پارادوکس مهار
این مقاله نشان میدهد بحران فعلی خاورمیانه صرفاً یک تنش ژئوپلیتیک نیست، بلکه نتیجه فرسایش ابزارهای سنتی مهار در اقتصاد سیاسی جهانی است. با تحلیل چهار لایه هستهای، منطقهای، انرژی و پترودلار، توضیح داده میشود چگونه افزایش هزینه اجتناب از جنگ، بازیگران را ناخواسته به سمت درگیری سوق میدهد. در این چارچوب، بازار نفت، تورم جهانی و نظم پولی بینالمللی بهطور مستقیم تحت تأثیر این پارادوکس قرار گرفتهاند.
معماران پرونده ایران در دولت دوم ترامپ
این مقاله نشان میدهد سیاست ایران در دولت دوم ترامپ محصول اراده یک فرد نیست، بلکه برآیند جدال سه منطق رقیب درون ساختار قدرت آمریکاست: اجبار، معامله و عدم مداخله. با تمرکز بر چهار چهره کلیدی ــ مارکو روبیو، جی.دی. ونس، جرد کوشنر و استیو ویتکاف ــ متن توضیح میدهد چگونه وزن نهادی، خاستگاه طبقاتی و منطقهای متفاوت سیاست خارجی، مسیر پرونده ایران را شکل میدهند و چرا آینده این پرونده به نبرد درونی این سه پارادایم گره خورده است.
شکاف هوش مصنوعی نظامی و فروپاشی ساختاری بازدارندگی ایران
این مقاله نشان میدهد که مسئله ایران فقط کمبود موشک یا ضعف تاکتیکی نیست، بلکه شکاف ساختاری در هوش مصنوعی نظامی و زنجیره تأمین فناوری، منطق سنتی بازدارندگی را از کار انداخته است. با اتکا به دادههای درگیریهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، مقاله توضیح میدهد چرا نامتقارنی هزینه، دفاع موشکی هوشمند، تحریم تراشه و محاصره فناورانه، بازدارندگی ایران را به یک سازوکار پرهزینه و کماثر تبدیل کردهاند و این تحول چه پیامدی برای آینده امنیت خاورمیانه دارد.
جنگی که با صلح تمام نمیشود،ایران و منطق خطرناکِ پساجنگ
این مقاله میکوشد نشان دهد مسئله اصلی جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل فقط نتیجه میدان نبرد نیست، بلکه نظمی است که پس از جنگ شکل میگیرد. متن با نقد این تصور آغاز میشود که پیروزی نظامی میتواند مسئله سیاسی ایران را حل کند، سپس به نقش تنگه هرمز، اقتصاد اخلال، جامعه ایران، جانشینی، دولت امنیتی، اقتصاد پساجنگ و حسابگری بازیگران خارجی میپردازد. نتیجه نهایی این است که محتملترین سناریو نه فروپاشی فوری است و نه ثبات پایدار، بلکه نوعی تعلیق فرساینده است که میتواند هم کشور را از درون تحلیل ببرد و هم منطقه را در وضعیت بیثباتی مزمن نگه دارد.
آتشبس بدون حل تعارض
این مقاله توضیح میدهد که بحران میان ایران، آمریکا و اسرائیل فقط یک درگیری نظامی بر سر پرونده هستهای یا موشک نیست، بلکه به ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، ساختار قدرت درونی آن، نقش سپاه، فرسایش جامعه ایران و منطق اقتصاد سیاسی انرژی گره خورده است. متن نشان میدهد که حتی اگر آتشبس رخ دهد، تعارض اصلی میتواند باقی بماند و در نهایت مسیر محتملتر، نه بازگشت به ثبات پایدار، بلکه فرسایش تدریجی ساختاری است که این بحران را بازتولید میکند.
جنگ دوم غزه–اسرائیل؛ اثرات ژئواکونومیک و گذار به نظم جدید انرژی
این مقاله یک تحلیل عمیق از جنگ دوم غزه–اسرائیل و پیامدهای ژئواکونومیک آن ارائه میدهد؛ از امنیت انرژی و بحران کشتیرانی تا اثرات آن بر بازارهای مالی، سیاست پولی آمریکا و اقتصاد سیاسی ایران. متن نشان میدهد چگونه این جنگ میتواند آغازگر نظم جدیدی در امنیت انرژی و زنجیرههای تأمین جهان باشد.