اقتصاد سیاسی ایران, جامعه، فرهنگ و روان سیاست, حکمرانی و سیاست‌گذاری

فاشیسم؛ از حافظه تاریخی تا تکنیک اعمال قدرت

فاشیسم بیش از آنکه یک تصویر تاریخی باشد، یک متدولوژی برای اعمال قدرت است؛ تکنیکی که در آن «ارادهٔ عریان» جایگزین «اقناع عقلانی» می‌شود. این مقاله استدلال می‌کند که جایگزینی نهادها با زور، اگرچه در کوتاه‌مدت توهم نظم ایجاد می‌کند، اما در بلندمدت از طریق سه مکانیسمِ «نااطمینانی سیستماتیک»، «افزایش هزینه‌های مبادله» و «حذف تخصص»، باعث فرار سرمایه و زوال کیفیت حکمرانی می‌شود. ما نشان می‌دهیم چرا گران‌ترین کالای تاریخ، نظمی است که بر چماق استوار باشد.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

وقتی واقع‌گرایی به جبرگرایی تبدیل می‌شود

این مقاله با نگاهی انتقادی به گفتار اخیر دکتر مهدی مطهرنیا توضیح می‌دهد چرا تبدیل «نقش قدرت‌های خارجی» به یک قانون مطلق، به جبرگرایی و فلج اجتماعی می‌انجامد. استدلال اصلی این است که «آیین قدرت» نیرویی واقعی اما مشروط است و بدون شکاف‌های عمیق داخلی توان خلق انقلاب ندارد. با چارچوب چهار موتور تغییر (سازمان‌یابی، بحران مشروعیت، شکاف نخبگان، نقش بیرون) و نمونه‌های انقلاب آمریکا و انقلاب ۵۷، مسئولیت تاریخی انتخاب‌های درون‌زا برجسته می‌شود.
ادامه مطلب
آینده‌پژوهی, اقتصاد سیاسی ایران, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک

پارادوکس دشمنی؛ تحلیل اقتصاد سیاسی سیاست خارجی ایران

این مقاله با نگاهی به چهار دهه سیاست خارجی ایران، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چرا «دشمن خارجی» به بخشی از هویت ساختاری و سازوکار بقای نظام تبدیل شده است. با تکیه بر مفاهیمی چون امنیتی‌سازی و هژمونی، نویسنده استدلال می‌کند که این تقابل به یک «همزیستی خصمانه» بدل شده که در آن یک طرف سود مادی می‌برد و طرف دیگر، بهای بقا را با فرسایش توسعه می‌پردازد.
ادامه مطلب
آینده‌پژوهی, اقتصاد سیاسی ایران

از قدرت نظامی تا قدرت اقتصادی؛ چرا ایران در مسابقه با همسایگان جا ماند؟

این مقاله به کالبدشکافی شکاف اقتصادی ایران و همسایگان (۲۰۰۳ تا ۲۰۲۶) می‌پردازد. با بررسی داده‌های بانک جهانی، نشان می‌دهیم که عقب‌ماندگی استراتژیک ما حاصل کمبود منابع نیست، بلکه نتیجه نااطمینانی نهادی، فرسایش سرمایه و قفل‌شدگی تولیدی است. در حالی که رقبایی چون ترکیه و عربستان مرز تریلیون دلار را رد کرده‌اند، اقتصاد ایران درگیر تورم مزمن و افت سرمایه‌گذاری است. در پایان، سه سناریو برای آینده‌پژوهی ۲۰۳۰ و نقشه راهی برای تغییر ریل اقتصادی ارائه شده است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

اخلاق حرفه‌ای در بازار سرمایه در زمانه بحران

این مقاله سکوت نهادهای مالی و بخشی از فعالان بازار سرمایه ایران در بحران‌های سیاسی-اجتماعی را از زاویه اخلاق حرفه‌ای و اقتصاد سیاسی نهادها بررسی می‌کند. متن نشان می‌دهد این سکوت فقط ناشی از ضعف اخلاقی افراد نیست، بلکه از ترکیب وابستگی نهادی، ناامنی شغلی، سازوکار تأیید صلاحیت، ترس از هزینه‌های موضع‌گیری و فرهنگ محافظه‌کاری حرفه‌ای تغذیه می‌شود. مقاله با مقایسه سه الگوی سکوت (فرانسه، شیلی، ایران) و ارائه نسخه‌ای عملی برای کنش انسانیِ غیرجناحی، به بازتعریف مسئولیت اجتماعی بازار سرمایه می‌پردازد.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, تحلیل‌های راهبردی و ژئوپلیتیک, حکمرانی و سیاست‌گذاری

مذاکرات ایران و آمریکا؛ گفت‌وگو برای توافق یا مدیریت یک تعارض پایدار؟

تقابل ایران و آمریکا فراتر از یک اختلاف فنی بر سر پرونده هسته‌ای است؛ این تعارض اکنون به بخشی از ساختار هویتی و نهادی طرفین تبدیل شده است. در این تحلیل، تبیین می‌کنیم که چرا مشکل اصلی، «کمبود توافق» نیست، بلکه «کمبود اعتماد به دوام توافق» است. بازارها نه به خودِ توافق، بلکه به «احتمال بقای آن» قیمت‌گذاری می‌کنند. تا زمانی که هزینه‌ی نقض عهد از طریق پیوندهای ساختاری افزایش نیابد، هر توافقی صرفاً یک وقفه موقت در یک تعارض پایدار خواهد بود.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, حکمرانی و سیاست‌گذاری

تا پایان ۱۴۰۴ اقتصاد ایران کدام مسیر را می‌رود؟ دو سناریوی بدون جنگ و با جنگ برای تورم، ارز، طلا و معیشت

این مقاله تحلیلی به بررسی مسیر اقتصاد ایران تا پایان سال ۱۴۰۴ در دو سناریوی «تداوم وضع موجود» و «شوک امنیتی» می‌پردازد. هسته اصلی تحلیل بر تفاوت میان تورم رسمی و «تورم زیسته»، اثر متقابل کسری بودجه و گلوگاه ارزی، و دلایل جهش‌های گسسته قیمت دلار و طلا استوار است. در نهایت، با بررسی متغیرهای پنهان مانند بحران انرژی، راهبردهایی برای تغییر رویکرد از «شکار بازدهی» به «مدیریت ریسک و حفظ ارزش دارایی‌ها» بر اساس درجه نقدشوندگی ارائه شده است.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

طغیان علیه شفافیت: اقتصاد سیاسیِ «غیررسمی شدن» در ایران

اقتصاد زیرزمینی در ایران فقط تخلف یا بی‌انضباطی نیست؛ در بسیاری موارد واکنشی عقلایی به تورم مزمن، بی‌ثباتی قواعد، اصطکاک بوروکراسی و ابزارهای نوین حفظ حریم خصوصی مالی است. مقاله با جایگزینی «منحنی لافر» با «منحنی هزینه نهادی» نشان می‌دهد وقتی بار نهادی رسمی بودن از آستانه تحمل ریسک می‌گذرد، فشار نظارتی به‌جای افزایش درآمد دولت، به رسمی‌زدایی و مهاجرت ابزار پرداخت (طلا، تتر، تهاتر) منجر می‌شود و نهایتاً دولت را به «جزیره‌ای کوچک» در اقیانوس اقتصاد سایه تبدیل می‌کند.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران, یادداشت‌ها و نقدهای معاصر

نامه سرگشاده مهران فتحی به ریاست‌جمهوری؛ واکاوی چهار گره کور در روایت رسمی

مهران فتحی در این نوشتار، از منظر منطق داده‌ها و آینده‌پژوهی به نقد روایت‌های رسمی از وقایع اخیر می‌پردازد. او با پذیرش مفروضات بنیاد شهید و شورای امنیت کشور، چهار ابهام کلیدی را مطرح می‌کند: «ابهام در شناسایی عاملان تروریستی»، «وضعیت سامانه‌های نظارت تصویری»، «ابهامات مالی در تحویل پیکرها» و «رانت اطلاعاتی برخی رسانه‌ها». فتحی معتقد است سکوت در برابر این تناقض‌ها به فروپاشی سرمایه اجتماعی منجر می‌شود و در پایان، ۵ پیشنهاد عملیاتی برای حقیقت‌یابی و بازسازی اعتماد عمومی به ریاست‌جمهوری ارائه می‌دهد.
ادامه مطلب
اقتصاد سیاسی ایران

بوخارین و مسئله توسعه در کشورهای در حال گذار: انتقام بوخارین و پارادوکس چین و شوروی

این مقاله بوخارین را نه صرفاً یک قربانی، بلکه به‌عنوان نظریه‌پرداز توسعه در اقتصادهای کم‌سرمایه بازخوانی می‌کند. محور تحلیل، معمای انباشت و پاسخ‌های رقیب است: صنعتی‌سازی شتابان با ترجیح زمانی بالا و قید بودجه نرم در شوروی، در برابر گذار مرحله‌ای چین. با اتکا به بحران قیچی ۱۹۲۳، مفهوم «عقلانی‌سازی صنعت» در نگاه بوخارین، و سازوکار «نظام دو قیمتی/دو مسیری» در چین، نشان داده می‌شود چگونه آزادسازی حاشیه و TVEs انگیزه تولید و انباشت را فعال کرد. نتیجه‌گیری، دلالت‌های روشن برای ایران است: نفت مانند سرم رایگان، ناکارآمدی قید بودجه نرم را می‌پوشاند و اصلاحات را به دوره‌های اجبار بودجه‌ای موکول می‌کند.
ادامه مطلب