جهش ژنتیک در میدان مین ،مانیفست بقای کسبوکارهای ایرانی در اقتصاد محاصره
این مقاله نشان میدهد چرا وضعیت امروز کسبوکارهای ایرانی صرفاً بحران یا رکود تورمی نیست، بلکه ورود به «اقتصاد محاصره» است؛ جایی که اختلال در اینترنت، پرداخت، تأمین و تصمیمات ناگهانی، مسیر معامله را شکننده میکند. راهحل، ساختن سیستم ادامهکار است: شناسایی نقاط شکست، افزونگی در گلوگاهها، سوئیچ ۴۸ ساعته، قلعهسازی ترازنامه، بازطراحی فروش بر پایه اعتماد و همدلی، و ایجاد قرارداد اجتماعی جدید برای نیروی انسانی.
اقتصاد سیاسیِ فروپاشی: چرا «بحران ایران» تکرارِ «سناریوی شوروی» نیست؟
قیاس «ایران امروز = شوروی ۱۹۹۰» اغلب یک برچسب تاریخی است، نه توضیح مکانیسم. این مقاله نشان میدهد ایران در مسیر فرسایش چندبعدی قرار دارد، اما مکانیسم غالب آن با شوروی متفاوت است: «تورم آشکار و رکود تورمی» در کنار کنترلهای متناوب، نه «تورم سرکوبشده» و اقتصاد کمبود. با تلفیق دو چارچوب «سلطه مالی» و «جنگ فرسایشی»، توضیح داده میشود چرا اصلاحات به تعویق میافتد، چگونه تورم به چرخه استخراج و بازتولید کسری تبدیل میشود، و چرا طبقه متوسط دچار سقوط منزلتی میگردد. در پایان، سه سناریوی پایانبازی ارائه میشود.
سناریوهای خروج از تعادل شکننده ارزی-پولی ایران: اصلاح تدریجی، شوکدرمانی، تداوم وضع موجود
این مقاله نشان میدهد بحران ارزی ایران را باید بهمثابه «تعادل شکننده» فهمید: ثبات ظاهری که با مداخلات مقطعی، چندنرخیسازی و پولیسازی کسری حفظ میشود و با یک شوک میتواند بشکند. با رویکرد اقتصاد سیاسی و آیندهپژوهی، سه مسیر محتمل بررسی میشود: اصلاح تدریجی برای بازسازی اعتبار سیاستی، شوکدرمانی برای شکستن چرخه انتظارات با هزینه کوتاهمدت، و تداوم وضع موجود که به تشدید ریسک سیستماتیک میانجامد. چهار نمودار، مسیر شاخص نرخ ارز، تورم نقطهای، رشد نقدینگی و شاخص شکنندگی را مقایسه میکنند.
آناتومیِ یک تله: اقتصاد سیاسیِ گذار از «لنگر ارزی» به «سراب ریالی»
این مقاله توضیح میدهد چرا در اقتصاد تحریمی و تورمزده ایران، حذف ارز ترجیحی اگر با «یارانه ریالیِ ثابت و بدون شاخصبندی» جایگزین شود، بهجای اصلاح ساختاری به انتقال ریسک از دولت به خانوار میانجامد. مکانیزم کلیدی، «عدم تقارن شاخصبندی» است: درآمدهای دولت با تورم و نرخ ارز شناور میشوند اما حمایت نقدی ثابت میماند و ارزش واقعیاش ذوب میشود. نتیجه، خصوصیسازی ریسک شوکهای ارزی/قیمتی، فرسایش طبقه متوسط و بازتولید چرخه کسری است. در پایان، سه قفل سیاستی برای کاهش آسیب پیشنهاد میشود: شاخصبندی حمایت، اعتبار هدفمند، و قاعده مالی سختگیرانه.
تثبیت با شوک، تثبیت با محدودیت:چرا«نسخه خاویرمیلی» در ایران کپیبرداری نمیشود؟
آرژانتین با برنامه خاویر میلی توانست شتاب تورم را سریع پایین بیاورد، اما با هزینه رکود و جهش فقر در دوره گذار. این مقاله توضیح میدهد چرا «نسخه میلی» در ایران قابل کپی نیست: دولت رانتیِ نفتی، انزوای مالیِ تحریمی و فرسایش اعتماد، مسیر تثبیت را تغییر میدهد. در ایران سه قفل اصلی مانع اصلاحاند: ذینفعانِ بهره حقیقی منفی، ناترازی فیزیکی انرژی که با قیمت تنها حل نمیشود (تحریم و استهلاک سرمایهگذاری را کند میکند)، و تله انتظارات. جمعبندی: تثبیت پایدار نیازمند لنگر مالی قابل سنجش، جبران نقدی هدفمند، و حداقلی از گشایش تجاری/سرمایهگذاری است.
آناتومی یک بنبست: چرا تورم در ایران «شکست» نیست، بلکه «ابزار بقا» است؟
تورم در ایران در قالب یک تعادل بد بازتولید میشود؛ تعادلی که در آن دولتِ گرفتار سلطه مالی، بانکهای ناتراز و صندوقهای بازنشستگیِ در آستانه بحران، همراه با ذینفعان داراییمحور، به طور ضمنی بر «تورم کنترلشده اما مزمن» همگرا میشوند. مقاله با توضیح نقش بانک مرکزی بهعنوان مدیر بحران مزمن، مکانیسم انتقال سودهای بیکیفیت به پایه پولی و اثر شتابدهنده تحریم، نشان میدهد چرا شکستن این چرخه بیش از آنکه پولی باشد، تصمیمی توزیعی و نهادی است. در پایان، نقشه راه سهگامی برای مهار ترازنامه بانکهای بد، هوشمندسازی مالیاتی و دیپلماسی کاهش هزینه مبادله ارائه میشود.
آناتومی زوال: چرا اقتصاد نمیمیرد، اما ما فقیرتر میشویم؟
دسامبر ۲۰۲۵ را میتوان لحظه «اعلام رسمی وضعیت بقا» دانست: همزمانی تنش ارزی با تصمیم سهپلهای سوخت، نشانهای از ورود اقتصاد ایران به فاز «سادهسازی خزنده» است. این مقاله با چارچوب تینتر و مدل اتوفاژی اقتصادی توضیح میدهد چرا شوکها الزاماً فروپاشی نمیآورند؛ بلکه با انتقال هزینه به جامعه، بقای نهادی را ممکن میکنند. چهار ستون اتوفاژی (فیزیکی، انسانی، ترازنامهای، نهادی) و سناریوهای قابل پایش آینده ارائه میشود.
از نهاد به شبکه: منطق بقا و بازتولید ناکارآمدی در نظم دسترسی محدود
چرا سیاستهای آشکارا ناکارآمد در ایران پایدار میمانند؟ این مقاله با کنار گذاشتن لنز اخلاقی، توضیح میدهد که در نظم دسترسی محدود، بسیاری از ناکارآمدیها نه «خطا»، بلکه پیامد منطقی سازوکار بقای ائتلاف حاکم است. با تعریف عملیاتی «توزیع استراتژیک منابع»، نشان داده میشود چگونه خلق رانت، تهیشدن اختیارات و دادههای نهادهای توسعهای و جایگزینی شبکهها، تورم، انحصار و ارز چندنرخی را بازتولید میکند. سه پیشبینی قابل مشاهده و دو مثال خودرو و ارز، چارچوب را از سطح روایت فراتر میبرند.
شوک سوم بنزین
از ۱۵ آذر ۱۴۰۴، بنزین در ایران رسماً سهنرخی شد و نرخ سوم با سازوکار «بازبینی فصلی» وارد بازی شد. این تغییر فقط یک عدد جدید روی تابلوی پمپبنزین نیست، بلکه نشانه اعتراف دولت به بنبست مدل «خرید محبوبیت با انرژی ارزان» است. این مقاله نشان میدهد نظام سهنرخی چگونه به سه ناترازی بزرگ (بنزین، بودجه، صندوقها) گره خورده، چه سناریوهایی پیشروی اقتصاد و جامعه قرار میدهد و کدام طبقات هزینه اصلی این جراحی را میپردازند.
شرق، غرب، یا هیچکدام؟
این مقاله توضیح میدهد که شرقگرایی ایران نه یک راهبرد توسعهای، بلکه مکانیسمی برای تثبیت ساختار رانتیر و تداوم الگوی خامفروشی است. با تکیه بر نظریه وابستگی، قفلشدگی مسیر و تحلیل روابط ایران با چین و روسیه، نشان داده میشود چگونه فاینانس بدون شرط، رانت میانبری، و انحصار تجاری، به بازتولید همان الگوی تاریخی توسعهنیافتگی انجامیده است. سه سناریوی آینده نیز برای مسیر وابستگی، توازن هوشمند و درونزایی نهادی ارائه میشود.