اقتصاد سیاسی ایران, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک

باجه‌ای بر تنگه هرمز؛ آیا ایران می‌تواند از عبور کشتی‌ها درآمد پایدار بسازد؟

ایران توانسته عبور از تنگه هرمز را پرهزینه کند و از برخی کشتی‌ها عوارض بگیرد. اما میان گرفتن پول و ساختن یک منبع درآمد پایدار فاصله زیادی وجود دارد. این مقاله با بررسی اقتصاد سیاسی هرمز، شبکه‌های مالی و بیمه دریایی، هزینه‌هایی که بحران بر خود ایران تحمیل کرده، تجربه تنگه‌های دیگر و نقش عمان می‌پرسد: آیا کنترل یک گلوگاه جغرافیایی برای ساختن درآمدی ماندگار کافی است؟ نتیجه مقاله میان «قدرت تحمیل هزینه» و «توان وصول، حفظ و تکرار درآمد» تمایز می‌گذارد.
ادامه مطلب
تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک, حکمرانی و سیاست‌گذاری

وقتی متحد، خودش طرف جنگ می‌شود

در نگاه نخست، ماجرا ساده به نظر می‌رسد: عربستان و چند کشور منطقه از دونالد ترامپ خواستند حملهٔ تازه به ایران را متوقف کند و واشنگتن نیز عقب نشست. اما شواهد علنی برای اثبات چنین رابطهٔ مستقیمی کافی نیست. پرسش مهم‌تر این است که جنگ ایران چه تغییری در رابطهٔ امنیتی آمریکا و دولت‌های عربی خلیج فارس ایجاد کرده است. پایگاه‌ها، حریم هوایی و زیرساخت‌های کشورهای میزبان، از یک سو امکان عملیات نظامی آمریکا را فراهم می‌کنند و از سوی دیگر، همین کشورها را در معرض حملات تلافی‌جویانه قرار می‌دهند. تصمیم در واشنگتن گرفته می‌شود، اما بخشی از هزینهٔ آن ممکن است در ابوظبی، منامه، دوحه، ریاض یا دمام پرداخت شود.
ادامه مطلب
تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک, حکمرانی و سیاست‌گذاری

عراق؛ جایی که ائتلاف‌ها از سایه درمی‌آیند

حمله مشترک آمریکا و عربستان به مواضع حشدالشعبی در عراق، نه به‌دلیل شمار تلفات، بلکه به‌سبب تغییر قواعد بازی اهمیت دارد. ریاض برای نخستین‌بار در این دور از تنش‌ها مسئولیت مشارکت مستقیم در عملیاتی داخل خاک عراق را پذیرفت؛ اقدامی که مرز میان جنگ نیابتی و رویارویی آشکار را باریک‌تر کرد. این مقاله نشان می‌دهد چگونه فرسایش انکارپذیری، تناقض ساختاری دولت عراق، هدف‌گرفتن زیرساخت‌های انرژی و نزدیکی اربعین، خطر خطای محاسباتی را افزایش داده‌اند.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

چرا ایران اوکراین جدید نیست؟ اقتصاد سیاسی هرمز و جنگ‌های جهانی

دو قرارداد بزرگ صنایع دفاعی آمریکا برای افزایش تولید رهگیرهای پاتریوت و تاد، نشانه‌ای از پیوند روزافزون جنگ‌های معاصر با ظرفیت صنعتی و اقتصاد جهانی است. اما این پیوند به معنای تبدیل ایران به «اوکراین جدید» نیست. اوکراین با تزریق منابع خارجی به میدان جنگ تبدیل شده، در حالی که ایران هزینه بحران را عمدتاً از منابع و ثبات اقتصادی خود می‌پردازد. مقاله نشان می‌دهد آنچه جبهه‌های مختلف را به هم متصل می‌کند، نه صرفاً هم‌زمانی جنگ‌ها، بلکه قرار گرفتن آنها بر گلوگاه‌های غیرقابل جایگزین اقتصاد جهانی مانند تنگه هرمز است. همچنین تفاوت میان انتقال هزینه اقتصادی و انتقال رویه سیاسی بررسی می‌شود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

خفگی اقتصادی؛ چرا برخی نظام‌ها زیر فشار یاد می‌گیرند و برخی می‌شکنند؟

این مقاله مفهوم «خفگی اقتصادی» را توضیح می‌دهد؛ وضعیتی که در آن اقتصاد فقط دچار بحران نیست، بلکه نظام سیاسی توانایی شنیدن، تشخیص و اصلاح خطاها را از دست می‌دهد. متن با تکیه بر نظریه سیستم‌ها، تجربه شوروی، قحطی اوکراین و وضعیت ایران نشان می‌دهد که مسئله اصلی فقط تحریم یا فشار خارجی نیست، بلکه بسته‌شدن کانال‌های بازخورد، رانت، کنترل روایت و جایگزینی وفاداری با تخصص است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

چرا ما اینجاییم؟ نهادها، نفت و سرنوشت ایران

چرا ایران با وجود نفت، گاز، موقعیت ژئوپلیتیک و سرمایه انسانی، هنوز درگیر تورم مزمن، رشد ضعیف و نابرابری است؟ این مقاله با الهام از چارچوب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» استدلال می‌کند که مسئله اصلی ایران نه جغرافیا و نه فرهنگ، بلکه نهادهای انحصاری است. متن نشان می‌دهد چگونه سه عامل رانت نفتی، ایدئولوژی امنیتی و مداخله خارجی، در لحظه‌های بحرانی تاریخ معاصر ایران به بازتولید الیگارشی انجامیده‌اند و چرا تغییر بازیگران، بدون تغییر قواعد بازی، راهی به توسعه پایدار باز نکرده است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک

جنگی که با صلح تمام نمی‌شود،ایران و منطق خطرناکِ پساجنگ

این مقاله می‌کوشد نشان دهد مسئله اصلی جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل فقط نتیجه میدان نبرد نیست، بلکه نظمی است که پس از جنگ شکل می‌گیرد. متن با نقد این تصور آغاز می‌شود که پیروزی نظامی می‌تواند مسئله سیاسی ایران را حل کند، سپس به نقش تنگه هرمز، اقتصاد اخلال، جامعه ایران، جانشینی، دولت امنیتی، اقتصاد پساجنگ و حسابگری بازیگران خارجی می‌پردازد. نتیجه نهایی این است که محتمل‌ترین سناریو نه فروپاشی فوری است و نه ثبات پایدار، بلکه نوعی تعلیق فرساینده است که می‌تواند هم کشور را از درون تحلیل ببرد و هم منطقه را در وضعیت بی‌ثباتی مزمن نگه دارد.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

تله استراتژیک ایران: اقتصاد سیاسی پایان جنگ بدون صلح

این مقاله سناریویی را بررسی می‌کند که در آن جنگ پایان می‌یابد، اما صلحی ساخته نمی‌شود. استدلال اصلی این است که «آتش‌بس بدون تسویه» برای ایران از مسیر بودجه، بانک، بازار ارز، شبکه توزیع و تورم می‌تواند به فرسایش شدید اقتصادی و اجتماعی منجر شود. در عین حال، نسخه «ادامه جنگ و بستن هرمز» نیز راه نجات نیست، چون نه رانت پایدار می‌سازد و نه امکان احیای اقتصاد را فراهم می‌کند. متن نشان می‌دهد که تنها افق کم‌هزینه‌تر، نه پیروزی کامل، بلکه ساختن یک مسیر سوم از دل فشارهای ساختاری داخلی و منطقه‌ای است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک

آتش‌بس بدون حل تعارض

این مقاله توضیح می‌دهد که بحران میان ایران، آمریکا و اسرائیل فقط یک درگیری نظامی بر سر پرونده هسته‌ای یا موشک نیست، بلکه به ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، ساختار قدرت درونی آن، نقش سپاه، فرسایش جامعه ایران و منطق اقتصاد سیاسی انرژی گره خورده است. متن نشان می‌دهد که حتی اگر آتش‌بس رخ دهد، تعارض اصلی می‌تواند باقی بماند و در نهایت مسیر محتمل‌تر، نه بازگشت به ثبات پایدار، بلکه فرسایش تدریجی ساختاری است که این بحران را بازتولید می‌کند.
ادامه مطلب
تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک, حکمرانی و سیاست‌گذاری

از مقاومت تا رسالت: چگونه آخرالزمان‌گرایی، صلح را در جمهوری اسلامی پرهزینه می‌کند

این مقاله استدلال می‌کند که مسئله جمهوری اسلامی فقط تعارض منافع با اسرائیل و آمریکا نیست، بلکه وجود یک «سقف ایدئولوژیک» است که صلح پایدار را به تهدیدی علیه هویت انقلابی و مشروعیت سیاسی نظام تبدیل می‌کند. متن با عبور از سید قطب، شریعتی، ادبیات مهدوی، کتاب «سقوط اسرائیل» و گفتار رسمی نظام، نشان می‌دهد چگونه دشمن از سطح رقیب سیاسی به «شر متافیزیکی» ارتقا یافته و چرا هر مذاکره‌ای در چنین ساختاری موقت و شکننده می‌شود.
ادامه مطلب