کسبوکارِ آشوب: ذینفعان تورم و سد اصلاحات ساختاری
تورم مزمن فقط گرانی نیست؛ یک نظم اقتصاد سیاسی است که در آن ثروت بیشتر از مسیر «استخراج ارزش» (رانت، دسترسی، شکافها) جابهجا میشود تا «خلق ارزش». مقاله چهار کانال کسبوکار آشوب را توضیح میدهد: آربیتراژ قیمتی، آربیتراژ اطلاعاتی، انحصار و مجوز، و انتقال ریسک. سپس با لنز انتخاب عمومی نشان میدهد چرا ذینفعان سازمانیافته هزینه اصلاحات را بالا میبرند و چرا مردم، با وجود قربانی بودن، ناخواسته در بازتولید آشوب گرفتار میشوند. پایان مقاله نقشه اصلاحات ضدکانالی و پیششرطهای گذار به ثبات را ارائه میکند.
تورم مزمن در اقتصاد ایران: روایت فروپاشی نهادی و بازسازی اعتماد عمومی
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
بازار توافقی ارز در ایران؛ شفافیت یا تورم مضاعف؟
سیاست تعمیق بازار توافقی ارز تلاش تازهای برای شفافسازی نظام ارزی ایران است. حذف نرخهای چندگانه، کاهش رانت و تقویت صادرات از مهمترین مزایای آن است؛ اما در مقابل، خطر افزایش تورم، افت قدرت خرید مردم و تشدید فشارهای بودجهای وجود دارد. این مقاله با بررسی تجربه کشورها و تحلیل دقیق ساختار اقتصادی ایران نشان میدهد که موفقیت این سیاست بدون اصلاحات بانکی، بودجهای و نهادی پایدار ممکن نیست.
تورم مزمن در ایران: از سلطه مالی تا شکست حاکمیت پولی
تورم مزمن در ایران دیگر یک خطای سیاست پولی ساده نیست؛ صورتبندی مالی بحرانی عمیق در حکمرانی است. این متن با تکیه بر مفهوم «سلطه مالی» نشان میدهد چگونه دولت، بانک مرکزی و بانکهای خصولتی در چرخهای از کسری بودجه، خلق اعتبار رانتی، شوکهای ارزی و تحریمها، تورم را به نهاد پایدار زندگی مردم تبدیل کردهاند. در ادامه، نقشه راهی برای شکستن این چرخه از مسیر اصلاح بودجه، بازسازی سیاست پولی، تقویت نهادهای ناظر و پیوند با اقتصاد جهانی پیشنهاد میشود.