهادهای انحصاری است. متن نشان میدهد چگونه سه عامل رانت نفتی، ایدئولوژی امنیتی و مداخله خارجی، در لحظههای بحرانی تاریخ معاصر ایران به بازتولید الیگارشی انجامیدهاند و چرا تغییر بازیگران، بدون تغییر قواعد بازی، راهی به توسعه پایدار باز نکرده است.
از نهاد به شبکه: منطق بقا و بازتولید ناکارآمدی در نظم دسترسی محدود
چرا سیاستهای آشکارا ناکارآمد در ایران پایدار میمانند؟ این مقاله با کنار گذاشتن لنز اخلاقی، توضیح میدهد که در نظم دسترسی محدود، بسیاری از ناکارآمدیها نه «خطا»، بلکه پیامد منطقی سازوکار بقای ائتلاف حاکم است. با تعریف عملیاتی «توزیع استراتژیک منابع»، نشان داده میشود چگونه خلق رانت، تهیشدن اختیارات و دادههای نهادهای توسعهای و جایگزینی شبکهها، تورم، انحصار و ارز چندنرخی را بازتولید میکند. سه پیشبینی قابل مشاهده و دو مثال خودرو و ارز، چارچوب را از سطح روایت فراتر میبرند.
آینده ایران پس از مکانیزم ماشه: چشماندازی حقوقی، سیاسی و اقتصادی
این مقاله با تکیه بر چارچوب تحریمها در روابط بینالملل و نظریه دولت رانتی، آینده ایران را در صورت فعالسازی مکانیزم ماشه ترسیم میکند. ابتدا سازوکار حقوقی اسنپبک، وتوی معکوس و جدول زمانی قطعنامه ۲۲۳۱ توضیح داده میشود؛ سپس با مرور تجربه ایران ۲۰۱۲–۲۰۱۵ و نمونههای عراق، کره شمالی و ونزوئلا، سه سناریوی پیشِ رو برای سالهای ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۶ و پیامدهای ارزی، بودجهای و اجتماعی آنها تحلیل و در پایان توصیههای مشخصی برای دیپلماسی هستهای، تثبیت اقتصاد کلان و حمایت از اقشار آسیبپذیر پیشنهاد میشود.
بحران ساختاری اقتصاد ایران
این مقاله ریشههای بحران ساختاری اقتصاد ایران را در منطق دولت رانتی و وابستگی مزمن به نفت جستوجو میکند. با مقایسه تطبیقی ایران با ونزوئلا، مالزی و نروژ نشان میدهد که تفاوت در کیفیت نهادها، شفافیت و پاسخگویی، مسیر فروپاشی رانتی را از مسیر اصلاح و توسعه جدا میکند و در پایان، خطوط کلی یک برنامه اصلاح نهادی و کاهش وابستگی به نفت را ترسیم میکند.