هدفگذاری تورم در اقتصاد تحت فشار
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
بازار توافقی ارز در ایران؛ شفافیت یا تورم مضاعف؟
سیاست تعمیق بازار توافقی ارز تلاش تازهای برای شفافسازی نظام ارزی ایران است. حذف نرخهای چندگانه، کاهش رانت و تقویت صادرات از مهمترین مزایای آن است؛ اما در مقابل، خطر افزایش تورم، افت قدرت خرید مردم و تشدید فشارهای بودجهای وجود دارد. این مقاله با بررسی تجربه کشورها و تحلیل دقیق ساختار اقتصادی ایران نشان میدهد که موفقیت این سیاست بدون اصلاحات بانکی، بودجهای و نهادی پایدار ممکن نیست.
آینده ایران پس از مکانیزم ماشه: چشماندازی حقوقی، سیاسی و اقتصادی
این مقاله با تکیه بر چارچوب تحریمها در روابط بینالملل و نظریه دولت رانتی، آینده ایران را در صورت فعالسازی مکانیزم ماشه ترسیم میکند. ابتدا سازوکار حقوقی اسنپبک، وتوی معکوس و جدول زمانی قطعنامه ۲۲۳۱ توضیح داده میشود؛ سپس با مرور تجربه ایران ۲۰۱۲–۲۰۱۵ و نمونههای عراق، کره شمالی و ونزوئلا، سه سناریوی پیشِ رو برای سالهای ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۶ و پیامدهای ارزی، بودجهای و اجتماعی آنها تحلیل و در پایان توصیههای مشخصی برای دیپلماسی هستهای، تثبیت اقتصاد کلان و حمایت از اقشار آسیبپذیر پیشنهاد میشود.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.
ملی شدن نفت؛ تولید وابستگی
این مقاله نشان میدهد ملی شدن نفت در ایران، بهدلیل ضعف نهادی و ذهنیت استقلالمحور، بهجای ایجاد خودکفایی، الگوی جدیدی از وابستگی تولید کرد. با تحلیل ساختار AIOC، بحران اجرایی دولت مصدق، حافظه تاریخی تحقیر و شکلگیری Autarky، توضیح داده میشود چگونه نفت بهجای توسعه، دولت رانتیر و انزوای انرژی را بازتولید کرد. مقایسه با نروژ، مکزیک، عربستان و ونزوئلا روشن میکند که مسئله اصلی نبود ظرفیت حکمرانی است، نه صرف مالکیت منابع.
جریان تکنوکراتِ توسعهگرا در ایران
این مقاله پژوهشی بررسی میکند که جریان تکنوکرات توسعهگرا در ایران چگونه از اندیشههای متفکرانی مانند وبر، هانتینگتون و فوکویاما تأثیر پذیرفته و چگونه این افکار توسط چهرههایی چون مسعود نیلی، محمود سریعالقلم و روغنیزنجانی به سیاستهای اقتصادی و نهادی ایران ترجمه شده است. مقاله ضمن واکاوی مسیر سهدههای این جریان، نقدهای واردشده—از برچسب «نئولیبرالی» تا اتهام «فکر استعماری»—و پاسخهای احتمالی آنان را بررسی میکند.
حذف چهار صفر؛ جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد
حذف چهار صفر از پول ملی در ایران اغلب بهعنوان راهکاری فوری برای بازگرداندن ارزش ریال معرفی میشود، اما این مقاله توضیح میدهد که چنین اقدامی بدون اصلاحات ساختاری، بیشتر «جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد» است. ضعف تولید، کسری بودجه مزمن، رشد نقدینگی، دخالت سیاسی در سیاست پولی و تورم پایدار، اجازه نمیدهد حذف صفر حتی در میانمدت اثر واقعی داشته باشد. تجربه جهانی نیز نشان میدهد کشورها تنها پس از اصلاحات عمیق و ثبات اقتصادی توانستهاند چنین اقداماتی را با موفقیت اجرا کنند.
بحران ساختاری اقتصاد ایران
این مقاله ریشههای بحران ساختاری اقتصاد ایران را در منطق دولت رانتی و وابستگی مزمن به نفت جستوجو میکند. با مقایسه تطبیقی ایران با ونزوئلا، مالزی و نروژ نشان میدهد که تفاوت در کیفیت نهادها، شفافیت و پاسخگویی، مسیر فروپاشی رانتی را از مسیر اصلاح و توسعه جدا میکند و در پایان، خطوط کلی یک برنامه اصلاح نهادی و کاهش وابستگی به نفت را ترسیم میکند.
بانک جدید سازمان همکاری شانگهای
این مقاله با نگاهی تحلیلی بررسی میکند که آیا بانک جدید سازمان همکاری شانگهای توان تضعیف سلطه دلار و ایجاد مسیرهای مالی جایگزین را دارد یا خیر. بر پایه دادههای تجارت ایران–SCO و روند بینالمللیسازی یوآن، تحلیل نشان میدهد که این نهاد میتواند بخشی از هزینههای تراکنش و ریسکهای تجاری ایران را کاهش دهد، اما قادر به ایجاد تغییر بنیادین در کوتاهمدت نیست. مقاله همچنین فرصتها، تهدیدها، ریسک تحریمهای ثانویه، و واکنش احتمالی آمریکا را بررسی کرده و سناریوهای سهساله برای آینده ایران را ارائه میدهد.
آینده اقتصاد ایران
این مقاله با استفاده از دادههای شاخصهای حکمرانی جهانی و تجربه کشورهایی مانند ونزوئلا، روسیه، نیجریه و اندونزی، آینده اقتصاد ایران را در چارچوب سه سناریوی اصلی ترسیم میکند: رشد پایدار با اصلاحات نهادی و بازگشت به اقتصاد جهانی، رکود ساختاری با تداوم وضع موجود، و فروپاشی نهادی در صورت تشدید تحریم و بحران درآمدهای نفتی. تمرکز متن بر نقش کیفیت نهادها، کنترل فساد، وابستگی به مسیر و امکان گسست نهادی است و نشان میدهد که سرنوشت اقتصادی ایران بیش از هر چیز به اصلاح حکمرانی و نحوه تعامل با جهان گره خورده است.