فاشیسم؛ از حافظه تاریخی تا تکنیک اعمال قدرت
فاشیسم بیش از آنکه یک تصویر تاریخی باشد، یک متدولوژی برای اعمال قدرت است؛ تکنیکی که در آن «ارادهٔ عریان» جایگزین «اقناع عقلانی» میشود. این مقاله استدلال میکند که جایگزینی نهادها با زور، اگرچه در کوتاهمدت توهم نظم ایجاد میکند، اما در بلندمدت از طریق سه مکانیسمِ «نااطمینانی سیستماتیک»، «افزایش هزینههای مبادله» و «حذف تخصص»، باعث فرار سرمایه و زوال کیفیت حکمرانی میشود. ما نشان میدهیم چرا گرانترین کالای تاریخ، نظمی است که بر چماق استوار باشد.
نامه سرگشاده مهران فتحی به ریاستجمهوری؛ واکاوی چهار گره کور در روایت رسمی
مهران فتحی در این نوشتار، از منظر منطق دادهها و آیندهپژوهی به نقد روایتهای رسمی از وقایع اخیر میپردازد. او با پذیرش مفروضات بنیاد شهید و شورای امنیت کشور، چهار ابهام کلیدی را مطرح میکند: «ابهام در شناسایی عاملان تروریستی»، «وضعیت سامانههای نظارت تصویری»، «ابهامات مالی در تحویل پیکرها» و «رانت اطلاعاتی برخی رسانهها». فتحی معتقد است سکوت در برابر این تناقضها به فروپاشی سرمایه اجتماعی منجر میشود و در پایان، ۵ پیشنهاد عملیاتی برای حقیقتیابی و بازسازی اعتماد عمومی به ریاستجمهوری ارائه میدهد.
ورشکستگی اعتماد: هزینه نامرئی فروپاشی سرمایه اجتماعی بر اقتصاد
این مقاله «اعتماد» را بهمثابه فناوری اجتماعی کاهش هزینه مبادله تحلیل میکند. با تضعیف قرارداد اجتماعی، هزینه اجرای قاعده جهش میکند، قراردادها از اعتبار به وثیقه و جریمه میلغزند و «گرانی همکاری» شکل میگیرد. نتیجه، ظهور فئودالیسم جدید و چرخه پناهگاه است؛ جایی که امنیت و ثبات به توان خرید و شبکههای بسته وابسته میشود. در این وضعیت، نظارت دیجیتال جای اعتماد ارگانیک را میگیرد و بهصورت مالیات پنهان انطباق، بهرهوری کل عوامل را در معرض فرسایش تدریجی قرار میدهد. در سطح کلان نیز QE بدون بازسازی اعتماد، نقدینگی را در داراییها حبس کرده و شکاف طبقاتی را تشدید میکند.
بحران بازتولید مشروعیت در ایران
این مقاله بحران بازتولید مشروعیت در ایران را نه بهعنوان یک بحران سیاسی گذرا، بلکه بهمثابه فرسایش نهادی، اخلاقی و عملکردی دولت تحلیل میکند. مهران فتحی با استفاده از نظریهی «پوسیدگی سیاسی» هانتینگتون، نشان میدهد که انحصار ایدئولوژیک و ناتوانی در انطباق با تحولات اجتماعی، چگونه نهادهای جمهوری اسلامی را از معنا تهی کرده است. این متن، تطبیقی میان دو مقطع ۱۳۵۷ و ۱۴۰۴ ارائه میدهد و سه سناریوی آینده – انسداد پایدار، گذار کنترلشده و فروپاشی تدریجی نظم – را ترسیم میکند.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.
آسیبشناسی برنامهریزی توسعه در ایران
این مقاله به آسیبشناسی چندلایه توسعه در ایران میپردازد؛ از تاریخچه برنامهریزی و تأثیر مکاتب نظری تا تجربه زیسته روستاییان، جوانان، زنان و حاشیهنشینان. متن نشان میدهد چرا مدلهای وارداتی، تمرکزگرایی، فساد نهادی و بیاعتمادی اجتماعی باعث ناکامی برنامههای توسعه شدهاند. همچنین راهکارهایی چون تغییر منطق برنامهریزی، ایجاد نهادهای ارزیابی مستقل، تمرکززدایی و تقویت مشارکت مردمی ارائه میشود. این مقاله دعوتی است برای بازاندیشی در مسیر توسعه ایران.