باجهای بر تنگه هرمز؛ آیا ایران میتواند از عبور کشتیها درآمد پایدار بسازد؟
ایران توانسته عبور از تنگه هرمز را پرهزینه کند و از برخی کشتیها عوارض بگیرد. اما میان گرفتن پول و ساختن یک منبع درآمد پایدار فاصله زیادی وجود دارد. این مقاله با بررسی اقتصاد سیاسی هرمز، شبکههای مالی و بیمه دریایی، هزینههایی که بحران بر خود ایران تحمیل کرده، تجربه تنگههای دیگر و نقش عمان میپرسد: آیا کنترل یک گلوگاه جغرافیایی برای ساختن درآمدی ماندگار کافی است؟ نتیجه مقاله میان «قدرت تحمیل هزینه» و «توان وصول، حفظ و تکرار درآمد» تمایز میگذارد.
اقتصاد ایران در تله بقا؛ چرا گشایشها به توسعه تبدیل نمیشوند؟
اقتصاد ایران فقط با کمبود منابع روبهرو نیست؛ مسئله عمیقتر، نحوه استفاده از فرصتهاست. در شرایطی که آینده نامطمئن، قواعد ناپایدار و ابزارهای اضطراری به بخشی از سازوکار اقتصاد تبدیل شدهاند، دولت، بانکها و بنگاهها بهجای ساختن ظرفیت تازه، اغلب درگیر حفظ وضع موجود میشوند. این مقاله با مفهوم «تله بقا» توضیح میدهد چرا رفتارهایی که در سطح یک بنگاه یا نهاد عقلانی به نظر میرسند، در سطح کلان میتوانند افق سرمایهگذاری را کوتاه کنند و مانع تبدیل گشایشهای مقطعی به توسعه پایدار شوند. پرسش اصلی مقاله این است: چگونه میتوان اقتصادی ساخت که در آن، ساختن آینده از خریدن زمان سودآورتر باشد؟
دام تعلیق؛ اقتصاد سیاسی آینده نامعتبر در ایران
این مقاله نشان میدهد تعلیق در ایران فقط ادامهی بحران نیست، بلکه تعادلی خودتقویتکننده است. قدرت با عقبانداختن تصمیمهای پرهزینه زمان میخرد، اما جامعه هزینهی آن را در قالب تورم، فرار به دارایی، کاهش سرمایهگذاری، مهاجرت و بیاعتمادی میپردازد. نتیجه، چرخهای است که در آن رفتارهای دفاعی مردم، آینده را باز هم نامعتبرتر میکند.
خفگی اقتصادی؛ چرا برخی نظامها زیر فشار یاد میگیرند و برخی میشکنند؟
این مقاله مفهوم «خفگی اقتصادی» را توضیح میدهد؛ وضعیتی که در آن اقتصاد فقط دچار بحران نیست، بلکه نظام سیاسی توانایی شنیدن، تشخیص و اصلاح خطاها را از دست میدهد. متن با تکیه بر نظریه سیستمها، تجربه شوروی، قحطی اوکراین و وضعیت ایران نشان میدهد که مسئله اصلی فقط تحریم یا فشار خارجی نیست، بلکه بستهشدن کانالهای بازخورد، رانت، کنترل روایت و جایگزینی وفاداری با تخصص است.
وقتی دود از کارخانه بلند میشود
این یادداشت نشان میدهد حملات به فولاد و پتروشیمی ایران صرفاً یک رخداد نظامی نبود، بلکه ضربهای مستقیم به موتور ارزآوری کشور بود. مقاله توضیح میدهد چرا آرامش فعلی دلار میتواند گمراهکننده باشد، چگونه اختلال در صادرات فولاد و پتروشیمی به فشار ارزی و تورمی در دوره پساجنگ تبدیل میشود، و چرا طلا در چنین وضعیتی به دارایی دفاعی بدل میشود. هسته اصلی متن این است: آسیبپذیری امروز اقتصاد ایران فقط محصول تحریم نیست، بلکه نتیجه نحوه مدیریت تحریم و تمرکز خطرناک زیرساختهای راهبردی است.
تله استراتژیک ایران: اقتصاد سیاسی پایان جنگ بدون صلح
این مقاله سناریویی را بررسی میکند که در آن جنگ پایان مییابد، اما صلحی ساخته نمیشود. استدلال اصلی این است که «آتشبس بدون تسویه» برای ایران از مسیر بودجه، بانک، بازار ارز، شبکه توزیع و تورم میتواند به فرسایش شدید اقتصادی و اجتماعی منجر شود. در عین حال، نسخه «ادامه جنگ و بستن هرمز» نیز راه نجات نیست، چون نه رانت پایدار میسازد و نه امکان احیای اقتصاد را فراهم میکند. متن نشان میدهد که تنها افق کمهزینهتر، نه پیروزی کامل، بلکه ساختن یک مسیر سوم از دل فشارهای ساختاری داخلی و منطقهای است.
آناتومیِ یک تله: اقتصاد سیاسیِ گذار از «لنگر ارزی» به «سراب ریالی»
این مقاله توضیح میدهد چرا در اقتصاد تحریمی و تورمزده ایران، حذف ارز ترجیحی اگر با «یارانه ریالیِ ثابت و بدون شاخصبندی» جایگزین شود، بهجای اصلاح ساختاری به انتقال ریسک از دولت به خانوار میانجامد. مکانیزم کلیدی، «عدم تقارن شاخصبندی» است: درآمدهای دولت با تورم و نرخ ارز شناور میشوند اما حمایت نقدی ثابت میماند و ارزش واقعیاش ذوب میشود. نتیجه، خصوصیسازی ریسک شوکهای ارزی/قیمتی، فرسایش طبقه متوسط و بازتولید چرخه کسری است. در پایان، سه قفل سیاستی برای کاهش آسیب پیشنهاد میشود: شاخصبندی حمایت، اعتبار هدفمند، و قاعده مالی سختگیرانه.
آناتومی یک بنبست: چرا تورم در ایران «شکست» نیست، بلکه «ابزار بقا» است؟
تورم در ایران در قالب یک تعادل بد بازتولید میشود؛ تعادلی که در آن دولتِ گرفتار سلطه مالی، بانکهای ناتراز و صندوقهای بازنشستگیِ در آستانه بحران، همراه با ذینفعان داراییمحور، به طور ضمنی بر «تورم کنترلشده اما مزمن» همگرا میشوند. مقاله با توضیح نقش بانک مرکزی بهعنوان مدیر بحران مزمن، مکانیسم انتقال سودهای بیکیفیت به پایه پولی و اثر شتابدهنده تحریم، نشان میدهد چرا شکستن این چرخه بیش از آنکه پولی باشد، تصمیمی توزیعی و نهادی است. در پایان، نقشه راه سهگامی برای مهار ترازنامه بانکهای بد، هوشمندسازی مالیاتی و دیپلماسی کاهش هزینه مبادله ارائه میشود.
پیامدهای نشست شورای حکام بر اقتصاد و بازارهای مالی ایران
این مقاله توضیح میدهد نشست شورای حکام چگونه پنج کانال انتقال ریسک—انتظارات، بازار ارز، بودجه، تجارت خارجی و جریان سرمایه—را فعال میکند. اثر آن بر دلار، طلا، بازار سرمایه و چشمانداز اقتصاد ایران در قالب سه سناریوی اصلی تحلیل شده است.
بازارِ گروگان: تعلیق مزمن در اقتصاد سیاسیِ ترس
این مقاله یک تحلیل عمیق از وضعیت بازار سرمایه ایران ارائه میدهد؛ بازاری که دیگر صرفاً تابع متغیرهای اقتصادی نیست، بلکه در نقطهٔ تلاقی ژئوپلیتیک، سیاست داخلی و روانشناسی جمعی قرار گرفته است. با تکیه بر نظریهٔ چشمانداز، اقتصاد رفتاری، دادههای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ و تحلیل رویداد، مقاله نشان میدهد چگونه «تحریم خارجی» و «ابهام نهادی داخلی» با هم بازار را وارد وضعیت «تعلیق مزمن» کردهاند؛ وضعیتی که در آن سرمایه به جای جستجوی سود، در پی بقاست و هیچ مکانیسم نهادی برای جذب شوک وجود ندارد. نتیجه: بازاری بینقدشوندگی، بیاعتماد و گروگان سیاست.