هدفگذاری تورم در اقتصاد تحت فشار
تورم در ایران فقط یک پدیدهی اقتصادی نیست؛ بازتاب فروپاشی نهادی و بحران اعتماد میان دولت و مردم است. مهران فتحی در این مقاله، با اتکا به نظریهی «سلطه مالی»، ناترازی بانکی، پولیسازی کسری بودجه و دلاریزهشدن جامعه را بهعنوان حلقههای یک زنجیرهی خودتولیدگر توضیح میدهد. او در پایان تأکید میکند که مهار تورم، از بازسازی اعتماد آغاز میشود، نه از تغییر نرخ بهره.
ماشه روی شقیقه اقتصاد ایران
این مقاله اثر فعالسازی مکانیسم ماشه را بر اقتصاد ایران از دو منظر بررسی میکند: شوکهای کوتاهمدت—افزایش نرخ ارز، جهش تورم، کاهش صادرات نفت و تشدید ریسک کشوری—و پیامدهای بلندمدت شامل رکود ساختاری، کاهش سرمایهگذاری خارجی و تغییر جهتگیری ژئوپلیتیکی منطقه. همچنین سه سناریوی آینده، از تشدید بحران تا بازگشت به مذاکره، تحلیل شده است.
تحلیل پیامدهای اقتصادی فعالسازی مکانیزم ماشه بر ایران
این مقاله پیامدهای اقتصادی فعالسازی مکانیزم ماشه را در دو سطح بررسی میکند: شوک آنی ۳۰ روز نخست، که بازار ارز، طلا، بورس، تجارت و رفتار جمعی را بهسرعت تحتتأثیر قرار میدهد؛ و اثرات ساختاری بلندمدت که بسته به میزان اجماع جهانی، مسیر اقتصاد ایران را میان سه سناریوی اصلی—فروپاشی ارزی، انزوای کنترلشده، یا مدیریت نسبی بحران—شکل میدهد.
بازار توافقی ارز در ایران؛ شفافیت یا تورم مضاعف؟
سیاست تعمیق بازار توافقی ارز تلاش تازهای برای شفافسازی نظام ارزی ایران است. حذف نرخهای چندگانه، کاهش رانت و تقویت صادرات از مهمترین مزایای آن است؛ اما در مقابل، خطر افزایش تورم، افت قدرت خرید مردم و تشدید فشارهای بودجهای وجود دارد. این مقاله با بررسی تجربه کشورها و تحلیل دقیق ساختار اقتصادی ایران نشان میدهد که موفقیت این سیاست بدون اصلاحات بانکی، بودجهای و نهادی پایدار ممکن نیست.
تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در بزنگاهی حساس
این مقاله با نگاهی اقتصادسیاسی، آینده ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ را در قالب سه سناریوی محتمل تحلیل میکند: بازگشت تحریمهای شورای امنیت، خطر درگیری نظامی محدود، و احتمال توافق موقت. پیامدهای تورمی، ارزی، بودجهای و اجتماعی هر سناریو بررسی شده و نقش ناترازی انرژی، سرمایه اجتماعی و ساختارهای نهادی در تعیین مسیر آینده تبیین میشود. این تحلیل نشان میدهد که سرنوشت اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاست خارجی و میزان شفافیت حکمرانی وابسته است.
حذف چهار صفر؛ جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد
حذف چهار صفر از پول ملی در ایران اغلب بهعنوان راهکاری فوری برای بازگرداندن ارزش ریال معرفی میشود، اما این مقاله توضیح میدهد که چنین اقدامی بدون اصلاحات ساختاری، بیشتر «جراحی زیبایی روی جسد اقتصاد» است. ضعف تولید، کسری بودجه مزمن، رشد نقدینگی، دخالت سیاسی در سیاست پولی و تورم پایدار، اجازه نمیدهد حذف صفر حتی در میانمدت اثر واقعی داشته باشد. تجربه جهانی نیز نشان میدهد کشورها تنها پس از اصلاحات عمیق و ثبات اقتصادی توانستهاند چنین اقداماتی را با موفقیت اجرا کنند.
تحلیل جامع آزمون استرس اقتصاد انرژی ایران
این مقاله با استفاده از دادههای واقعی صادرات نفت ایران، اثر فعالسازی مکانیسم ماشه را در قالب آزمون استرس اقتصاد انرژی بررسی میکند. سه سناریوی پایه، بدبینانه و خوشبینانه مدلسازی شده و تأثیر آنها بر درآمدهای ارزی، کسری بودجه، نرخ ارز و تورم تحلیل میشود. در ادامه، مجموعهای از راهکارهای کوتاهمدت برای مدیریت شوک ارزی و اصلاحات بلندمدت در حوزه قیمتگذاری انرژی و توسعه صادرات فرآوردهها ارائه میشود تا تابآوری اقتصاد ایران افزایش یابد.
تورم مزمن در ایران: از سلطه مالی تا شکست حاکمیت پولی
تورم مزمن در ایران دیگر یک خطای سیاست پولی ساده نیست؛ صورتبندی مالی بحرانی عمیق در حکمرانی است. این متن با تکیه بر مفهوم «سلطه مالی» نشان میدهد چگونه دولت، بانک مرکزی و بانکهای خصولتی در چرخهای از کسری بودجه، خلق اعتبار رانتی، شوکهای ارزی و تحریمها، تورم را به نهاد پایدار زندگی مردم تبدیل کردهاند. در ادامه، نقشه راهی برای شکستن این چرخه از مسیر اصلاح بودجه، بازسازی سیاست پولی، تقویت نهادهای ناظر و پیوند با اقتصاد جهانی پیشنهاد میشود.