ساعت دیپلماسی، ساعت تورم؛ دلار ۲۲۰ هزار تومانی موقت است یا ماندگار؟
دلار آزاد در کمتر از سه هفته از حدود ۱۸۷ هزار تومان به بیش از ۲۲۰ هزار تومان رسیده است. اما این جهش را نمیتوان فقط با جنگ، سفتهبازی یا تورم توضیح داد. فشار تازه بر صادرات و شبکه تسویه ارزی، تحریمهای مالی، مداخله بانک مرکزی و انتقال نرخ ارز به قیمتها، بودجه و قراردادها همزمان در حال اثرگذاریاند. این مقاله نشان میدهد سرنوشت نرخ جدید به مسابقهای میان دو ساعت بستگی دارد: ساعت دیپلماسی که میتواند پرمیوم بحران را تخلیه کند و ساعت تورم که میتواند نرخ جنگی را در ساختار اقتصاد تثبیت کند.
وقتی دود از کارخانه بلند میشود
این یادداشت نشان میدهد حملات به فولاد و پتروشیمی ایران صرفاً یک رخداد نظامی نبود، بلکه ضربهای مستقیم به موتور ارزآوری کشور بود. مقاله توضیح میدهد چرا آرامش فعلی دلار میتواند گمراهکننده باشد، چگونه اختلال در صادرات فولاد و پتروشیمی به فشار ارزی و تورمی در دوره پساجنگ تبدیل میشود، و چرا طلا در چنین وضعیتی به دارایی دفاعی بدل میشود. هسته اصلی متن این است: آسیبپذیری امروز اقتصاد ایران فقط محصول تحریم نیست، بلکه نتیجه نحوه مدیریت تحریم و تمرکز خطرناک زیرساختهای راهبردی است.
دو لبه قیچی بر گردن سرمایه: چرا طلا در جهان «ترمز» کرده اما در ایران «گاز» میدهد
قیمت طلا در ایران صرفاً تابع انس جهانی نیست؛ بیشتر ترجمه ریالی ریسک ارزی و تورمی است. در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ فدرال رزرو با کاهش ۰.۲۵ درصدی نرخ بهره اما رأیگیری ۹ به ۳، پیام داد که کاهشهای بعدی کند و مشروط خواهد بود و بنابراین رشد انس محدود میشود. همزمان انتقال بیش از ۳۳۰۰ ردیف تعرفه به تالار دوم و ارز توافقی، نقطه مرجع ذهنی بازار را بالاتر برده و فشار تقاضای ارز را تشدید میکند. نتیجه، طنابکشیای است که در آن دلار و حباب سکه غالب میشوند و حتی با ضعف انس، قیمت طلای داخلی افزایش مییابد.
پیامدهای نشست شورای حکام بر اقتصاد و بازارهای مالی ایران
این مقاله توضیح میدهد نشست شورای حکام چگونه پنج کانال انتقال ریسک—انتظارات، بازار ارز، بودجه، تجارت خارجی و جریان سرمایه—را فعال میکند. اثر آن بر دلار، طلا، بازار سرمایه و چشمانداز اقتصاد ایران در قالب سه سناریوی اصلی تحلیل شده است.
هدفگذاری تورم در اقتصاد تحت فشار
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
بازار توافقی ارز در ایران؛ شفافیت یا تورم مضاعف؟
سیاست تعمیق بازار توافقی ارز تلاش تازهای برای شفافسازی نظام ارزی ایران است. حذف نرخهای چندگانه، کاهش رانت و تقویت صادرات از مهمترین مزایای آن است؛ اما در مقابل، خطر افزایش تورم، افت قدرت خرید مردم و تشدید فشارهای بودجهای وجود دارد. این مقاله با بررسی تجربه کشورها و تحلیل دقیق ساختار اقتصادی ایران نشان میدهد که موفقیت این سیاست بدون اصلاحات بانکی، بودجهای و نهادی پایدار ممکن نیست.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.