وقتی طلا و مس با هم بالا میروند؛ بازارها از چه جهانی خبر میدهند؟
صعود همزمان طلا و مس در نگاه اول متناقض به نظر میرسد: طلا معمولاً پناهگاه روزهای نااطمینانی است و مس فلز سرمایهگذاری، تولید و ساختن. اما شاید هر دو بازار از یک تغییر عمیقتر خبر میدهند؛ جهانی که همزمان برای امنیت پولی بیشتر هزینه میکند و سرمایه عظیمی را به برق، هوش مصنوعی، دفاع و زیرساختهای تازه میفرستد. این مقاله میپرسد آیا این موج به جهش بهرهوری خواهد انجامید، یا زمینه نوع تازهای از شکنندگی مالی را فراهم خواهد کرد.
چرا مذاکره ممکن نیست
این مقاله استدلال میکند که بنبست در مذاکرات ایران و آمریکا نه نتیجه خطای سیاسی یا سوءنیت، بلکه حاصل یک ساختار قفلشده است. با تحلیل پنج لایه—از منطق تحریم و تله بازگشتناپذیری تا بحران تعهد و قفل داخلی—نشان داده میشود که هر دور تقابل، هزینه توافق را افزایش میدهد و امکان یک توافق پایدار را از بین میبرد. نتیجه نهایی این است که حتی توافقهای موقت نیز در این ساختار ناپایدار خواهند بود و تقابل به مسیرهای خارج از مذاکره سوق پیدا میکند.
طلا در ۲۰۲۶: آناتومی یک پارادوکس
طلا پس از ثبت سقف تاریخی، اسیر پارادوکس امنیت ۲۰۲۶ شد. این مقاله با رویکرد اقتصاد سیاسی بررسی میکند که چگونه جنگ از مسیر شوک نفتی، فدرال رزرو را به حفظ سیاست انقباضی وادار کرد. افزایش بازدهی اوراق و تخلیه موقعیتهای اهرمی، طلا را تحت فشار قرار داد. تحلیلی جامع بر تقاطع روندهای کوتاهمدت و ساختارهای بلندمدت، همراه با بررسی دقیق استراتژی برای سرمایهگذاران با در نظر گرفتن متغیرهای ریال و حباب سکه.
خروج خاموش: اقتصاد سیاسیِ پناه بردن به «داراییهای فرامرزی» در عصر سرکوب مالی
در اقتصاد ملتهب، فرار سرمایه دیگر محدود به مهاجرت فیزیکی نیست. شهروندان برای حفظ ارزش دارایی خود در برابر تورم مزمن و سرکوب مالی، به «داراییهای فرامرزی» مانند تتر و بیتکوین پناه میبرند. این مقاله با رویکرد اقتصاد سیاسی، پیامدهای این «خروج خاموش» را بر ترازنامه اقتصاد ملی و کارایی سیاستهای پولی تحلیل میکند و نشان میدهد چگونه کاهش اعتماد نهادی، طبقه متوسط را از بازارهای فیزیکی به سمت اقتصاد سایه و شبکههای بلاکچین سوق داده است.
سازش، بقا یا مقاومت؟
این مقاله میپرسد وقتی شکاف میان دولت و ملت از سطح نارضایتی سیاسی عبور میکند و به تجربهای از انقیاد و بیافقی میرسد، جامعه چگونه میان بقا، سازش و مقاومت انتخاب میکند. متن با بررسی فرسایش مشروعیت، نقش ماشین سرکوب، ترس جمعی از فروپاشی و درسهای تاریخی فرانسه اشغالی، نشان میدهد که مسئله فقط هزینه تغییر نیست؛ تداوم وضع موجود نیز هزینهای سنگین و گاه ویرانگر دارد.
از رؤیای برابری تا مهندسی اطاعت،کالبدشکافی قدرت در «قلعه حیوانات»
این مقاله، شاهکار تمثیلی «قلعه حیوانات» اثر جورج اورول را از منظر اقتصاد سیاسی و فلسفه به زبانی ساده و عمومی تحلیل میکند. نوشتار حاضر نشان میدهد که چگونه رویای برابری به مرور به ماشین تمامیتخواهی بدل شد. با بهرهگیری از نظریات «شبکه قدرت» میشل فوکو و «ترور حقیقت و انزوای اجتماعی» هانا آرنت، هشت مرحلهی تبدیل شدن رهاییبخشان دیروز به ستمگران امروز کالبدشکافی میشود. این مقاله هشداری است درباره اهمیت سواد انتقادی برای جلوگیری از بازتولید استبداد.
پارادوکس دشمنی؛ تحلیل اقتصاد سیاسی سیاست خارجی ایران
این مقاله با نگاهی به چهار دهه سیاست خارجی ایران، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا «دشمن خارجی» به بخشی از هویت ساختاری و سازوکار بقای نظام تبدیل شده است. با تکیه بر مفاهیمی چون امنیتیسازی و هژمونی، نویسنده استدلال میکند که این تقابل به یک «همزیستی خصمانه» بدل شده که در آن یک طرف سود مادی میبرد و طرف دیگر، بهای بقا را با فرسایش توسعه میپردازد.
از قدرت نظامی تا قدرت اقتصادی؛ چرا ایران در مسابقه با همسایگان جا ماند؟
این مقاله به کالبدشکافی شکاف اقتصادی ایران و همسایگان (۲۰۰۳ تا ۲۰۲۶) میپردازد. با بررسی دادههای بانک جهانی، نشان میدهیم که عقبماندگی استراتژیک ما حاصل کمبود منابع نیست، بلکه نتیجه نااطمینانی نهادی، فرسایش سرمایه و قفلشدگی تولیدی است. در حالی که رقبایی چون ترکیه و عربستان مرز تریلیون دلار را رد کردهاند، اقتصاد ایران درگیر تورم مزمن و افت سرمایهگذاری است. در پایان، سه سناریو برای آیندهپژوهی ۲۰۳۰ و نقشه راهی برای تغییر ریل اقتصادی ارائه شده است.