دولت در آزمون برنامه هفتم
این یادداشت تحلیلی از مهران فتحی، عملکرد دولت در سال اول برنامه هفتم توسعه را بررسی میکند؛ از وعده رشد ۸٪ تا واقعیت رکود، ناترازی بانکی، کسری بودجه و تعادل سیاسی ناپایدار در سیاست ارزی.
هدفگذاری تورم در اقتصاد تحت فشار
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
بحران بازتولید مشروعیت در ایران
این مقاله بحران بازتولید مشروعیت در ایران را نه بهعنوان یک بحران سیاسی گذرا، بلکه بهمثابه فرسایش نهادی، اخلاقی و عملکردی دولت تحلیل میکند. مهران فتحی با استفاده از نظریهی «پوسیدگی سیاسی» هانتینگتون، نشان میدهد که انحصار ایدئولوژیک و ناتوانی در انطباق با تحولات اجتماعی، چگونه نهادهای جمهوری اسلامی را از معنا تهی کرده است. این متن، تطبیقی میان دو مقطع ۱۳۵۷ و ۱۴۰۴ ارائه میدهد و سه سناریوی آینده – انسداد پایدار، گذار کنترلشده و فروپاشی تدریجی نظم – را ترسیم میکند.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.
گذار بزرگ انرژی (۲۰۲۵-۲۰۴۵): بازتعریف جایگاه راهبردی ایران در نظم نوین انرژی جهانی
این مقاله چشمانداز گذار انرژی در ایران تا افق ۲۰۴۵ را ترسیم میکند؛ از ریسک داراییهای سرگردان نفت و گاز و ناترازی مزمن، تا فرصت استفاده از گاز بهعنوان سوخت گذار و توسعه خورشیدی و بادی. در پایان، نقشه راهی سهمرحلهای برای اصلاح حاکمیت انرژی و جذب سرمایه سبز ارائه میشود.
آینده اقتصاد ایران
این مقاله با استفاده از دادههای شاخصهای حکمرانی جهانی و تجربه کشورهایی مانند ونزوئلا، روسیه، نیجریه و اندونزی، آینده اقتصاد ایران را در چارچوب سه سناریوی اصلی ترسیم میکند: رشد پایدار با اصلاحات نهادی و بازگشت به اقتصاد جهانی، رکود ساختاری با تداوم وضع موجود، و فروپاشی نهادی در صورت تشدید تحریم و بحران درآمدهای نفتی. تمرکز متن بر نقش کیفیت نهادها، کنترل فساد، وابستگی به مسیر و امکان گسست نهادی است و نشان میدهد که سرنوشت اقتصادی ایران بیش از هر چیز به اصلاح حکمرانی و نحوه تعامل با جهان گره خورده است.
چگونه نظامها خود را میبلعند؟ درسهایی از شوروی برای ایران امروز
این مقاله یک مدل تحلیلی جدید برای فهم زوال در نظامهای ایدئولوژیک ارائه میدهد؛ مدلی که نشان میدهد زوال نه یک حادثه ناگهانی، بلکه برآیند شکاف انگیزشی، اقتصاد سایه و فساد نهادی است. با بررسی تجربه شوروی و تطبیق آن با ساختار نهادی ایران، مقاله سه سناریوی آینده—تعادل منجمد، فروپاشی سریع و بازآرایی نهادی—را ترسیم میکند. این متن یک نقشه ریسک برای فهم آینده اقتصاد سیاسی ایران است.
آخرالزمان ایرانی
«آخرالزمان ایرانی» تلاشی است برای بازخوانی نظریه پیتر تورچین درباره چرخههای فروپاشی تمدنها و انطباق آن بر وضعیت کنونی ایران. مقاله نشان میدهد چگونه انباشت نخبگان، سقوط طبقه متوسط، تمرکز ثروت و بحران مشروعیت، ایران را به یک نقطه چرخشی تاریخی رسانده است. با استفاده از دادههای اقتصادی و مقایسه با تجربه روم باستان، فرانسه پیش از انقلاب و آمریکا پیش از جنگ داخلی، این مقاله آینده احتمالی ایران را در سه سناریو—فروپاشی، بازترکیب یا تعلیق—تحلیل میکند و هشدار میدهد که مسیر آینده کشور بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات نهادی و تصمیم نخبگان وابسته است.