بازارها واگرا نشدهاند؛ دماسنجها از کار افتادهاند
رفتار متفاوت دلار، سکه، بورس و مسکن لزوماً به معنای گسست میان بازارها نیست. این مقاله نشان میدهد بخشی از واگرایی ظاهری از اختلال در سازوکار ثبت ریسک ناشی میشود: بورس مدتی طولانی متوقف بود، بازار مسکن نزدیک به دو سال آمار رسمی ندارد، نرخ ارز چندپاره است و حباب سکه برخلاف انتظار دوباره بزرگ نشد. مسئله اصلی شاید نه در خود بازارها، بلکه در دماسنجهایی باشد که باید آنها را ببینند و اندازه بگیرند.
شوک ابلاغیهای؛ حلقۀ گمشده در تحلیل سودآوری صنایع بورسی
این مقاله با بررسی جهش و عقبنشینی نرخ گاز صنایع در پایان ۱۴۰۴ نشان میدهد که بخشی از ریسک سودآوری شرکتهای بورسی ایران از متغیرهای معمولی مانند دلار، تورم یا صادرات نفت نمیآید، بلکه از تصمیمات ابلاغیهمحور دولت ناشی میشود. متن استدلال میکند که قیمتگذاری دستوری باید نه فقط بهعنوان «ریسک توضیحی»، بلکه بهمثابه منبع مستقل شوک در تحلیل بازار سرمایه وارد شود.
طلا در ۲۰۲۶: آناتومی یک پارادوکس
طلا پس از ثبت سقف تاریخی، اسیر پارادوکس امنیت ۲۰۲۶ شد. این مقاله با رویکرد اقتصاد سیاسی بررسی میکند که چگونه جنگ از مسیر شوک نفتی، فدرال رزرو را به حفظ سیاست انقباضی وادار کرد. افزایش بازدهی اوراق و تخلیه موقعیتهای اهرمی، طلا را تحت فشار قرار داد. تحلیلی جامع بر تقاطع روندهای کوتاهمدت و ساختارهای بلندمدت، همراه با بررسی دقیق استراتژی برای سرمایهگذاران با در نظر گرفتن متغیرهای ریال و حباب سکه.
پارادوکس بقا: کالبدشکافی زوال هژمونی پولی در عصر تسلیحات دیجیتال
این مقاله نشان میدهد چگونه دلار آمریکا از یک واحد مبادله جهانی به ابزار اجبار ژئوپولیتیک تبدیل شده و همین تغییر، اعتماد به نظم پولی را فرسوده است. با تشریح تله بدهی، جنگهای مالی و دیجیتال، و سناریوهای پیشروی جهان، مقاله استدلال میکند که در عصر بیاعتمادی، بقا نه با سود بیشتر، بلکه با امنیت دارایی، تمرکز بر طلا، داراییهای واقعی و پروتکلهای غیرمتمرکز ممکن است.
جامعه ساعتشنی: کالبدشکافی «مهاجرت تقاضا» و تغییر زمینبازی سرمایهگذاری در ایران
در کنار شوکهای عرضه، فرسایش قدرت خرید در حال تغییر زمینبازی است. تقاضا در ایران حذف نمیشود؛ مهاجرت میکند: از کالاهای بادوام و نیمهلوکسِ رسمی به کالاهای ضروری یا بازار غیررسمی، و بخشی هم از مصرف به دارایی تبدیل میشود. مقاله با دو ردیاب اصلی (فشردگی بودجه بقا و فرسایش دستمزد حقیقی) و ردیابهای تکمیلی، سه کانال مهاجرت تقاضا و سازوکار «انتقال فشار» را توضیح میدهد و با ماتریس سهفیلتره، صنایع را به قرمز، خاکستری و دفاعی تقسیم میکند.
تورم زیسته در ایران؛ چرا عدد رسمی با تجربه مردم فاصله دارد؟
این مقاله نشان میدهد اختلاف میان تورم رسمی و برآوردهای مبتنی بر نرخ ارز، صرفاً دعوای عددی نیست؛ اختلاف در تعریف تورم و مرجعیت واقعیت اقتصادی است. آمار رسمی بخشی از تجربه مردم را ثبت نمیکند: افت کیفیت، کوچکفروشی، کمبود و مهمتر از همه «تورم زیسته» که برای طبقه متوسط به معنای دور شدن از مالکیت و گرفتار شدن در تله فقر است. در غیاب لنگر معتبر، جامعه به نرخ دلار و سیگنالهای بیرونی تکیه میکند و مارپیچ انتظارات شکل میگیرد. راه خروج، بازسازی اعتبار نهادی با شفافیت است.