خروج خاموش: اقتصاد سیاسیِ پناه بردن به «داراییهای فرامرزی» در عصر سرکوب مالی
در اقتصاد ملتهب، فرار سرمایه دیگر محدود به مهاجرت فیزیکی نیست. شهروندان برای حفظ ارزش دارایی خود در برابر تورم مزمن و سرکوب مالی، به «داراییهای فرامرزی» مانند تتر و بیتکوین پناه میبرند. این مقاله با رویکرد اقتصاد سیاسی، پیامدهای این «خروج خاموش» را بر ترازنامه اقتصاد ملی و کارایی سیاستهای پولی تحلیل میکند و نشان میدهد چگونه کاهش اعتماد نهادی، طبقه متوسط را از بازارهای فیزیکی به سمت اقتصاد سایه و شبکههای بلاکچین سوق داده است.
طغیان علیه شفافیت: اقتصاد سیاسیِ «غیررسمی شدن» در ایران
اقتصاد زیرزمینی در ایران فقط تخلف یا بیانضباطی نیست؛ در بسیاری موارد واکنشی عقلایی به تورم مزمن، بیثباتی قواعد، اصطکاک بوروکراسی و ابزارهای نوین حفظ حریم خصوصی مالی است. مقاله با جایگزینی «منحنی لافر» با «منحنی هزینه نهادی» نشان میدهد وقتی بار نهادی رسمی بودن از آستانه تحمل ریسک میگذرد، فشار نظارتی بهجای افزایش درآمد دولت، به رسمیزدایی و مهاجرت ابزار پرداخت (طلا، تتر، تهاتر) منجر میشود و نهایتاً دولت را به «جزیرهای کوچک» در اقیانوس اقتصاد سایه تبدیل میکند.
چگونه نظامها خود را میبلعند؟ درسهایی از شوروی برای ایران امروز
این مقاله یک مدل تحلیلی جدید برای فهم زوال در نظامهای ایدئولوژیک ارائه میدهد؛ مدلی که نشان میدهد زوال نه یک حادثه ناگهانی، بلکه برآیند شکاف انگیزشی، اقتصاد سایه و فساد نهادی است. با بررسی تجربه شوروی و تطبیق آن با ساختار نهادی ایران، مقاله سه سناریوی آینده—تعادل منجمد، فروپاشی سریع و بازآرایی نهادی—را ترسیم میکند. این متن یک نقشه ریسک برای فهم آینده اقتصاد سیاسی ایران است.