آینده‌پژوهی, اقتصاد سیاسی ایران, یادداشت‌ها و نقدهای معاصر

از رؤیای برابری تا مهندسی اطاعت،کالبدشکافی قدرت در «قلعه حیوانات»

این مقاله، شاهکار تمثیلی «قلعه حیوانات» اثر جورج اورول را از منظر اقتصاد سیاسی و فلسفه به زبانی ساده و عمومی تحلیل می‌کند. نوشتار حاضر نشان می‌دهد که چگونه رویای برابری به مرور به ماشین تمامیت‌خواهی بدل شد. با بهره‌گیری از نظریات «شبکه قدرت» میشل فوکو و «ترور حقیقت و انزوای اجتماعی» هانا آرنت، هشت مرحله‌ی تبدیل شدن رهایی‌بخشان دیروز به ستمگران امروز کالبدشکافی می‌شود. این مقاله هشداری است درباره اهمیت سواد انتقادی برای جلوگیری از بازتولید استبداد.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک, حکمرانی و سیاست‌گذاری

مذاکرات ایران و آمریکا؛ گفت‌وگو برای توافق یا مدیریت یک تعارض پایدار؟

تقابل ایران و آمریکا فراتر از یک اختلاف فنی بر سر پرونده هسته‌ای است؛ این تعارض اکنون به بخشی از ساختار هویتی و نهادی طرفین تبدیل شده است. در این تحلیل، تبیین می‌کنیم که چرا مشکل اصلی، «کمبود توافق» نیست، بلکه «کمبود اعتماد به دوام توافق» است. بازارها نه به خودِ توافق، بلکه به «احتمال بقای آن» قیمت‌گذاری می‌کنند. تا زمانی که هزینه‌ی نقض عهد از طریق پیوندهای ساختاری افزایش نیابد، هر توافقی صرفاً یک وقفه موقت در یک تعارض پایدار خواهد بود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

تا پایان ۱۴۰۴ اقتصاد ایران کدام مسیر را می‌رود؟ دو سناریوی بدون جنگ و با جنگ برای تورم، ارز، طلا و معیشت

این مقاله تحلیلی به بررسی مسیر اقتصاد ایران تا پایان سال ۱۴۰۴ در دو سناریوی «تداوم وضع موجود» و «شوک امنیتی» می‌پردازد. هسته اصلی تحلیل بر تفاوت میان تورم رسمی و «تورم زیسته»، اثر متقابل کسری بودجه و گلوگاه ارزی، و دلایل جهش‌های گسسته قیمت دلار و طلا استوار است. در نهایت، با بررسی متغیرهای پنهان مانند بحران انرژی، راهبردهایی برای تغییر رویکرد از «شکار بازدهی» به «مدیریت ریسک و حفظ ارزش دارایی‌ها» بر اساس درجه نقدشوندگی ارائه شده است.
ادامه مطلب
بازارهای مالی, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک, حکمرانی و سیاست‌گذاری

پارادوکس بقا: کالبدشکافی زوال هژمونی پولی در عصر تسلیحات دیجیتال

این مقاله نشان می‌دهد چگونه دلار آمریکا از یک واحد مبادله جهانی به ابزار اجبار ژئوپولیتیک تبدیل شده و همین تغییر، اعتماد به نظم پولی را فرسوده است. با تشریح تله بدهی، جنگ‌های مالی و دیجیتال، و سناریوهای پیش‌روی جهان، مقاله استدلال می‌کند که در عصر بی‌اعتمادی، بقا نه با سود بیشتر، بلکه با امنیت دارایی، تمرکز بر طلا، دارایی‌های واقعی و پروتکل‌های غیرمتمرکز ممکن است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

ابهامِ مدیریت‌شده: بازتوزیع منافع پیشاشوک و سرنوشتِ «مذاکرات» ایران

آنچه امروز به‌عنوان «مذاکرات هسته‌ای ایران» یا «احتمال جنگ» روایت می‌شود، در واقع بخشی از بازتوزیع منافع پیشاشوک در نظم جهانی است. این مقاله نشان می‌دهد چگونه قدرت‌های بزرگ پیش از ورود به مرحله‌ای پرریسک‌تر، در حال قفل‌کردن انرژی، ذخایر و ثبات‌اند و چرا ایران در این فرآیند از بازیگر منطقه‌ای به ریسک سیستماتیک تقلیل یافته است. پیامدهای این بازآرایی برای دلار، طلا و اقتصاد جهانی نیز در بخش آینده‌پژوهی بررسی می‌شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, بازارهای مالی

جامعه ساعت‌شنی: کالبدشکافی «مهاجرت تقاضا» و تغییر زمین‌بازی سرمایه‌گذاری در ایران

در کنار شوک‌های عرضه، فرسایش قدرت خرید در حال تغییر زمین‌بازی است. تقاضا در ایران حذف نمی‌شود؛ مهاجرت می‌کند: از کالاهای بادوام و نیمه‌لوکسِ رسمی به کالاهای ضروری یا بازار غیررسمی، و بخشی هم از مصرف به دارایی تبدیل می‌شود. مقاله با دو ردیاب اصلی (فشردگی بودجه بقا و فرسایش دستمزد حقیقی) و ردیاب‌های تکمیلی، سه کانال مهاجرت تقاضا و سازوکار «انتقال فشار» را توضیح می‌دهد و با ماتریس سه‌فیلتره، صنایع را به قرمز، خاکستری و دفاعی تقسیم می‌کند.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

پایان عصر ریال؟ کالبدشکافی گریز از پول و ظهور نظم پولی سایه در اقتصاد ایران

اقتصاد ایران تنها با تورم روبه‌رو نیست، بلکه با فرسایش اعتماد به پول ملی مواجه است. ریال به‌تدریج کارکرد ذخیره ارزش خود را از دست داده و به ابزار مبادله‌ای موقت تبدیل شده است. مردم برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان به طلا، مسکن، ارز و در سال‌های اخیر به پول‌های سایه دیجیتال مانند تتر پناه می‌برند. این مقاله نشان می‌دهد چگونه «گریز از پول»، نظم پولی دوپاره‌ای ساخته که یک سوی آن اقتصاد ریالی فرسایشی و سوی دیگر اقتصاد دارایی‌محور و ارزی است.
ادامه مطلب
جامعه، فرهنگ و روان سیاست, حکمرانی و سیاست‌گذاری

هجدهم برومرِ ایرانی: از «بن‌بست دموکراسی» تا «تمنای دیکتاتورِ مصلح»

برجسته‌شدن نمادهای پهلوی‌محور در بخشی از گفتار اعتراضی الزاماً «انتخاب برنامه‌ای» نیست؛ اغلب سازوکاری برای هماهنگی کم‌هزینه در محیط پرریسک و بی‌سازمان است. مقاله با ترکیب مارکس (احضار گذشته)، لاکلائو (دالّ تهی) و منطق نقطه کانونی نشان می‌دهد چگونه ائتلاف نفی شکل می‌گیرد، چرا «نام» از «طرح» جلو می‌زند، و چرا این مسیر می‌تواند به تمنای لویاتان و تله واگذاری عاملیت ختم شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

ایران و تله‌ی جغرافیای سیاسی: چرا از کریدورهای جهانی حذف می‌شویم؟

مزیت جغرافیایی ایران دیگر به‌تنهایی موتور ترانزیت نیست. در اقتصاد شبکه‌ای امروز، مسیرها بر اساس «قابلیت اجرا» انتخاب می‌شوند: تسویه بانکی، بیمه‌پذیری، ثبات مقررات، سرعت گمرک و اعتماد نهادی. ایران با ضعف لجستیک نرم و افزایش هزینه مبادله، از انتخاب عقلانی بازار حذف می‌شود؛ در حالی‌که کریدور میانی در شمال و پروژه IMEC در جنوب، شبکه‌ای جایگزین می‌سازند. این مقاله با چارچوب وابستگی به مسیر نشان می‌دهد هر سال تأخیر، هزینه بازگشت را تصاعدی بالا می‌برد و پیامد آن فقط اقتصادی نیست، بلکه امنیتی است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

هزینه اعتماد: وقتی «اطمینان نهادی» می‌میرد، اقتصاد چگونه سقوط می‌کند؟

این مقاله توضیح می‌دهد چگونه خشونت و شوک‌های حکمرانی، نه فقط بحران سیاسی، بلکه «شوک نهادی» تولید می‌کنند: حقوق مالکیت و اجرای قرارداد نامطمئن می‌شود، هزینه مبادله بالا می‌رود و اقتصاد از ریسک به نااطمینانی می‌رسد. با جهش نرخ تنزیل مؤثر، افق تصمیم‌گیری کوتاه می‌شود و سرمایه‌گذاری بلندمدت عقب می‌نشیند. نتیجه، گسترش ترجیح نقدشوندگی، دارایی‌های قابل حمل، نافرمانی مالی و فرار از ریسک حاکمیتی است؛ اقتصادی پایدار اما عقیم که نااطمینانی را بازتولید می‌کند.
ادامه مطلب