جهلِ مسلح به دانش، وقتی دانایی ابزار ندیدن میشود
این مقاله از یک تجربه شخصی آغاز میشود: مواجهه با افرادی باسواد و اهل تحلیل که در برابر جنایت آشکار، نه از سر ناآگاهی بلکه با اتکا به نظریه و استدلال سکوت یا توجیه میکنند. متن با مفهوم «جهل مسلح به دانش» توضیح میدهد چگونه دانایی میتواند به ابزار ندیدن بدل شود. با روایت جدال سارتر و کامو، و با ارجاع به آرنت و روانشناسی شناختی، مقاله نشان میدهد مشکل فقط یک ایدئولوژی خاص نیست، بلکه فروپاشی قوه داوری در دل عقلانیت هویتی است.
هجدهم برومرِ ایرانی: از «بنبست دموکراسی» تا «تمنای دیکتاتورِ مصلح»
برجستهشدن نمادهای پهلویمحور در بخشی از گفتار اعتراضی الزاماً «انتخاب برنامهای» نیست؛ اغلب سازوکاری برای هماهنگی کمهزینه در محیط پرریسک و بیسازمان است. مقاله با ترکیب مارکس (احضار گذشته)، لاکلائو (دالّ تهی) و منطق نقطه کانونی نشان میدهد چگونه ائتلاف نفی شکل میگیرد، چرا «نام» از «طرح» جلو میزند، و چرا این مسیر میتواند به تمنای لویاتان و تله واگذاری عاملیت ختم شود.
جهش ژنتیک در میدان مین ،مانیفست بقای کسبوکارهای ایرانی در اقتصاد محاصره
این مقاله نشان میدهد چرا وضعیت امروز کسبوکارهای ایرانی صرفاً بحران یا رکود تورمی نیست، بلکه ورود به «اقتصاد محاصره» است؛ جایی که اختلال در اینترنت، پرداخت، تأمین و تصمیمات ناگهانی، مسیر معامله را شکننده میکند. راهحل، ساختن سیستم ادامهکار است: شناسایی نقاط شکست، افزونگی در گلوگاهها، سوئیچ ۴۸ ساعته، قلعهسازی ترازنامه، بازطراحی فروش بر پایه اعتماد و همدلی، و ایجاد قرارداد اجتماعی جدید برای نیروی انسانی.
اسپینوزا در منبرهای تهران
این مقاله توضیح میدهد چگونه «دینِ تسکینی» در ایران از دلِ یک تغییر پارادایم (فقه→الهیات)، به کمک منطق پلتفرمها (دینِ بیاصطکاک، فروپاشی بافتار) و با ویترینهای رسانهای، به صورت یک تجربه دینی جدید بازتولید میشود.
بانک آینده، گذشتهای که تمام نمیشود
این مقاله با واکاوی پرونده بانک آینده، یکی از نمادینترین بحرانهای بانکی ایران را تحلیل میکند. مهران فتحی نشان میدهد که این بحران صرفاً مالی نیست، بلکه بازتاب شکست نهادی در شفافیت، پاسخگویی و اعتماد است. از ادغام سیاسی مؤسسات غیرمجاز تا خلق سودهای موهوم و نجاتهای پنهان، نظام بانکی به شبکهای از بانکهای زامبی تبدیل شده است که بقا در آن، بهجای اصلاح، با انکار ممکن میشود.
تورم مزمن در اقتصاد ایران: روایت فروپاشی نهادی و بازسازی اعتماد عمومی
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
پرونده یک چرخش فکری: بیژن عبدالکریمی، از نقد قدرت تا شائبه همسویی
تحول فکری بیژن عبدالکریمی—از نقد ایدئولوژی و دفاع از تفکر هایدگری تا مواضع سیاسی اخیر—به یکی از بحثبرانگیزترین چرخشهای روشنفکری در ایران تبدیل شده است. این مقاله با رویکردی تحلیلی، ریشههای این تغییر را در سه سطح بررسی میکند: تحولات گفتمانی، فشارهای ساختاری، و نقش مفهوم «امر ملی» در دستگاه فکری او.
بازار توافقی ارز در ایران؛ شفافیت یا تورم مضاعف؟
سیاست تعمیق بازار توافقی ارز تلاش تازهای برای شفافسازی نظام ارزی ایران است. حذف نرخهای چندگانه، کاهش رانت و تقویت صادرات از مهمترین مزایای آن است؛ اما در مقابل، خطر افزایش تورم، افت قدرت خرید مردم و تشدید فشارهای بودجهای وجود دارد. این مقاله با بررسی تجربه کشورها و تحلیل دقیق ساختار اقتصادی ایران نشان میدهد که موفقیت این سیاست بدون اصلاحات بانکی، بودجهای و نهادی پایدار ممکن نیست.
ایران از منظر فوکو؛ قدرت، بدن و گفتمان در زندگی روزمره
این مقاله ایران معاصر را در پرتو نظریههای میشل فوکو تحلیل میکند و نشان میدهد قدرت چگونه در بدن، نهادها و زبان جریان دارد. با تکیه بر مفاهیم کلیدی فوکو ــ قدرت/دانش، انضباط، زیستسیاست و گفتمان ــ پدیدههایی چون حجاب اجباری، نظام آموزشی، سازوکار سانسور، سیاستهای کرونا و گفتمانهای رسمی بررسی شدهاند. نتیجهگیری مقاله تأکید میکند که قدرت در ایران نه فقط در دولت، بلکه در شبکهای از هنجارها و نهادهای روزمره عمل میکند.
بزرگترین ویروس فکری بشر؛ سوگیری تأییدی
سوگیری تأییدی یکی از بنیادیترین خطاهای ذهن انسان است؛ خطایی که باعث میشود ما بهجای مواجهه با حقیقت، تنها بهدنبال تأیید باورهای قبلی خود بگردیم. این مقاله توضیح میدهد چرا این پدیده، صرفاً یک مشکل فردی نیست، بلکه ویروسی جمعی است که توان تحریف واقعیت، قطبیسازی جامعه، تضعیف علم، تخریب تصمیمگیری اقتصادی و انحراف سیاستگذاری را دارد. تحلیل حاضر با رویکرد روانشناختی، فلسفی و تاریخی، نشان میدهد سوگیری تأییدی چگونه به عقبماندگی فردی و اجتماعی منجر میشود و چه راهکارهایی برای مهار آن وجود دارد.