وقتی متحد، خودش طرف جنگ میشود
در نگاه نخست، ماجرا ساده به نظر میرسد: عربستان و چند کشور منطقه از دونالد ترامپ خواستند حملهٔ تازه به ایران را متوقف کند و واشنگتن نیز عقب نشست. اما شواهد علنی برای اثبات چنین رابطهٔ مستقیمی کافی نیست.
پرسش مهمتر این است که جنگ ایران چه تغییری در رابطهٔ امنیتی آمریکا و دولتهای عربی خلیج فارس ایجاد کرده است.
پایگاهها، حریم هوایی و زیرساختهای کشورهای میزبان، از یک سو امکان عملیات نظامی آمریکا را فراهم میکنند و از سوی دیگر، همین کشورها را در معرض حملات تلافیجویانه قرار میدهند. تصمیم در واشنگتن گرفته میشود، اما بخشی از هزینهٔ آن ممکن است در ابوظبی، منامه، دوحه، ریاض یا دمام پرداخت شود.
جنگی که با صلح تمام نمیشود،ایران و منطق خطرناکِ پساجنگ
این مقاله میکوشد نشان دهد مسئله اصلی جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل فقط نتیجه میدان نبرد نیست، بلکه نظمی است که پس از جنگ شکل میگیرد. متن با نقد این تصور آغاز میشود که پیروزی نظامی میتواند مسئله سیاسی ایران را حل کند، سپس به نقش تنگه هرمز، اقتصاد اخلال، جامعه ایران، جانشینی، دولت امنیتی، اقتصاد پساجنگ و حسابگری بازیگران خارجی میپردازد. نتیجه نهایی این است که محتملترین سناریو نه فروپاشی فوری است و نه ثبات پایدار، بلکه نوعی تعلیق فرساینده است که میتواند هم کشور را از درون تحلیل ببرد و هم منطقه را در وضعیت بیثباتی مزمن نگه دارد.