نیمه دوم ۱۴۰۵؛ ایران در مرز تابآوری
اقتصاد ایران هنوز کار میکند؛ بانکها بازند، کالا در بازار هست، بنزین عرضه میشود و کارخانهها تولید میکنند. اما ادامه کار یک اقتصاد الزاماً به معنای بالا بودن ظرفیت تابآوری آن نیست. ممکن است ثبات امروز با کاهش قدرت خرید خانوار، تعویق سرمایهگذاری، مصرف ذخایر، افزایش بدهی یا انتقال هزینه به بخشهای دیگر خریداری شده باشد. این مقاله با بررسی خانوار، ارز، نفت، گاز، برق، بانک، بودجه و سرمایهگذاری میپرسد اقتصاد ایران در نیمه دوم ۱۴۰۵ چه مقدار ظرفیت برای جذب شوک بعدی دارد و هزینه این تابآوری بر دوش چه کسانی قرار میگیرد.
ساعت دیپلماسی، ساعت تورم؛ دلار ۲۲۰ هزار تومانی موقت است یا ماندگار؟
دلار آزاد در کمتر از سه هفته از حدود ۱۸۷ هزار تومان به بیش از ۲۲۰ هزار تومان رسیده است. اما این جهش را نمیتوان فقط با جنگ، سفتهبازی یا تورم توضیح داد. فشار تازه بر صادرات و شبکه تسویه ارزی، تحریمهای مالی، مداخله بانک مرکزی و انتقال نرخ ارز به قیمتها، بودجه و قراردادها همزمان در حال اثرگذاریاند. این مقاله نشان میدهد سرنوشت نرخ جدید به مسابقهای میان دو ساعت بستگی دارد: ساعت دیپلماسی که میتواند پرمیوم بحران را تخلیه کند و ساعت تورم که میتواند نرخ جنگی را در ساختار اقتصاد تثبیت کند.
سناریوهای خروج از تعادل شکننده ارزی-پولی ایران: اصلاح تدریجی، شوکدرمانی، تداوم وضع موجود
این مقاله نشان میدهد بحران ارزی ایران را باید بهمثابه «تعادل شکننده» فهمید: ثبات ظاهری که با مداخلات مقطعی، چندنرخیسازی و پولیسازی کسری حفظ میشود و با یک شوک میتواند بشکند. با رویکرد اقتصاد سیاسی و آیندهپژوهی، سه مسیر محتمل بررسی میشود: اصلاح تدریجی برای بازسازی اعتبار سیاستی، شوکدرمانی برای شکستن چرخه انتظارات با هزینه کوتاهمدت، و تداوم وضع موجود که به تشدید ریسک سیستماتیک میانجامد. چهار نمودار، مسیر شاخص نرخ ارز، تورم نقطهای، رشد نقدینگی و شاخص شکنندگی را مقایسه میکنند.
پرونده ویژه بودجه ۱۴۰۵: جراحی بدون بیهوشی
بودجه ۱۴۰۵ سند توزیع رفاه نیست؛ سند توزیع واقعیت است. با دلار گمرکی بالاتر، افزایش مالیات بر مصرف، حذف ارز ترجیحی و اتکا به بدهی و صندوق، فشار هزینه به زندگی روزمره نزدیکتر میشود. این مقاله با زبان عمومی توضیح میدهد چرا، چگونه و از کجا اثرش روی سفره مردم مینشیند.
زنگهای خطر در اقتصاد ۱۴۰۴: از اوراق ۴۰ درصدی تا دلار ۱۲۰ هزار تومانی
پاییز ۱۴۰۴ را باید از پنجره بازار بدهی دید؛ جایی که اخزای ۴۰ درصدی خبر از اضطراب مالی و فرسایش سرمایهگذاری میدهد. همزمان، دلار ۱۲۰ هزار تومانی زیر فشار شکاف تورمی و ریسک سیاسی حرکت میکند و بحث بنزین بهعنوان سیگنال حکمرانی، انتظارات را تیزتر میسازد. همگرایی این سه ضلع میتواند رکود تورمی را تشدید کند. راهبرد بقا در این شرایط، کنترل سهم ریال، تقدم خریدهای ضروری و بازنگری در منطق سرمایهگذاری با توجه به نرخ بدون ریسک است.
تورم زیسته در ایران؛ چرا عدد رسمی با تجربه مردم فاصله دارد؟
این مقاله نشان میدهد اختلاف میان تورم رسمی و برآوردهای مبتنی بر نرخ ارز، صرفاً دعوای عددی نیست؛ اختلاف در تعریف تورم و مرجعیت واقعیت اقتصادی است. آمار رسمی بخشی از تجربه مردم را ثبت نمیکند: افت کیفیت، کوچکفروشی، کمبود و مهمتر از همه «تورم زیسته» که برای طبقه متوسط به معنای دور شدن از مالکیت و گرفتار شدن در تله فقر است. در غیاب لنگر معتبر، جامعه به نرخ دلار و سیگنالهای بیرونی تکیه میکند و مارپیچ انتظارات شکل میگیرد. راه خروج، بازسازی اعتبار نهادی با شفافیت است.
هدفگذاری تورم در اقتصاد تحت فشار
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.