اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

عقلانیتِ جنون | اقتصاد سیاسیِ بقا در عصر تورم و بی‌ثباتی نهادی ایران

در ایران، ما سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم؛ ما در حال «عملیات نجات ارزش» هستیم. این مقاله نشان می‌دهد چرا رفتار بازار نه جنون، بلکه عقلانیت بقا در اقتصادی است که پول دیگر ذخیره ارزش نیست و ثبات نهادی فروپاشیده است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

ابهامِ مدیریت‌شده: بازتوزیع منافع پیشاشوک و سرنوشتِ «مذاکرات» ایران

آنچه امروز به‌عنوان «مذاکرات هسته‌ای ایران» یا «احتمال جنگ» روایت می‌شود، در واقع بخشی از بازتوزیع منافع پیشاشوک در نظم جهانی است. این مقاله نشان می‌دهد چگونه قدرت‌های بزرگ پیش از ورود به مرحله‌ای پرریسک‌تر، در حال قفل‌کردن انرژی، ذخایر و ثبات‌اند و چرا ایران در این فرآیند از بازیگر منطقه‌ای به ریسک سیستماتیک تقلیل یافته است. پیامدهای این بازآرایی برای دلار، طلا و اقتصاد جهانی نیز در بخش آینده‌پژوهی بررسی می‌شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

زیان نامرئی مهاجرت: محاسبه ارزش خالص فعلی (NPV) در ترازنامه اقتصاد ایران

در ادبیات عمومی، مهاجرت با «فرار مغزها» و «خون‌ریزی» توصیف می‌شود؛ اما این مقاله زاویه دید را به «واقعیت ترازنامه‌ای» تغییر می‌دهد: سرمایه‌گذاری انجام‌شده روی سرمایه انسانی، با خروج نیروی متخصص به کاهش ارزش دارایی و حذف جریان بازده آتی تبدیل می‌شود. با معرفی چارچوب NPV برای برآورد زیان تولید ازدست‌رفته و تفکیک زیان‌های قابل‌محاسبه از زیان‌های ساختاری، مقاله نشان می‌دهد مهاجرت چگونه به تنزل تکنولوژیک، فراموشی نهادی و هیسترزیس می‌انجامد و نهایتاً از مسیر افت TFP و رشد بالقوه، کسری بودجه و بی‌ثباتی پولی، به یک ریسک سیستماتیک برای اقتصاد ایران تبدیل می‌شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, بازارهای مالی

جامعه ساعت‌شنی: کالبدشکافی «مهاجرت تقاضا» و تغییر زمین‌بازی سرمایه‌گذاری در ایران

در کنار شوک‌های عرضه، فرسایش قدرت خرید در حال تغییر زمین‌بازی است. تقاضا در ایران حذف نمی‌شود؛ مهاجرت می‌کند: از کالاهای بادوام و نیمه‌لوکسِ رسمی به کالاهای ضروری یا بازار غیررسمی، و بخشی هم از مصرف به دارایی تبدیل می‌شود. مقاله با دو ردیاب اصلی (فشردگی بودجه بقا و فرسایش دستمزد حقیقی) و ردیاب‌های تکمیلی، سه کانال مهاجرت تقاضا و سازوکار «انتقال فشار» را توضیح می‌دهد و با ماتریس سه‌فیلتره، صنایع را به قرمز، خاکستری و دفاعی تقسیم می‌کند.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

پایان عصر ریال؟ کالبدشکافی گریز از پول و ظهور نظم پولی سایه در اقتصاد ایران

اقتصاد ایران تنها با تورم روبه‌رو نیست، بلکه با فرسایش اعتماد به پول ملی مواجه است. ریال به‌تدریج کارکرد ذخیره ارزش خود را از دست داده و به ابزار مبادله‌ای موقت تبدیل شده است. مردم برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان به طلا، مسکن، ارز و در سال‌های اخیر به پول‌های سایه دیجیتال مانند تتر پناه می‌برند. این مقاله نشان می‌دهد چگونه «گریز از پول»، نظم پولی دوپاره‌ای ساخته که یک سوی آن اقتصاد ریالی فرسایشی و سوی دیگر اقتصاد دارایی‌محور و ارزی است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک

«نقصانِ سیاه»: آناتومی گذار ایران از «اقتصاد ملی انرژی» به «مجمع‌الجزایر انرژی»

این مقاله توضیح می‌دهد چرا بحران انرژی ایران از یک مسئله فنی عبور کرده و به ریسک سیستماتیک اقتصاد تبدیل شده است. با مفهوم «نقصان سیاه»، شکاف میان نیاز انرژی اقتصاد و عرضه واقعی قابل اتکا تشریح می‌شود و سه چرخه تخریب‌گرِ قیمت‌گذاری دستوری، فرسایش تکنولوژیک و پوپولیسم جغرافیایی کالبدشکافی می‌گردد. در ادامه نشان داده می‌شود چگونه اقتصاد از «الگوی ملی» به «مجمع‌الجزایر انرژی» می‌لغزد و در بازار سرمایه، امنیت انرژی به معیار اصلی ارزش‌گذاری بدل می‌شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

تکنوکراسی در تعادل: اقتصاد سیاسی «لحظه عالیخانی»

این مقاله «عصر عالیخانی» را یک آزمایشگاه نهادی می‌خواند: شکل‌گیری تعادل میان وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و بخش خصوصی چگونه رشد بالا و تورم پایین را ممکن کرد؟ پاسخ در قرارداد سیاسیِ کارآمدی، سازوکار حل تعارض در سطح دولت، حمایت‌گرایی مشروط و انضباط پولیِ بالفعل نهفته است. متن همزمان هزینه‌های پنهان این رشد را هم می‌بیند: نامتوازنی بخشی، شکاف شهری-روستایی و فشار مهاجرت. در پایان نشان داده می‌شود چرا با نرم‌شدن قید بودجه و توقف گذار از جایگزینی واردات به رقابت‌پذیری، منطق تعادل واژگون شد.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

ایران و تله‌ی جغرافیای سیاسی: چرا از کریدورهای جهانی حذف می‌شویم؟

مزیت جغرافیایی ایران دیگر به‌تنهایی موتور ترانزیت نیست. در اقتصاد شبکه‌ای امروز، مسیرها بر اساس «قابلیت اجرا» انتخاب می‌شوند: تسویه بانکی، بیمه‌پذیری، ثبات مقررات، سرعت گمرک و اعتماد نهادی. ایران با ضعف لجستیک نرم و افزایش هزینه مبادله، از انتخاب عقلانی بازار حذف می‌شود؛ در حالی‌که کریدور میانی در شمال و پروژه IMEC در جنوب، شبکه‌ای جایگزین می‌سازند. این مقاله با چارچوب وابستگی به مسیر نشان می‌دهد هر سال تأخیر، هزینه بازگشت را تصاعدی بالا می‌برد و پیامد آن فقط اقتصادی نیست، بلکه امنیتی است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

هزینه اعتماد: وقتی «اطمینان نهادی» می‌میرد، اقتصاد چگونه سقوط می‌کند؟

این مقاله توضیح می‌دهد چگونه خشونت و شوک‌های حکمرانی، نه فقط بحران سیاسی، بلکه «شوک نهادی» تولید می‌کنند: حقوق مالکیت و اجرای قرارداد نامطمئن می‌شود، هزینه مبادله بالا می‌رود و اقتصاد از ریسک به نااطمینانی می‌رسد. با جهش نرخ تنزیل مؤثر، افق تصمیم‌گیری کوتاه می‌شود و سرمایه‌گذاری بلندمدت عقب می‌نشیند. نتیجه، گسترش ترجیح نقدشوندگی، دارایی‌های قابل حمل، نافرمانی مالی و فرار از ریسک حاکمیتی است؛ اقتصادی پایدار اما عقیم که نااطمینانی را بازتولید می‌کند.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

غروب پدرسالار: وقتی «ناخودآگاه سیاسی» با «واقعیت اقتصادی» تصادف می‌کند

در این مقاله نشان داده می‌شود که بحران امروز ایران صرفاً اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه حاصل فروپاشی یک «قرارداد روانی» میان دولت و جامعه است. مدلی از حکمرانی که بر پدرسالاری، رانت نفتی و بوروکراسی تربیتی بنا شده بود، با ورشکستگی اقتصادی و بلوغ نسلی به نقطه گسست رسیده است. این متن، یک سند تشخیصی درباره پایان اقتدار پدرسالارانه و تولد پرهزینه شهروند بالغ است.
ادامه مطلب