تورم مزمن در اقتصاد ایران: روایت فروپاشی نهادی و بازسازی اعتماد عمومی
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
خلق نقدینگی در ایران: از نظریه تا عمل
این نوشتار چرخه خلق نقدینگی در ایران را از سه زاویه بررسی میکند: نظریههای پولی، تجربههای عینی مانند بانک آینده و مؤسسات غیرمجاز، و نقش دولت در کسری بودجه و سیاستهای تکلیفی. مقاله توضیح میدهد چرا نقدینگی در ایران ماهیت درونزا، پرشتاب و تورمزا دارد و چگونه تعامل ناسالم میان دولت، بانکها و بانک مرکزی به ناترازی و جهش ارزی منجر میشود.
بحران ساختاری اقتصاد ایران
این مقاله ریشههای بحران ساختاری اقتصاد ایران را در منطق دولت رانتی و وابستگی مزمن به نفت جستوجو میکند. با مقایسه تطبیقی ایران با ونزوئلا، مالزی و نروژ نشان میدهد که تفاوت در کیفیت نهادها، شفافیت و پاسخگویی، مسیر فروپاشی رانتی را از مسیر اصلاح و توسعه جدا میکند و در پایان، خطوط کلی یک برنامه اصلاح نهادی و کاهش وابستگی به نفت را ترسیم میکند.
تورم مزمن در ایران: از سلطه مالی تا شکست حاکمیت پولی
تورم مزمن در ایران دیگر یک خطای سیاست پولی ساده نیست؛ صورتبندی مالی بحرانی عمیق در حکمرانی است. این متن با تکیه بر مفهوم «سلطه مالی» نشان میدهد چگونه دولت، بانک مرکزی و بانکهای خصولتی در چرخهای از کسری بودجه، خلق اعتبار رانتی، شوکهای ارزی و تحریمها، تورم را به نهاد پایدار زندگی مردم تبدیل کردهاند. در ادامه، نقشه راهی برای شکستن این چرخه از مسیر اصلاح بودجه، بازسازی سیاست پولی، تقویت نهادهای ناظر و پیوند با اقتصاد جهانی پیشنهاد میشود.