جغرافیایِ انزوا ، مرگِ جغرافیا یا بنبستِ دیجیتال؟
در این مقاله مرجع، مفهوم کلاسیک «مزیت جغرافیایی ایران» به چالش کشیده میشود. استدلال محوری این است که در قرن ۲۱، جغرافیا تنها زمانی «پول» میشود که «قابل قیمتگذاری» باشد. مهران فتحی با معرفی مدل «جغرافیای زامبی»، تبیین میکند که چگونه عقبماندگی از زیرساختهای دیجیتال و لجستیک هوشمند، ایران را از یک هاب منطقهای به یک «جزیره اقتصادی» تبدیل کرده است. این نوشتار، گذاری است از تحلیلهای سنتی خاکمحور به درک «اقتصاد اصطکاک» و ارائه نقشه راهی برای بازگشت به نقشه تجارت جهانی از مسیر «اعتماد دیجیتال».
آناتومی بقا؛ نجات سیاسی با ابزار تورم در اقتصاد ایران
در اقتصاد ایران، تورم فقط نتیجه سیاستهای غلط نیست؛ ابزار بقاست. این مقاله با نگاهی مقایسهای میان بحران مالی ۲۰۰۸ و نجاتهای مکرر در ایران نشان میدهد که چگونه خلق پول، زیان نهادهای رانتی را به جامعه منتقل میکند. مهران فتحی در این تحلیل سه سازوکار اصلی—«پدر بدهکار»، «پارتیبازی مالی» و «هزینه وفاداری»—را در اقتصاد سیاسی بقا تشریح کرده و راه گذار از نجات سیاسی به پاسخگویی اقتصادی را ترسیم میکند.
آینده طلا در اقتصاد سیاسی جهان با محوریت ایران
مقاله نشان میدهد چرا طلا در حال تبدیل شدن به شاخص بیاعتمادی جهانی است. سه نیروی کلیدی—بازده واقعی، بحران بدهی آمریکا و ژئوپلیتیک—روند قیمت جهانی طلا را شکل میدهند. سناریوهای ۳۸۰۰ تا ۸۰۰۰ دلاری طلا و اثر آن بر بازار ایران بررسی شده و توضیح داده میشود چرا در ایران وزن نرخ ارز در قیمت طلا بسیار بیشتر از اونس جهانی است.
از بحران مؤسسات مالی تا ادغام بانک آینده
این مقاله با محوریت پرونده بانک آینده، نشان میدهد چگونه الگوی تکرارشونده «زیان خصوصی، نجات عمومی» از دوران مؤسسات مالی تا امروز، نظام بانکی ایران را به گروگان سلطه مالی و خلق پول پرقدرت تبدیل کرده است. با اتکا به صورتهای مالی و دادههای بانک مرکزی، سه سناریوی ادغام و اثر تورمی هر کدام بر پایه پولی برآورد شده و پیامدهایی چون تشدید اخلاق خطر، تضعیف اعتماد سپردهگذاران و انحراف مأموریت بانک مرکزی تبیین میشود. در پایان، بر لزوم استقرار چارچوب انحلال کنترلشده بانکی و شفافیت تصمیمات نجات مالی تأکید میگردد.
ایران بدون میانه؛ مرگ آرام طبقه متوسط
«ایران بدون میانه» روایت سقوط ستون عقلانیت است؛ جایی که طبقهٔ متوسط، موتور ثبات و گفتوگو، در فرسایشی آرام فرو میپاشد. این مقاله با دادههای اقتصادی و تحلیل اجتماعی، زلزلهای را شرح میدهد که از تورم و رانت آغاز شد و به بحران اعتماد انجامید.
بانک آینده، گذشتهای که تمام نمیشود
این مقاله با واکاوی پرونده بانک آینده، یکی از نمادینترین بحرانهای بانکی ایران را تحلیل میکند. مهران فتحی نشان میدهد که این بحران صرفاً مالی نیست، بلکه بازتاب شکست نهادی در شفافیت، پاسخگویی و اعتماد است. از ادغام سیاسی مؤسسات غیرمجاز تا خلق سودهای موهوم و نجاتهای پنهان، نظام بانکی به شبکهای از بانکهای زامبی تبدیل شده است که بقا در آن، بهجای اصلاح، با انکار ممکن میشود.
چرا تورم ایران رشد را میکُشد؟
تورم در ایران فقط افزایش قیمت نیست؛ نقطهای است که از آن به بعد اقتصاد توان تحمل ندارد. این مقاله نشان میدهد چرا از آستانه ۲۰ درصد به بعد، رشد اقتصادی میمیرد و چگونه «ظرفیت شکستنی» اقتصاد ایران هر شوک کوچک را به بحران بزرگ تبدیل میکند.
ماشه روی شقیقه اقتصاد ایران
این مقاله اثر فعالسازی مکانیسم ماشه را بر اقتصاد ایران از دو منظر بررسی میکند: شوکهای کوتاهمدت—افزایش نرخ ارز، جهش تورم، کاهش صادرات نفت و تشدید ریسک کشوری—و پیامدهای بلندمدت شامل رکود ساختاری، کاهش سرمایهگذاری خارجی و تغییر جهتگیری ژئوپلیتیکی منطقه. همچنین سه سناریوی آینده، از تشدید بحران تا بازگشت به مذاکره، تحلیل شده است.
تاثیر تفاهم کوتاهمدت ایران و آژانس بر متغیرهای کلان اقتصادی
این مقاله توضیح میدهد تفاهم ایران و آژانس چگونه یک شوک مثبت موقت در بازار ارز و سرمایه ایجاد کرد، اما به دلیل ماهیت مشروط و نزدیک بودن ضربالاجل مکانیزم ماشه، نمیتواند روندهای کلان اقتصادی را تغییر دهد. واکنش آنی دلار، واگرایی صنایع بورسی، و سه سناریوی آینده اقتصاد ایران تحلیل شده است.
وقتی صنعت پیش از بلوغ میمیرد
در دهههای اخیر، بسیاری از کشورها حتی پیش از آنکه واقعاً صنعتی شوند، وارد فاز «صنعتزدایی» شدهاند. در این مقاله، با تکیه بر نمونههایی مانند ایران، هند و برزیل، توضیح میدهم صنعتزدایی زودهنگام چگونه شکل میگیرد، چه پیامدهایی برای طبقه کارگر، نابرابری و رشد بلندمدت دارد و چرا بدون یک «سیاست صنعتی نسل دوم» نمیتوان از این تله گریخت.