فقر در عصر قفسههای پُر
در ایران امروز، کالا در قفسهها هست، اما قدرت خرید از دست رفته است. تورم مزمن، سقوط ارزش ریال، عقبماندن دستمزد از سبد معیشت و چندنرخیبودن اقتصاد، توان خانوار برای تبدیل درآمد به زندگی عادی را فرسوده کرده است. نتیجه، «فقر انتخاب» است: خانوار نه از سر اختیار، بلکه از سر اجبار، پروتئین، درمان، آموزش و آینده را حذف میکند. تورم در اینجا فقط گرانی نیست؛ مدل خاموش بازتوزیع ثروت از مزدبگیران و سپردهگذاران خرد به دارندگان دارایی، بدهکاران بزرگ و ذینفعان رانت است.
وقتی فناوری خطرناک میشود: چرا ساختار قدرت در ایران از اینترنت آزاد و اقتصاد دیجیتال میترسد؟
چرا ایران با وجود گسترش اینترنت، پرداخت دیجیتال و پلتفرمهای بزرگ، هنوز وارد اقتصاد دیجیتال واقعی نشده است؟ این مقاله استدلال میکند مسئله فقط تحریم، کمبود سرمایه یا ضعف مدیریت نیست. فناوری در ایران تا جایی پذیرفته میشود که به کنترل، تمرکز داده و حفظ رانت کمک کند؛ اما هرجا بخواهد رقابت ایجاد کند، هزینه مبادله را پایین بیاورد و قدرت اقتصادی را بازتوزیع کند، مهار میشود. از اینترنت و رمزارز تا پلتفرمهای داخلی، مقاله نشان میدهد چگونه «فناوری مهارشده» به بخشی از منطق بقای نظم موجود تبدیل شده است.
چین و آمریکا: جنگی که تجاری نیست
تقابل چین و آمریکا اختلافی ساده بر سر تعرفه و کسری تجاری نیست؛ نزاعی ساختاری بر سر نوشتن قواعد قرن بیستویکم است. این رقابت در سه میدان اصلی جریان دارد: استانداردهای فناوری، نظم دلاری و زنجیرههای تأمین جهانی. در این میان، ایران نه متحد راهبردی چین است و نه بازیگری مستقل در برابر آمریکا؛ بلکه تا زمانی که فاقد راهبرد توسعه، دیپلماسی متوازن و اقتصاد رقابتی باشد، به متغیر فشاری تبدیل میشود که دیگران از بیثباتی آن برای افزایش هزینه رقیب استفاده میکنند.
شوک ابلاغیهای؛ حلقۀ گمشده در تحلیل سودآوری صنایع بورسی
این مقاله با بررسی جهش و عقبنشینی نرخ گاز صنایع در پایان ۱۴۰۴ نشان میدهد که بخشی از ریسک سودآوری شرکتهای بورسی ایران از متغیرهای معمولی مانند دلار، تورم یا صادرات نفت نمیآید، بلکه از تصمیمات ابلاغیهمحور دولت ناشی میشود. متن استدلال میکند که قیمتگذاری دستوری باید نه فقط بهعنوان «ریسک توضیحی»، بلکه بهمثابه منبع مستقل شوک در تحلیل بازار سرمایه وارد شود.
آتشبس روی دستگاه اکسیژن؛ خلیجفارس در آستانه یک نظم تازه یا یک جنگ ناخواسته؟
این مقاله بحران تازه ایران و آمریکا را نه صرفاً بهعنوان احتمال یک جنگ، بلکه بهمثابه نشانهای از فروپاشی نظم قدیمی خلیجفارس تحلیل میکند. متن نشان میدهد چرا آتشبس فعلی شکننده است، چرا اعراب منطقه میان همکاری با آمریکا و ترس از فروپاشی ایران گرفتارند، نقش اسرائیل، چین و روسیه در معادله چیست، و چگونه زمان میتواند خطر خطای محاسباتی و جنگ ناخواسته را افزایش دهد.
پارادوکس مهار
این مقاله نشان میدهد بحران فعلی خاورمیانه صرفاً یک تنش ژئوپلیتیک نیست، بلکه نتیجه فرسایش ابزارهای سنتی مهار در اقتصاد سیاسی جهانی است. با تحلیل چهار لایه هستهای، منطقهای، انرژی و پترودلار، توضیح داده میشود چگونه افزایش هزینه اجتناب از جنگ، بازیگران را ناخواسته به سمت درگیری سوق میدهد. در این چارچوب، بازار نفت، تورم جهانی و نظم پولی بینالمللی بهطور مستقیم تحت تأثیر این پارادوکس قرار گرفتهاند.
بازار انرژی پس از هرمز؛ از کنترل تولید تا کنترل عبور
این مقاله نشان میدهد بازار جهانی انرژی در حال عبور از یک تغییر بنیادین است: انتقال قدرت از «کنترل تولید» به «کنترل مسیر». با تحلیل اختلاف قیمت مربان و برنت، نقش تنگه هرمز، و استراتژی بازیگرانی مانند امارات، چین و ایران، استدلال میشود که گلوگاههای انرژی نهتنها ابزار قدرت، بلکه عامل فرسایش همان قدرتاند. در این چارچوب، نظم کارتلها تضعیف شده و نظمی ناپایدار مبتنی بر کریدورها در حال شکلگیری است.
چرا مذاکره ممکن نیست
این مقاله استدلال میکند که بنبست در مذاکرات ایران و آمریکا نه نتیجه خطای سیاسی یا سوءنیت، بلکه حاصل یک ساختار قفلشده است. با تحلیل پنج لایه—از منطق تحریم و تله بازگشتناپذیری تا بحران تعهد و قفل داخلی—نشان داده میشود که هر دور تقابل، هزینه توافق را افزایش میدهد و امکان یک توافق پایدار را از بین میبرد. نتیجه نهایی این است که حتی توافقهای موقت نیز در این ساختار ناپایدار خواهند بود و تقابل به مسیرهای خارج از مذاکره سوق پیدا میکند.
سلطنت در غیاب خویش
این مقاله با نقد روایت توطئهمحور درباره کنفرانس گوادلوپ، استدلال میکند که سقوط سلطنت پهلوی نه در کارائیب، بلکه پیشتر در درون ساختار اقتصاد سیاسی ایران آغاز شده بود. از جهش درآمد نفتی، تورم و شکاف طبقاتی تا بحران بازار، ۱۷ شهریور، نوفللوشاتو، اعتصاب کارگران نفت و فلج تصمیمگیری در رأس حکومت، همه نشان میدهند گوادلوپ علت سقوط نبود، بلکه ثبت دیپلماتیک فروپاشی داخلی بود. مقاله همچنین با مفهوم «نفی ارزان، تأسیس گران» منطق پیروزی انقلاب و تصاحب مرحله تأسیس را توضیح میدهد.
مماشات و زمان؛ چرا صلحطلبی با رژیمهای ایدئولوژیک، به انباشت بحران میانجامد؟
این مقاله میکوشد نشان دهد که مماشات را نباید با دیپلماسی یا تعامل یکی گرفت. در مواجهه با رژیمهای ایدئولوژیکِ بحرانمحور، امتیازدهی یا تعلل لزوماً به صلح ختم نمیشود، بلکه میتواند به انباشت بحران در طول زمان بینجامد. با مرور چهار تجربه تاریخی ـ از توافق مونیخ و تعلل آمریکا در برابر فاشیسم تا پرونده هستهای کره شمالی و الگوی مواجهه با جمهوری اسلامی ـ مقاله توضیح میدهد که زمان در سیاست بیطرف نیست: یا به سود مهار بحران کار میکند، یا به سود گسترش آن. در پایان، «محدودسازی» بهعنوان بدیل راهبردیِ دوقطبیِ جنگ یا مماشات طرح میشود.