پارادوکس مهار
این مقاله نشان میدهد بحران فعلی خاورمیانه صرفاً یک تنش ژئوپلیتیک نیست، بلکه نتیجه فرسایش ابزارهای سنتی مهار در اقتصاد سیاسی جهانی است. با تحلیل چهار لایه هستهای، منطقهای، انرژی و پترودلار، توضیح داده میشود چگونه افزایش هزینه اجتناب از جنگ، بازیگران را ناخواسته به سمت درگیری سوق میدهد. در این چارچوب، بازار نفت، تورم جهانی و نظم پولی بینالمللی بهطور مستقیم تحت تأثیر این پارادوکس قرار گرفتهاند.
چرا مذاکره ممکن نیست
این مقاله استدلال میکند که بنبست در مذاکرات ایران و آمریکا نه نتیجه خطای سیاسی یا سوءنیت، بلکه حاصل یک ساختار قفلشده است. با تحلیل پنج لایه—از منطق تحریم و تله بازگشتناپذیری تا بحران تعهد و قفل داخلی—نشان داده میشود که هر دور تقابل، هزینه توافق را افزایش میدهد و امکان یک توافق پایدار را از بین میبرد. نتیجه نهایی این است که حتی توافقهای موقت نیز در این ساختار ناپایدار خواهند بود و تقابل به مسیرهای خارج از مذاکره سوق پیدا میکند.
معماران پرونده ایران در دولت دوم ترامپ
این مقاله نشان میدهد سیاست ایران در دولت دوم ترامپ محصول اراده یک فرد نیست، بلکه برآیند جدال سه منطق رقیب درون ساختار قدرت آمریکاست: اجبار، معامله و عدم مداخله. با تمرکز بر چهار چهره کلیدی ــ مارکو روبیو، جی.دی. ونس، جرد کوشنر و استیو ویتکاف ــ متن توضیح میدهد چگونه وزن نهادی، خاستگاه طبقاتی و منطقهای متفاوت سیاست خارجی، مسیر پرونده ایران را شکل میدهند و چرا آینده این پرونده به نبرد درونی این سه پارادایم گره خورده است.
ابهامِ مدیریتشده: بازتوزیع منافع پیشاشوک و سرنوشتِ «مذاکرات» ایران
آنچه امروز بهعنوان «مذاکرات هستهای ایران» یا «احتمال جنگ» روایت میشود، در واقع بخشی از بازتوزیع منافع پیشاشوک در نظم جهانی است. این مقاله نشان میدهد چگونه قدرتهای بزرگ پیش از ورود به مرحلهای پرریسکتر، در حال قفلکردن انرژی، ذخایر و ثباتاند و چرا ایران در این فرآیند از بازیگر منطقهای به ریسک سیستماتیک تقلیل یافته است. پیامدهای این بازآرایی برای دلار، طلا و اقتصاد جهانی نیز در بخش آیندهپژوهی بررسی میشود.