وقتی قانون برای همه یکسان نیست
قاعدهگریزی را معمولاً به فرهنگ یا اخلاق فردی نسبت میدهند، اما آیا این توضیح کافی است؟ این مقاله استدلال میکند که بسیاری از رفتارهای روزمره، از شکستن صف تا فرار مالیاتی و رانتجویی، محصول یک نظم نهادیاند که در آن قانون برای همه به یک شکل اجرا نمیشود. با بهرهگیری از مفاهیم تعادل اجتماعی، اعتماد، دولت رانتی و نظم دسترسی محدود، مقاله نشان میدهد چگونه بیاعتمادی و مصونیت صاحبان قدرت، نقض قواعد را به انتخابی عقلانی تبدیل میکند و چرا اصلاح پایدار از مقیدسازی قدرت آغاز میشود، نه از موعظه اخلاقی به شهروندان.
ایران میان فرسودگی حکومت و فقدان بدیل
این مقاله میکوشد مسئله ایران امروز را فراتر از دوگانههای رایج «پادشاهی یا جمهوری» صورتبندی کند. بحث اصلی این است که ایران فقط با فرسودگی نظم موجود روبهرو نیست، بلکه با فقدان یک بدیل نهادمند، کمهزینه و قابل اعتماد نیز مواجه است. متن نشان میدهد چرا بحران حکمرانی، ضعف اپوزیسیون، اقتصاد سیاسی ترس، ابهام در گذار و فقدان قرارداد قدرت، جامعه را در میانه تعلیق تاریخی نگه داشتهاند؛ وضعیتی که در آن نفی حکومت هنوز به اعتماد به جانشین تبدیل نشده است.
آخرالزمان ایرانی
«آخرالزمان ایرانی» تلاشی است برای بازخوانی نظریه پیتر تورچین درباره چرخههای فروپاشی تمدنها و انطباق آن بر وضعیت کنونی ایران. مقاله نشان میدهد چگونه انباشت نخبگان، سقوط طبقه متوسط، تمرکز ثروت و بحران مشروعیت، ایران را به یک نقطه چرخشی تاریخی رسانده است. با استفاده از دادههای اقتصادی و مقایسه با تجربه روم باستان، فرانسه پیش از انقلاب و آمریکا پیش از جنگ داخلی، این مقاله آینده احتمالی ایران را در سه سناریو—فروپاشی، بازترکیب یا تعلیق—تحلیل میکند و هشدار میدهد که مسیر آینده کشور بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات نهادی و تصمیم نخبگان وابسته است.