چرا فرزین رفت و همتی برگشت؟ بنبست سیاست دستوری و پایان «ثباتِ نمایشی»
رفتوآمد رئیسکل بانک مرکزی معمولاً تغییر قانون بازی نیست؛ علامت این است که قانون قبلی دیگر قابل ادامه نیست. وقتی شکاف نرخ رسمی و بازار بزرگ میشود، ارز ترجیحی و سهمیهبندی به موتور رانت و تقاضای ساختگی تبدیل میشود و حفظ «ثبات نمایشی» منابع بیشتری میبلعد. بازگشت همتی یعنی حرکت به سمت کاهش شکاف نرخها، سختگیری پولی و بانکی برای مهار انتظارات، و پذیرش گرانیِ قابل پیشبینی بهجای ارزانیِ دستوری؛ البته به شرط نبود شوک سیاسی-تحریمی و انضباط بودجهای.
شنبههای خیالی: چرا دولتها میفهمند، اما عمل نمیکنند؟
این یادداشت از یک تجربه آشنا شروع میکند: دولتها شنبهها وعده اصلاح میدهند و چهارشنبهها زیر آن میزنند. سپس چهار قفل اصلی را توضیح میدهد: وسوسه خرید زمان با مُسکن، قدرت اقلیتِ منتفع در برابر اکثریتِ پراکنده، فرمانی که در بدنه بوروکراتیک و تعارض منافع گیر میکند، و بیاعتمادی عمومی که هر تصمیم درست را به بحران تبدیل میکند. در پایان، سه قاعده ساده برای ساختن «قولِ قابل باور» پیشنهاد میشود: بستن راه پولِ آسان، حذف امتیازهای پنهان و سپردن اجرای اصلاحات به نهادهایی که از وضع موجود نفع نمیبرند.
غارت قانونی: چگونه «حمایت از تولید» به «خروج ثروت» تبدیل شد؟
این مقاله منطق «شیر یکطرفه» را در اقتصاد سیاسی صادرات توضیح میدهد: ورودیِ قطورِ منابع ارزان ریالی (انرژی، خوراک، یارانه پنهان و نرخهای ترجیحی) وارد واحدهای تولیدی میشود، اما خروجیِ دلاری بهجای آنکه به اقتصاد کشور برگردد و سرمایهگذاری، اشتغال و ثبات ارزی بسازد، در دو مسیر شکاف میخورد: شاخهای باریک با بازگشت محدود ارز و شاخهای قطور با نشت/عدم بازگشت. نتیجه این معماری، تشدید ناترازی ارزی، انتقال رانت به سود خصوصی، و تضعیف قرارداد اجتماعی است. دیاگرام همراه، این سازوکار را بهصورت بصری و قابل فهم نشان میدهد. در پایان، نقاط مداخله سیاستی و شاخصهای پایش «بازگشت ارز» پیشنهاد میشود. دقیق.
از «استبداد قربانی» تا «رانتِ معافیت»؛ چرا همه به دنبال «خط سفید» هستند؟
در ایران امروز، «درد» فقط رنج نیست؛ سرمایه است. از روایت تحریم و محاصره تا اینترنت سفید و معافیتهای مالیاتی، یک منطق مشترک در حال گسترش است: هر کس قانعکنندهتر نقش قربانیِ حساس را بازی کند، سهم بیشتری از منابع کمیاب میگیرد. این مقاله نشان میدهد چگونه «استبداد قربانی» و «اقتصاد معافیت» زیرساختها را طبقاتی میکنند و ما را به سمت مجمعالجزایر امتیاز، بازار سیاه مشروعیت و فئودالیسم دیجیتال میبرند.
ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد
این مقاله «اعتماد» را بهمثابه فناوری اجتماعی کاهش هزینه مبادله تحلیل میکند. با تضعیف قرارداد اجتماعی، هزینه اجرای قاعده جهش میکند، قراردادها از اعتبار به وثیقه و جریمه میلغزند و «گرانی همکاری» شکل میگیرد. نتیجه، ظهور فئودالیسم جدید و چرخه پناهگاه است؛ جایی که امنیت و ثبات به توان خرید و شبکههای بسته وابسته میشود. در این وضعیت، نظارت دیجیتال جای اعتماد ارگانیک را میگیرد و بهصورت مالیات پنهان انطباق، بهرهوری کل عوامل را در معرض فرسایش تدریجی قرار میدهد. در سطح کلان نیز QE بدون بازسازی اعتماد، نقدینگی را در داراییها حبس کرده و شکاف طبقاتی را تشدید میکند.
پایان انقباض بزرگ و آغاز عصر «تسلط مالی»
توقف برنامه انقباض ترازنامه فدرال رزرو در سطح حدود ۶/۵ تریلیون دلار فقط یک خبر فنی نیست؛ نشانه رسیدن نظام مالی آمریکا به سقف تحمل خود و تقویت «تسلط مالی» دولت بدهکار بر سیاست پولی است. این مقاله با تشریح نقش RRP و ذخایر بانکی، سه سناریوی ۱۲ تا ۲۴ ماهه برای دلار، طلا، بیتکوین و نفت ترسیم میکند و اثر آن را بر بازار ارز، نرخ بهره و بورس تهران و استراتژی سبد دارایی سرمایهگذار ایرانی توضیح میدهد.
جنگ دوم غزه–اسرائیل؛ اثرات ژئواکونومیک و گذار به نظم جدید انرژی
این مقاله یک تحلیل عمیق از جنگ دوم غزه–اسرائیل و پیامدهای ژئواکونومیک آن ارائه میدهد؛ از امنیت انرژی و بحران کشتیرانی تا اثرات آن بر بازارهای مالی، سیاست پولی آمریکا و اقتصاد سیاسی ایران. متن نشان میدهد چگونه این جنگ میتواند آغازگر نظم جدیدی در امنیت انرژی و زنجیرههای تأمین جهان باشد.
مرگ بازار و ظهور فئودالیسم دیجیتال
این مقاله نشان میدهد چرا ساختار اقتصادی امروز دیگر شبیه سرمایهداری رقابتی نیست و چگونه پلتفرمهای دیجیتال با تکیه بر داده، زیرساخت ابری و قدرت الگوریتمی، به «اربابان جدید» تبدیل شدهاند. از مرگ مکانیسم بازار و جایگزینی الگوریتمها بهجای کشف قیمت، تا قدرت فراملی اپل و آمازون و مدل جدید ارزشگذاری والستریت—این مقاله کالبدشکافی دقیقی از ظهور فئودالیسم دیجیتال و پیامدهای سیاسی، اقتصادی و دموکراتیک آن ارائه میدهد.
بازارِ گروگان: تعلیق مزمن در اقتصاد سیاسیِ ترس
این مقاله یک تحلیل عمیق از وضعیت بازار سرمایه ایران ارائه میدهد؛ بازاری که دیگر صرفاً تابع متغیرهای اقتصادی نیست، بلکه در نقطهٔ تلاقی ژئوپلیتیک، سیاست داخلی و روانشناسی جمعی قرار گرفته است. با تکیه بر نظریهٔ چشمانداز، اقتصاد رفتاری، دادههای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ و تحلیل رویداد، مقاله نشان میدهد چگونه «تحریم خارجی» و «ابهام نهادی داخلی» با هم بازار را وارد وضعیت «تعلیق مزمن» کردهاند؛ وضعیتی که در آن سرمایه به جای جستجوی سود، در پی بقاست و هیچ مکانیسم نهادی برای جذب شوک وجود ندارد. نتیجه: بازاری بینقدشوندگی، بیاعتماد و گروگان سیاست.
تورم چیست و چگونه بهوجود میآید؟
تحلیل جامع تورم مزمن ایران از منظر اقتصاد سیاسی: از سلطه مالی و خلق پول بیپشتوانه تا شکست ارتباطی و انتظارات تورمی. این مقاله چارچوب سهبعدی پول–نهاد–اعتماد را برای فهم و مهار تورم ارائه میدهد.