فقر در عصر قفسههای پُر
در ایران امروز، کالا در قفسهها هست، اما قدرت خرید از دست رفته است. تورم مزمن، سقوط ارزش ریال، عقبماندن دستمزد از سبد معیشت و چندنرخیبودن اقتصاد، توان خانوار برای تبدیل درآمد به زندگی عادی را فرسوده کرده است. نتیجه، «فقر انتخاب» است: خانوار نه از سر اختیار، بلکه از سر اجبار، پروتئین، درمان، آموزش و آینده را حذف میکند. تورم در اینجا فقط گرانی نیست؛ مدل خاموش بازتوزیع ثروت از مزدبگیران و سپردهگذاران خرد به دارندگان دارایی، بدهکاران بزرگ و ذینفعان رانت است.
شکاف میان آمار و سفره؛ چرا تورم رسمی همه واقعیت را نمیگوید؟
این مقاله نشان میدهد که تورم رسمی، هرچند از نظر آماری درست است، اما تمام واقعیت زندگی مردم را توضیح نمیدهد. میانگین شاخص قیمت مصرفکننده، فشار نامتقارن خوراک، مسکن، درمان، آموزش و فرسایش توان پسانداز را پنهان میکند. در نتیجه، سیاستگذاری بر پایه این میانگین، از واقعیت معیشت دهکهای پایین عقب میماند و شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم را عمیقتر میکند