اخلاق حرفهای در بازار سرمایه در زمانه بحران
این مقاله سکوت نهادهای مالی و بخشی از فعالان بازار سرمایه ایران در بحرانهای سیاسی-اجتماعی را از زاویه اخلاق حرفهای و اقتصاد سیاسی نهادها بررسی میکند. متن نشان میدهد این سکوت فقط ناشی از ضعف اخلاقی افراد نیست، بلکه از ترکیب وابستگی نهادی، ناامنی شغلی، سازوکار تأیید صلاحیت، ترس از هزینههای موضعگیری و فرهنگ محافظهکاری حرفهای تغذیه میشود. مقاله با مقایسه سه الگوی سکوت (فرانسه، شیلی، ایران) و ارائه نسخهای عملی برای کنش انسانیِ غیرجناحی، به بازتعریف مسئولیت اجتماعی بازار سرمایه میپردازد.
«نقصانِ سیاه»: آناتومی گذار ایران از «اقتصاد ملی انرژی» به «مجمعالجزایر انرژی»
این مقاله توضیح میدهد چرا بحران انرژی ایران از یک مسئله فنی عبور کرده و به ریسک سیستماتیک اقتصاد تبدیل شده است. با مفهوم «نقصان سیاه»، شکاف میان نیاز انرژی اقتصاد و عرضه واقعی قابل اتکا تشریح میشود و سه چرخه تخریبگرِ قیمتگذاری دستوری، فرسایش تکنولوژیک و پوپولیسم جغرافیایی کالبدشکافی میگردد. در ادامه نشان داده میشود چگونه اقتصاد از «الگوی ملی» به «مجمعالجزایر انرژی» میلغزد و در بازار سرمایه، امنیت انرژی به معیار اصلی ارزشگذاری بدل میشود.
بازارِ گروگان: تعلیق مزمن در اقتصاد سیاسیِ ترس
این مقاله یک تحلیل عمیق از وضعیت بازار سرمایه ایران ارائه میدهد؛ بازاری که دیگر صرفاً تابع متغیرهای اقتصادی نیست، بلکه در نقطهٔ تلاقی ژئوپلیتیک، سیاست داخلی و روانشناسی جمعی قرار گرفته است. با تکیه بر نظریهٔ چشمانداز، اقتصاد رفتاری، دادههای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ و تحلیل رویداد، مقاله نشان میدهد چگونه «تحریم خارجی» و «ابهام نهادی داخلی» با هم بازار را وارد وضعیت «تعلیق مزمن» کردهاند؛ وضعیتی که در آن سرمایه به جای جستجوی سود، در پی بقاست و هیچ مکانیسم نهادی برای جذب شوک وجود ندارد. نتیجه: بازاری بینقدشوندگی، بیاعتماد و گروگان سیاست.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.
حقوق سهامداران خرد در برابر سهامداران نهادی در بازار سرمایه ایران
این مقاله به بررسی شکاف ساختاری میان سهامداران خرد و سهامداران نهادی در بازار سرمایه ایران میپردازد. با اتکا به دادههای کدال، شاخص HHI و مطالعات موردی ایرانخودرو، سایپا، فولاد مبارکه و بانک ملت، نشان داده میشود که تمرکز بالای قدرت رأی و عدم تقارن اطلاعاتی موجب حذف عملی سهامداران خرد از حکمرانی شرکتی شده است. مقاله ضمن تحلیل حقوقی ضعف ضمانت اجرا، تجربه ژاپن را بهعنوان نمونه تطبیقی موفق معرفی کرده و راهکارهایی مانند ایجاد صندوق رأی خرد، اصلاح ساختار مجامع و تقویت اختیارات سازمان بورس را پیشنهاد میدهد.
تأثیر سیاست اصلاح قیمت سوخت بر بازار سرمایه ایران
اصلاح قیمت سوخت در ایران فقط یک تصمیم قیمتی نیست؛ موجی از بازتخصیص سود و هزینه را در صنایع مختلف ایجاد میکند. این مقاله با تفکیک اثر بودجهای، پولی، رفتاری و ریسک سیاسی نشان میدهد چرا پالایشیها تنها در صورت تغییر فرمول تسویه سود میسازند و چرا صنایع انرژیبر بیشترین آسیبپذیری را دارند. تحلیل سناریوها، فرصتهای رشد در زنجیره CNG و پیامدهای تورمی نیز بررسی شده است.
اثر ریسک سیاسی بر ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفتهشده در بورس
پژوهش حاضر با تحلیل دادههای پانل ۱۲۰ شرکت بورسی طی یک دهه، نشان میدهد افزایش ریسک سیاسی در ایران نسبت بدهی شرکتها را کاهش داده و الگوی تأمین مالی را بهسمت منابع داخلی سوق میدهد. این اثر در شرکتهای دولتی بهدلیل دسترسی انحصاری به اعتبارات بانکی تضعیف یا معکوس میشود. یافتهها ضمن تأیید نظریه Pecking Order، نقش ساختار نهادی ایران را در تعدیل رفتار مالی شرکتها برجسته میکند.