ملی شدن نفت؛ تولید وابستگی
این مقاله نشان میدهد ملی شدن نفت در ایران، بهدلیل ضعف نهادی و ذهنیت استقلالمحور، بهجای ایجاد خودکفایی، الگوی جدیدی از وابستگی تولید کرد. با تحلیل ساختار AIOC، بحران اجرایی دولت مصدق، حافظه تاریخی تحقیر و شکلگیری Autarky، توضیح داده میشود چگونه نفت بهجای توسعه، دولت رانتیر و انزوای انرژی را بازتولید کرد. مقایسه با نروژ، مکزیک، عربستان و ونزوئلا روشن میکند که مسئله اصلی نبود ظرفیت حکمرانی است، نه صرف مالکیت منابع.
لیبرالیسم
سه قرن پس از لاک، همان پرسشهای قدیمی لیبرالیسم دوباره زنده شدهاند: آزادی چیست، مالکیت کجاست و قدرت چگونه باید مهار شود؟ مقاله نشان میدهد چگونه لیبرالیسم کلاسیک با تأکید بر حق طبیعی حیات، آزادی و مالکیت، به بنیان دموکراسی و سرمایهداری تبدیل شد؛ اما در قرن ۲۱، با ظهور دادههای بزرگ، پلتفرمها و الگوریتمها، صورت تازهای از قدرت و نابرابری شکل گرفته است. نویسنده میپرسد آیا میتوان لیبرالیسم را بازسازی کرد تا از کرامت انسان در برابر اقتصاد داده و سلطه دیجیتال دفاع کند؟
ایرانِ بیفردا – بررسی تاریخی زوال جمهوریت، سلطه ایدئولوژی و ناکامی توسعه در جمهوری اسلامی
«ایرانِ بیفردا» مقالهای تحلیلی است درباره سیر فروپاشی تدریجی آرمانهای انقلاب ۵۷؛ از جمهوریتی که جمهور ندارد، تا اقتصادی که قربانی ایدئولوژی شد، و جامعهای که نخبگانش مهاجرت را ترجیح میدهند. این نوشته روایتی است از یک نسل نگران، برای ساختن آیندهای که هنوز ممکن است.
بزرگترین ویروس فکری بشر؛ سوگیری تأییدی
سوگیری تأییدی یکی از بنیادیترین خطاهای ذهن انسان است؛ خطایی که باعث میشود ما بهجای مواجهه با حقیقت، تنها بهدنبال تأیید باورهای قبلی خود بگردیم. این مقاله توضیح میدهد چرا این پدیده، صرفاً یک مشکل فردی نیست، بلکه ویروسی جمعی است که توان تحریف واقعیت، قطبیسازی جامعه، تضعیف علم، تخریب تصمیمگیری اقتصادی و انحراف سیاستگذاری را دارد. تحلیل حاضر با رویکرد روانشناختی، فلسفی و تاریخی، نشان میدهد سوگیری تأییدی چگونه به عقبماندگی فردی و اجتماعی منجر میشود و چه راهکارهایی برای مهار آن وجود دارد.
بحران ساختاری اقتصاد ایران
این مقاله ریشههای بحران ساختاری اقتصاد ایران را در منطق دولت رانتی و وابستگی مزمن به نفت جستوجو میکند. با مقایسه تطبیقی ایران با ونزوئلا، مالزی و نروژ نشان میدهد که تفاوت در کیفیت نهادها، شفافیت و پاسخگویی، مسیر فروپاشی رانتی را از مسیر اصلاح و توسعه جدا میکند و در پایان، خطوط کلی یک برنامه اصلاح نهادی و کاهش وابستگی به نفت را ترسیم میکند.