اقتصاد سیاسی ایران

از تعویق تا اجبار؛ چرا اقتصاد ایران دیگر نمی‌تواند بحران را عقب بیندازد؟

اقتصاد ایران سال‌ها توانسته است با درآمد نفت، تورم، شبکه بانکی، قیمت پایین انرژی و کاهش مصرف خانوار برای خود زمان بخرد. اما زمان خریدن با حل مسئله یکی نیست. اکنون محدودیت‌های ارزی، ناترازی انرژی، کسری مالی و فرسایش قدرت خرید به‌گونه‌ای به یکدیگر متصل شده‌اند که بسیاری از مسیرهای پیشین تعویق دیگر ظرفیت سابق را ندارند. مقاله «از تعویق تا اجبار» بررسی می‌کند که چگونه هزینه‌ها از یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌شوند، چرا مسیرهای تعویق به‌طور ترتیبی بسته می‌شوند و چگونه اقتصاد از مرحله تصمیم‌نگرفتن به مرحله‌ای می‌رسد که تعدیل، خواه برنامه‌ریزی‌شده و خواه تحمیل‌شده، اجتناب‌ناپذیر می‌شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

سناریوهای خروج از تعادل شکننده ارزی-پولی ایران: اصلاح تدریجی، شوک‌درمانی، تداوم وضع موجود

این مقاله نشان می‌دهد بحران ارزی ایران را باید به‌مثابه «تعادل شکننده» فهمید: ثبات ظاهری که با مداخلات مقطعی، چندنرخی‌سازی و پولی‌سازی کسری حفظ می‌شود و با یک شوک می‌تواند بشکند. با رویکرد اقتصاد سیاسی و آینده‌پژوهی، سه مسیر محتمل بررسی می‌شود: اصلاح تدریجی برای بازسازی اعتبار سیاستی، شوک‌درمانی برای شکستن چرخه انتظارات با هزینه کوتاه‌مدت، و تداوم وضع موجود که به تشدید ریسک سیستماتیک می‌انجامد. چهار نمودار، مسیر شاخص نرخ ارز، تورم نقطه‌ای، رشد نقدینگی و شاخص شکنندگی را مقایسه می‌کنند.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

آناتومی یک بن‌بست: چرا تورم در ایران «شکست» نیست، بلکه «ابزار بقا» است؟

تورم در ایران در قالب یک تعادل بد بازتولید می‌شود؛ تعادلی که در آن دولتِ گرفتار سلطه مالی، بانک‌های ناتراز و صندوق‌های بازنشستگیِ در آستانه بحران، همراه با ذی‌نفعان دارایی‌محور، به طور ضمنی بر «تورم کنترل‌شده اما مزمن» هم‌گرا می‌شوند. مقاله با توضیح نقش بانک مرکزی به‌عنوان مدیر بحران مزمن، مکانیسم انتقال سودهای بی‌کیفیت به پایه پولی و اثر شتاب‌دهنده تحریم، نشان می‌دهد چرا شکستن این چرخه بیش از آنکه پولی باشد، تصمیمی توزیعی و نهادی است. در پایان، نقشه راه سه‌گامی برای مهار ترازنامه بانک‌های بد، هوشمندسازی مالیاتی و دیپلماسی کاهش هزینه مبادله ارائه می‌شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

جریان تکنوکراتِ توسعه‌گرا در ایران

این مقاله پژوهشی بررسی می‌کند که جریان تکنوکرات توسعه‌گرا در ایران چگونه از اندیشه‌های متفکرانی مانند وبر، هانتینگتون و فوکویاما تأثیر پذیرفته و چگونه این افکار توسط چهره‌هایی چون مسعود نیلی، محمود سریع‌القلم و روغنی‌زنجانی به سیاست‌های اقتصادی و نهادی ایران ترجمه شده است. مقاله ضمن واکاوی مسیر سه‌دهه‌ای این جریان، نقدهای واردشده—از برچسب «نئولیبرالی» تا اتهام «فکر استعماری»—و پاسخ‌های احتمالی آنان را بررسی می‌کند.
ادامه مطلب
یادداشت‌ها و نقدهای معاصر

حذف چهار صفر؛ جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد

حذف چهار صفر از پول ملی در ایران اغلب به‌عنوان راهکاری فوری برای بازگرداندن ارزش ریال معرفی می‌شود، اما این مقاله توضیح می‌دهد که چنین اقدامی بدون اصلاحات ساختاری، بیشتر «جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد» است. ضعف تولید، کسری بودجه مزمن، رشد نقدینگی، دخالت سیاسی در سیاست پولی و تورم پایدار، اجازه نمی‌دهد حذف صفر حتی در میان‌مدت اثر واقعی داشته باشد. تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد کشورها تنها پس از اصلاحات عمیق و ثبات اقتصادی توانسته‌اند چنین اقداماتی را با موفقیت اجرا کنند.
ادامه مطلب
جامعه، فرهنگ و روان سیاست

آخرالزمان ایرانی

«آخرالزمان ایرانی» تلاشی است برای بازخوانی نظریه پیتر تورچین درباره چرخه‌های فروپاشی تمدن‌ها و انطباق آن بر وضعیت کنونی ایران. مقاله نشان می‌دهد چگونه انباشت نخبگان، سقوط طبقه متوسط، تمرکز ثروت و بحران مشروعیت، ایران را به یک نقطه چرخشی تاریخی رسانده است. با استفاده از داده‌های اقتصادی و مقایسه با تجربه روم باستان، فرانسه پیش از انقلاب و آمریکا پیش از جنگ داخلی، این مقاله آینده احتمالی ایران را در سه سناریو—فروپاشی، بازترکیب یا تعلیق—تحلیل می‌کند و هشدار می‌دهد که مسیر آینده کشور بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات نهادی و تصمیم نخبگان وابسته است.
ادامه مطلب