پارادوکس دشمنی؛ تحلیل اقتصاد سیاسی سیاست خارجی ایران
این مقاله با نگاهی به چهار دهه سیاست خارجی ایران، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا «دشمن خارجی» به بخشی از هویت ساختاری و سازوکار بقای نظام تبدیل شده است. با تکیه بر مفاهیمی چون امنیتیسازی و هژمونی، نویسنده استدلال میکند که این تقابل به یک «همزیستی خصمانه» بدل شده که در آن یک طرف سود مادی میبرد و طرف دیگر، بهای بقا را با فرسایش توسعه میپردازد.
اصلاحات ساختاری در شرایط تعلیق: کاتالیزور بحران یا تنها مسیر نجات؟
این مقاله نشان میدهد شرایط تعلیق میتواند هم محرک و هم مانع اصلاحات باشد. با مقایسه تجربیات ایران، روسیه، آفریقای جنوبی و عراق، نقش ساختار قدرت، ظرفیت نهادی، رانتهای جدید و ائتلافهای اصلاحطلب واکاوی شده و دلالتهای سیاستی برای موفقیت اصلاحات در دوران تحریم ارائه میشود.
پارادوکس ضدامپریالیسم
این مقاله توضیح میدهد چگونه ضدامپریالیسم ایرانی، که با آرمان رهایی از سلطه آغاز شد، به سازوکاری برای بقا در دل همان نظم هژمونیک تبدیل شده است. بر پایه نظریه اشمیت، گرامشی و امنیتیسازی، نشان داده میشود که دشمنی با آمریکا و غرب به یک ضرورت هویتی و ابزار مشروعیت داخلی بدل شده و همزمان حضور نظامی، تحریمها و بازار امنیت آمریکا در منطقه را تقویت کرده است. مقاله پیامدها و سناریوهای آینده این چرخه را بررسی میکند.