دو لبه قیچی بر گردن سرمایه: چرا طلا در جهان «ترمز» کرده اما در ایران «گاز» میدهد
قیمت طلا در ایران صرفاً تابع انس جهانی نیست؛ بیشتر ترجمه ریالی ریسک ارزی و تورمی است. در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ فدرال رزرو با کاهش ۰.۲۵ درصدی نرخ بهره اما رأیگیری ۹ به ۳، پیام داد که کاهشهای بعدی کند و مشروط خواهد بود و بنابراین رشد انس محدود میشود. همزمان انتقال بیش از ۳۳۰۰ ردیف تعرفه به تالار دوم و ارز توافقی، نقطه مرجع ذهنی بازار را بالاتر برده و فشار تقاضای ارز را تشدید میکند. نتیجه، طنابکشیای است که در آن دلار و حباب سکه غالب میشوند و حتی با ضعف انس، قیمت طلای داخلی افزایش مییابد.
چرا ترمز تورم کار نمیکند؟ داستانِ گروگانگیری بانک مرکزی
وقتی بدهی دولتها به آستانههای حساس میرسد، بانک مرکزی میان دو بد گرفتار میشود: تورم بالاتر یا تشدید بحران بدهی و بیثباتی مالی. این متن نشان میدهد چگونه در چنین رژیمی، افزایش نرخ بهره میتواند بازارها را متلاطم کند، چرا دولتها به سرکوب مالی مدرن تکیه میکنند، و چگونه سپرده و اوراق دولتی ممکن است از نظر نکول امن باشند اما از نظر حفظ قدرت خرید نه. در پایان، سه دسته دارایی برای تابآوری در برابر تورم ساختاری معرفی میشود.
آناتومی بقا؛ نجات سیاسی با ابزار تورم در اقتصاد ایران
در اقتصاد ایران، تورم فقط نتیجه سیاستهای غلط نیست؛ ابزار بقاست. این مقاله با نگاهی مقایسهای میان بحران مالی ۲۰۰۸ و نجاتهای مکرر در ایران نشان میدهد که چگونه خلق پول، زیان نهادهای رانتی را به جامعه منتقل میکند. مهران فتحی در این تحلیل سه سازوکار اصلی—«پدر بدهکار»، «پارتیبازی مالی» و «هزینه وفاداری»—را در اقتصاد سیاسی بقا تشریح کرده و راه گذار از نجات سیاسی به پاسخگویی اقتصادی را ترسیم میکند.
تورم زیسته در ایران؛ چرا عدد رسمی با تجربه مردم فاصله دارد؟
این مقاله نشان میدهد اختلاف میان تورم رسمی و برآوردهای مبتنی بر نرخ ارز، صرفاً دعوای عددی نیست؛ اختلاف در تعریف تورم و مرجعیت واقعیت اقتصادی است. آمار رسمی بخشی از تجربه مردم را ثبت نمیکند: افت کیفیت، کوچکفروشی، کمبود و مهمتر از همه «تورم زیسته» که برای طبقه متوسط به معنای دور شدن از مالکیت و گرفتار شدن در تله فقر است. در غیاب لنگر معتبر، جامعه به نرخ دلار و سیگنالهای بیرونی تکیه میکند و مارپیچ انتظارات شکل میگیرد. راه خروج، بازسازی اعتبار نهادی با شفافیت است.
پیامدهای نشست شورای حکام بر اقتصاد و بازارهای مالی ایران
این مقاله توضیح میدهد نشست شورای حکام چگونه پنج کانال انتقال ریسک—انتظارات، بازار ارز، بودجه، تجارت خارجی و جریان سرمایه—را فعال میکند. اثر آن بر دلار، طلا، بازار سرمایه و چشمانداز اقتصاد ایران در قالب سه سناریوی اصلی تحلیل شده است.
پولِ ساکت، قدرتِ فعال ، اقتصاد سیاسی سلطه مالی و خشکیدن نقدینگی در بورس ایران
این مقاله با تحلیل اقتصاد سیاسی نشان میدهد چگونه سیاست پولی ایران از ابزار کنترل تورم به ابزار مهندسی قدرت تبدیل شده است. «پول ساکت» در واقع تکنولوژی سلطهای است که از طریق انجماد نقدینگی، جامعه را در سکوت اقتصادی نگاه میدارد.
ایران بدون میانه؛ مرگ آرام طبقه متوسط
«ایران بدون میانه» روایت سقوط ستون عقلانیت است؛ جایی که طبقهٔ متوسط، موتور ثبات و گفتوگو، در فرسایشی آرام فرو میپاشد. این مقاله با دادههای اقتصادی و تحلیل اجتماعی، زلزلهای را شرح میدهد که از تورم و رانت آغاز شد و به بحران اعتماد انجامید.
تورم چیست و چگونه بهوجود میآید؟
تحلیل جامع تورم مزمن ایران از منظر اقتصاد سیاسی: از سلطه مالی و خلق پول بیپشتوانه تا شکست ارتباطی و انتظارات تورمی. این مقاله چارچوب سهبعدی پول–نهاد–اعتماد را برای فهم و مهار تورم ارائه میدهد.
بانک آینده، گذشتهای که تمام نمیشود
این مقاله با واکاوی پرونده بانک آینده، یکی از نمادینترین بحرانهای بانکی ایران را تحلیل میکند. مهران فتحی نشان میدهد که این بحران صرفاً مالی نیست، بلکه بازتاب شکست نهادی در شفافیت، پاسخگویی و اعتماد است. از ادغام سیاسی مؤسسات غیرمجاز تا خلق سودهای موهوم و نجاتهای پنهان، نظام بانکی به شبکهای از بانکهای زامبی تبدیل شده است که بقا در آن، بهجای اصلاح، با انکار ممکن میشود.
چرا تورم ایران رشد را میکُشد؟
تورم در ایران فقط افزایش قیمت نیست؛ نقطهای است که از آن به بعد اقتصاد توان تحمل ندارد. این مقاله نشان میدهد چرا از آستانه ۲۰ درصد به بعد، رشد اقتصادی میمیرد و چگونه «ظرفیت شکستنی» اقتصاد ایران هر شوک کوچک را به بحران بزرگ تبدیل میکند.