خروج خاموش: اقتصاد سیاسیِ پناه بردن به «داراییهای فرامرزی» در عصر سرکوب مالی
در اقتصاد ملتهب، فرار سرمایه دیگر محدود به مهاجرت فیزیکی نیست. شهروندان برای حفظ ارزش دارایی خود در برابر تورم مزمن و سرکوب مالی، به «داراییهای فرامرزی» مانند تتر و بیتکوین پناه میبرند. این مقاله با رویکرد اقتصاد سیاسی، پیامدهای این «خروج خاموش» را بر ترازنامه اقتصاد ملی و کارایی سیاستهای پولی تحلیل میکند و نشان میدهد چگونه کاهش اعتماد نهادی، طبقه متوسط را از بازارهای فیزیکی به سمت اقتصاد سایه و شبکههای بلاکچین سوق داده است.
کسبوکارِ آشوب: ذینفعان تورم و سد اصلاحات ساختاری
تورم مزمن فقط گرانی نیست؛ یک نظم اقتصاد سیاسی است که در آن ثروت بیشتر از مسیر «استخراج ارزش» (رانت، دسترسی، شکافها) جابهجا میشود تا «خلق ارزش». مقاله چهار کانال کسبوکار آشوب را توضیح میدهد: آربیتراژ قیمتی، آربیتراژ اطلاعاتی، انحصار و مجوز، و انتقال ریسک. سپس با لنز انتخاب عمومی نشان میدهد چرا ذینفعان سازمانیافته هزینه اصلاحات را بالا میبرند و چرا مردم، با وجود قربانی بودن، ناخواسته در بازتولید آشوب گرفتار میشوند. پایان مقاله نقشه اصلاحات ضدکانالی و پیششرطهای گذار به ثبات را ارائه میکند.
انقلاب ناامیدی و ویرانی افق اقتصادی در ایران
این مقاله به واکاوی پدیده «کوتاهمدتگرایی اجباری» در ایران میپردازد. تورم مزمن با تبدیل پسانداز به یک خطای استراتژیک، افق زمانی شهروندان را فشرده کرده و «لذت آنی» یا خرید کالاهای بادوام را به منطقیترین واکنش برای بقا تبدیل کرده است. نویسنده با کالبدشکافی نرخ تنزیل زمانی و تحلیل گسست در قرارداد اجتماعی، نشان میدهد که چگونه این عقلانیت فردی در نهایت به یک ویرانی جمعی و توقف انباشت سرمایه مولد منجر میشود؛ فرآیندی که از آن به عنوان «انقلاب ناامیدی» یاد میشود.
جامعه ساعتشنی: کالبدشکافی «مهاجرت تقاضا» و تغییر زمینبازی سرمایهگذاری در ایران
در کنار شوکهای عرضه، فرسایش قدرت خرید در حال تغییر زمینبازی است. تقاضا در ایران حذف نمیشود؛ مهاجرت میکند: از کالاهای بادوام و نیمهلوکسِ رسمی به کالاهای ضروری یا بازار غیررسمی، و بخشی هم از مصرف به دارایی تبدیل میشود. مقاله با دو ردیاب اصلی (فشردگی بودجه بقا و فرسایش دستمزد حقیقی) و ردیابهای تکمیلی، سه کانال مهاجرت تقاضا و سازوکار «انتقال فشار» را توضیح میدهد و با ماتریس سهفیلتره، صنایع را به قرمز، خاکستری و دفاعی تقسیم میکند.
ابرچالش ناترازی: کالبدشکافی اقتصاد سیاسی صندوقهای بازنشستگی و اثر پروانهای آن بر بازار سرمایه
ناترازی صندوقهای بازنشستگی در ایران دیگر یک بحران بخشی نیست؛ به «ابرمتغیر» اقتصاد سیاسی تبدیل شده است. این مقاله توضیح میدهد چگونه کسری مزمن صندوقها از مسیر بودجه و شبکه مالی، تورم را چسبنده میکند و همزمان با تغییر انگیزه صندوقها از سرمایهگذاری بلندمدت به تأمین نقدینگی کوتاهمدت، بورس را تحت فشار قرار میدهد. تله سود نقدی، افت سرمایهگذاری در صنایع سرمایهبر و افزایش نااطمینانی بازار، حلقههای این اثر پروانهایاند. در پایان، نقشه راه سناریویی و یک چکلیست عملی برای سرمایهگذاران ارائه میشود تا در رژیم تورم ساختاری، کیفیت سود، نقدشوندگی و ریسک سیاستگذاری محور تصمیمها باشد هم
تثبیت با شوک، تثبیت با محدودیت:چرا«نسخه خاویرمیلی» در ایران کپیبرداری نمیشود؟
آرژانتین با برنامه خاویر میلی توانست شتاب تورم را سریع پایین بیاورد، اما با هزینه رکود و جهش فقر در دوره گذار. این مقاله توضیح میدهد چرا «نسخه میلی» در ایران قابل کپی نیست: دولت رانتیِ نفتی، انزوای مالیِ تحریمی و فرسایش اعتماد، مسیر تثبیت را تغییر میدهد. در ایران سه قفل اصلی مانع اصلاحاند: ذینفعانِ بهره حقیقی منفی، ناترازی فیزیکی انرژی که با قیمت تنها حل نمیشود (تحریم و استهلاک سرمایهگذاری را کند میکند)، و تله انتظارات. جمعبندی: تثبیت پایدار نیازمند لنگر مالی قابل سنجش، جبران نقدی هدفمند، و حداقلی از گشایش تجاری/سرمایهگذاری است.
آناتومی یک بنبست: چرا تورم در ایران «شکست» نیست، بلکه «ابزار بقا» است؟
تورم در ایران در قالب یک تعادل بد بازتولید میشود؛ تعادلی که در آن دولتِ گرفتار سلطه مالی، بانکهای ناتراز و صندوقهای بازنشستگیِ در آستانه بحران، همراه با ذینفعان داراییمحور، به طور ضمنی بر «تورم کنترلشده اما مزمن» همگرا میشوند. مقاله با توضیح نقش بانک مرکزی بهعنوان مدیر بحران مزمن، مکانیسم انتقال سودهای بیکیفیت به پایه پولی و اثر شتابدهنده تحریم، نشان میدهد چرا شکستن این چرخه بیش از آنکه پولی باشد، تصمیمی توزیعی و نهادی است. در پایان، نقشه راه سهگامی برای مهار ترازنامه بانکهای بد، هوشمندسازی مالیاتی و دیپلماسی کاهش هزینه مبادله ارائه میشود.
آناتومی زوال: چرا اقتصاد نمیمیرد، اما ما فقیرتر میشویم؟
دسامبر ۲۰۲۵ را میتوان لحظه «اعلام رسمی وضعیت بقا» دانست: همزمانی تنش ارزی با تصمیم سهپلهای سوخت، نشانهای از ورود اقتصاد ایران به فاز «سادهسازی خزنده» است. این مقاله با چارچوب تینتر و مدل اتوفاژی اقتصادی توضیح میدهد چرا شوکها الزاماً فروپاشی نمیآورند؛ بلکه با انتقال هزینه به جامعه، بقای نهادی را ممکن میکنند. چهار ستون اتوفاژی (فیزیکی، انسانی، ترازنامهای، نهادی) و سناریوهای قابل پایش آینده ارائه میشود.
از نهاد به شبکه: منطق بقا و بازتولید ناکارآمدی در نظم دسترسی محدود
چرا سیاستهای آشکارا ناکارآمد در ایران پایدار میمانند؟ این مقاله با کنار گذاشتن لنز اخلاقی، توضیح میدهد که در نظم دسترسی محدود، بسیاری از ناکارآمدیها نه «خطا»، بلکه پیامد منطقی سازوکار بقای ائتلاف حاکم است. با تعریف عملیاتی «توزیع استراتژیک منابع»، نشان داده میشود چگونه خلق رانت، تهیشدن اختیارات و دادههای نهادهای توسعهای و جایگزینی شبکهها، تورم، انحصار و ارز چندنرخی را بازتولید میکند. سه پیشبینی قابل مشاهده و دو مثال خودرو و ارز، چارچوب را از سطح روایت فراتر میبرند.
تورم چیست و چگونه بهوجود میآید؟
تحلیل جامع تورم مزمن ایران از منظر اقتصاد سیاسی: از سلطه مالی و خلق پول بیپشتوانه تا شکست ارتباطی و انتظارات تورمی. این مقاله چارچوب سهبعدی پول–نهاد–اعتماد را برای فهم و مهار تورم ارائه میدهد.