فاشیسم؛ از حافظه تاریخی تا تکنیک اعمال قدرت
فاشیسم بیش از آنکه یک تصویر تاریخی باشد، یک متدولوژی برای اعمال قدرت است؛ تکنیکی که در آن «ارادهٔ عریان» جایگزین «اقناع عقلانی» میشود. این مقاله استدلال میکند که جایگزینی نهادها با زور، اگرچه در کوتاهمدت توهم نظم ایجاد میکند، اما در بلندمدت از طریق سه مکانیسمِ «نااطمینانی سیستماتیک»، «افزایش هزینههای مبادله» و «حذف تخصص»، باعث فرار سرمایه و زوال کیفیت حکمرانی میشود. ما نشان میدهیم چرا گرانترین کالای تاریخ، نظمی است که بر چماق استوار باشد.
تئوریهای اقتصاد جهانی
این مقاله با نگاهی تحلیلی به تاریخ اندیشهٔ اقتصادی، از مالتوس تا رومر، نشان میدهد که مسئلهٔ اصلی بشر نه کمبود منابع، بلکه ناتوانی در سازماندهی نهادهاست. مهران فتحی استدلال میکند که بحران جهانی امروز، تداوم همان «لحظهٔ مالتوسی» است؛ اما این بار نه از زمین و غله، بلکه از ظرفیت نهادی دولتها. مقاله، در پایان، با مقایسهٔ شمال و جنوب جهانی، شکاف میان جمعیت و نهاد را بهعنوان خط گسل اصلی آیندهٔ اقتصاد جهانی معرفی میکند.
ملی شدن نفت؛ تولید وابستگی
این مقاله نشان میدهد ملی شدن نفت در ایران، بهدلیل ضعف نهادی و ذهنیت استقلالمحور، بهجای ایجاد خودکفایی، الگوی جدیدی از وابستگی تولید کرد. با تحلیل ساختار AIOC، بحران اجرایی دولت مصدق، حافظه تاریخی تحقیر و شکلگیری Autarky، توضیح داده میشود چگونه نفت بهجای توسعه، دولت رانتیر و انزوای انرژی را بازتولید کرد. مقایسه با نروژ، مکزیک، عربستان و ونزوئلا روشن میکند که مسئله اصلی نبود ظرفیت حکمرانی است، نه صرف مالکیت منابع.
آینده اقتصاد ایران
این مقاله با استفاده از دادههای شاخصهای حکمرانی جهانی و تجربه کشورهایی مانند ونزوئلا، روسیه، نیجریه و اندونزی، آینده اقتصاد ایران را در چارچوب سه سناریوی اصلی ترسیم میکند: رشد پایدار با اصلاحات نهادی و بازگشت به اقتصاد جهانی، رکود ساختاری با تداوم وضع موجود، و فروپاشی نهادی در صورت تشدید تحریم و بحران درآمدهای نفتی. تمرکز متن بر نقش کیفیت نهادها، کنترل فساد، وابستگی به مسیر و امکان گسست نهادی است و نشان میدهد که سرنوشت اقتصادی ایران بیش از هر چیز به اصلاح حکمرانی و نحوه تعامل با جهان گره خورده است.
چگونه نظامها خود را میبلعند؟ درسهایی از شوروی برای ایران امروز
این مقاله یک مدل تحلیلی جدید برای فهم زوال در نظامهای ایدئولوژیک ارائه میدهد؛ مدلی که نشان میدهد زوال نه یک حادثه ناگهانی، بلکه برآیند شکاف انگیزشی، اقتصاد سایه و فساد نهادی است. با بررسی تجربه شوروی و تطبیق آن با ساختار نهادی ایران، مقاله سه سناریوی آینده—تعادل منجمد، فروپاشی سریع و بازآرایی نهادی—را ترسیم میکند. این متن یک نقشه ریسک برای فهم آینده اقتصاد سیاسی ایران است.